"اینجا دستی وجود دارد
که بر روزهایم چیره میشود
و حرفهایم را میدزدد.
ای درختِ غمگین! ای درختِ زرین
بالاتر برو! گلایههایم را بشنو!
آتش بگیر
تا تو را درطلوعِ ِ خاکستر بنگرم!
هر بار که ستارهای را گم کردم
راهِ ستارگان گم شد
و بعد خودم را گم کردم
ای درختِ پاییز منفجر شو
تا پنجره در پنجره گشوده شوم
آزادی، زبانِ من است:
سلام بر آنان که بیهوده دوستشان دارم
سلام بر آنان که با زخمهای من روشن شدهاند"
@kharmagaas
محمود درویش
Post #20707
6.71K

- 🤝 72
- 💔 37
- 👌 14
- 😡 2