فرهاد قنبری
زوال تمدنی، از جفرسون تا ترامپ
⏪ ابنخلدون، قرنها پیش از آنکه علوم اجتماعی جدید شکل بگیرد، یکی از مهمترین الگوهای تبیین ظهور و افول دولتها و تمدنها را در مفهوم «عصبیت» بیان کرده است. از نگاه او، جوامع و امپراتوریها در آغاز راه، از نوعی همبستگی، احساس تعلق جمعی، فداکاری و آمادگی برای تحمل سختیها و مصائب برخوردارند و همین «عصبیت» است که نیروی لازم برای برپایی دولت و ساختن تمدن را فراهم میکند. اما هنگامی که این قدرت تثبیت میشود و نسلهای بعدی در رفاه و آسایش رشد میکنند، بهتدریج روحیه نخستین از میان رفته و تجمل، رفاه، فردگرایی، خودبرتربینی و لذتطلبی جای آن همبستگی اولیه را میگیرد. از این منظر، زوال تمدن پیش از آنکه در میدان جنگ و در برابر دشمن خارجی رخ دهد، از درون و در ساختار اخلاقی، اجتماعی و سیاسی جامعه آغاز میشود.
⏺ در تاریخ بشری هیچ تمدنی به صورت آنی و لحظهای دچار انحطاط و فروپاشی نشده است. انحطاط پروژهای زمان بر است که مخفیانه و پنهانی به جان یک تمدن میافتد و آرام آرام و غیر ملموس ریشهها و بنیانهای آن تمدن را بلعیده و از بین می برد.
⏺ اغلب تمدنها در اوج قدرت، غرق در غرور، خودبرتر بینی شده و کم کم از مسائل اساسی و بنیادین اداره جامعه غافل میشوند. گذشته باشکوه، ثروت انباشته شده و احساس برتری نسبت به دیگران، جامعه را از توجه به عوامل واقعی قدرتاش غافل میکند و زمینه سقوط فراهم میشود. همه این عوامل باعث می شود به مرور جامعه تحت سیطره و حکومت افراد نادان و نالایق قرار بگیرند. حاکمان نالایق هم به علت نداشتن دید و تفکر عمیق با وضع و اجراء قوانین ناکارآمد و مضر، در حوزه های مختلف اجتماعی مانند آموزش، تربیت نیروهای نظامی و سایر امور مربوط به حوزه عمومی، شهروندانی بی خرد، کوتهبین را پرورش خواهند داد. دو عامل «حاکم نالایق» و «شهروند نادان» دو روی یک سکه هستند که در یک روند طولانی موجب بازتولید یکدیگر شده و در نهایت زمینه زوال و فروپاشی یک تمدن را فراهم خواهند کرد.
⏺ به ایالات متحده به عنوان ابرقدرت امروز جهان بنگریم! زمانی شهروندان آمریکایی افرادی مانند توماس جفرسون، جرج واشنگتن و آبراهام لینکلن را به ریاست جمهوری خود بر می گزیدند.
در واقع شهروندان آمریکایی با احساس تعهد در قبال جامعه خود با مطالعه و آگاهی بیشتر دست به انتخاب می زدند و سعی می کردند سیاست مدارانی کاردان را برگزینند. در مقابل چنین سیاست مدارانی نیز نسبت به رشد سطح فرهنگی، سیاسی و اخلاقی جامعه خود احساس تعهد داشتند و با تصویب قوانین مختلف سعی در توسعه همه جانبه جامعه خود داشتند. این دو رویکرد و نگاه چه از جانب شهروندان و چه از جانب سیاستمداران نمایانگر شهروندان متعهد و سیاست مداران کاردان بود که هر دو در کنار یکدیگر باعث رشد و اعتلاء جامعه خود میشدند.
⏪ حالا شهروندان آمریکایی شخصی با ویژگیهای ترامپ را به ریاست جمهوری خود برمیگزیند.
طبیعتاً ظهور ترامپ را نمیتوان تنها با ویژگیهای شخصی او توضیح داد. ترامپ در بستری اجتماعی و سیاسی شکل گرفته است که در آن شکافهای سیاسی و فرهنگی، بیاعتمادی به بخشی از نهادهای سنتی، قطبیشدن فضای عمومی و نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی نقش داشتهاند.
از این منظر، ترامپ بیش از آنکه صرفاً یک «علت» باشد، یکی از نشانههای بحران عمیقتر در آمریکاست.
⏪ گذار از جفرسون، واشنگتن و لینکن تا رسیدن به ترامپ مراحل مهمی از زوال و انحطاط تمدنی است که به صورت آرام و خزنده پیش رفته و در آینده ای نه چندان دور خود را به صورت عینیتری نشان خواهد داد.
@kharmagaas
Post #20703
4.92K
Forwarded from خرمگس
- 👌 133
- 🤝 14
- 😡 3