یه چیز جالبی که فهمیدم اینه که عمده دلیلی که اکثر تیم های استارتاپی و دانشجویی باعث شکست و فروپاشی میشن ذهنیت اشتباه توی انتخاب آدم هاست
اغلب مواقع اینطوریه که ۴ تا دوست هم رشته و هم دانشگاهی باهم آشنا میشن میگن بریم مثلا این کارو انجام بدیم و همه میگن بریم بعدم اوایل همه افتخار و ذهنیتشون اینه که ما موفق میشیم چون شباهت ذهنی و فنی و فکری بیشتری نسبت به تیم های دیگه داریم
اما یکم که کار جلو میره مخصوصا وقتی پای منفعت و درآمد وسط میاد همین شباهت ها تبدیل میشه از انگیزه همکاری به انگیزه شوت کردن همدیگه بیرون
یعنی میگن اون فلانی که کار خاصی انجام نمیده فقط پایتون کاره پول و سهمشو بدید من انجام میدم
یا فلانی فقط شبکه بلده من خودم میخونم انجام میدم شوتش کنید بیرون
و در نهایت کشتی یا کامل چپ میکنه یا اگرم غرق نشه از اون حالت رشد و خلاقیت و شانس موفقیتش تبدیل میشه به یه چیز درب و داغون که کم کم نابود میشه
یکی از دلایل اصلیشم اینه که هر کسی فکر میکنه اون یکی چرت و پرت میگه و خودش بهتر بلده و من بیشتر میفهمم و من بهترم و همین باعث میشه همکاری تبدیل به رقابت بشه
راه حلش چیه؟
اینکه آدم ها متفاوت باشن تا جایی که یکی بتونه به اون یکی بگه من توی این حوزه بیشتر و بهتر بلدم و این همکاری از روی نیاز به همدیگه باشه نه فقط از روی رفاقت و صمیمیت و همکلاسی بودن
مثلا یکی حسابدار باشه یکی منابع انسانی باشه یکی سخت افزار بلد باشه یکی نرم افزار بلد باشه این تیم ثبات و شانس موفقیت بیشتری داره تا اینکه همه مثل هم باشن
آقا اینم از نکته اخلاقی امروز
بای بای
@KernelSP