TGViewer
Channel Public Channel
حجت کاظمی

حجت کاظمی

@kazemi_hojjat

استادیار علوم سیاسی در دانشگاه تهران،
اینجا محلی برای انتشار یادداشتها و مقالات من است.
Subscribers
598
Photos
48
Videos
5
Links
25
Recent Posts 14 shown
Post #231 675
تابلوی گرنیکا برای ایران(ادامه)
حجت کاظمی
3-در 26 آوریل 1937، بمب‌افکن‌های آلمانی بر روی شهر کوچک گرنیکا در ایالت باسک اسپانیا پرواز و بازار آن را بمباران کردند. برخی آن حادثه را به عنوان نخستین نمونه استفاده هدفمند از بمباران هوایی علیه شهرها و مردم عادی در تاریخ مدرن دانسته‌اند؛ بمبارانی که هدف آن ایجاد وحشت و فشار بر مردم برای تامین اهداف تجاوزکارانه بود. بازار گرنیکا ویران و صدها تن کشته و زخمی شدند. جز اخبار مربوط به بمباران و تلفات، چیزی که از آن واقعه برجامانده تنها چند عکس رنگ و رو رفته است. رویداد بمباران گرنیکا می‌توانست به خاطره‌ای مبهم و فراموش‌شده در تاریخ خونین قرن بیستم تبدیل شود. اما پیکاسو در تابلوی «گرنیکا» مرگ و ویرانی آوار شده بر انسانها توسط نیروی شر را جاودانی کرد. گرنیکا تبدیل به یادمانی فرازمانی و فرامکانی از وحشت جنگ و تباهی مهاجمان شد. غرض اصلی هنرمند حفظ خاطره قربانیان شرارت بود.
در این ایام به‌حق از دانش‌آموزان مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب و ملوانان غریب ناو دنا بسیار سخن گفته شده است. اما باید به خاطر داشت که طی جنگ تحمیلی چهل روزه در گوشه و کنار این کشور جنایت‌های متعددی توسط متجاوزان آمریکایی-اسرائیلی اتفاق افتاده که کمتر موضوع بحث و توجه عمومی بوده است. انبوهی از دارایی‌ها و زیرساخت‌های نظامی، اقتصادی، علمی-فرهنگی کشور تخریب‌شده، مردم خانه‌های خود را از دست داده و هزاران جان‌ ارزشمند از دست رفته است. نکته مضحک ماجرا آن است که این همه با ادعای «حمایت از مردم ایران» صورت گرفته است. من شاهد یکی از این حملات بودم و آرزو می‌کنم در میان ما افرادی باشند که قادر باشند آنچه بر این سرزمین و مردم رفته است را به نحو ماندگاری ثبت و روایت کنند. روایت این قصه‌ها و تکرار آنها به زبان‌ و بیانی شایسته، به دور از کلیشه‌سازی‌های مرسوم، راهی برای مقابله با فراموشی زخم‌هایی است که توسط جنایتکاران بر وطن ما وارد شده است.
@kazemi_hojjat
Post #229 638
تابلوی گرنیکا برای ایران
حجت کاظمی
1-چند روز بعد از آغاز تهاجم محور آمریکایی-اسرائیلی به ایران به خاطر شرایط تهران، در شهر بروجرد مستقر شده بودم. غروب بود و ساعت‌ها کلنجار رفتن با اخبار جنگ ذهن و روانم را به مرزهای مالیخولیا رسانده بود. راهی خیابان شدم تا گشتی در شهر بزنم. من اهل آن شهر نیستم و پیاده‌روی حکم کشف کردن هم برایم دارد. در میدان مرکزی شهر، در پیاده‌رو روبروی شهرداری بروجرد یادمانی برای پاسداشت مشاهیر بروجرد ساخته‌اند. عجله‌ای نبود پس یکبار دیگر در حال قدم زدن اسامی بزرگان شهر را خواندم: آیت‌الله بروجردی، عبدالحسین زرین‌کوب، عبدالمحمد آیتی، مهرداد اوستا و.... چشمم به آرامگاهی افتاد که در کنار پیاده‌رو قرارداشت و من تا آن زمان آن را ندیده بودم. گویا آن منطقه قبرستانی قدیمی بوده و با تغییر فضای شهری، اکنون این آرمگاه تنها باقیمانده آن وادی خاموشان بود. بر روی سنگ قبر نام«سید جمال اصفهانی» درج شده بود. تعجب کردم. چطور من در تمام این سالها آرامگاه واعظ شهیر مشروطه و پدر سید محمد علی جمالزاده را در این گوشه خیابان ندیده بودم. سید جمال واعظ متولد همدان بوده، به خاطر سکونت طولانی در اصفهان به آن ولایت منتسب شد، با منبرهای خود در ایام مشروطه نقشی تاریخی ایفا کرد، در ایام استبداد صغیر از تهران گریخت ولی در حین مهاجرت به عتبات در بروجرد زندانی و مقتول شد.
به راهم ادامه دادم. از میدان اصلی شهر عبور کردم و وارد خیایان شهدا شدم. مردم شهر با گذشت چند روز از آغاز جنگ، ترجیح داده بودند آن را فراموش کنند. هوا خوب بود و مردم بیرون آمده بودند تا گشتی بزنند و در روزهای منتهی به عید خریدی بکنند. در طبقه زیرزمین یک پاساژ کتابفروشی کوچکی هست که مدیر آن اهل کتاب است. رفتن به کتابفروشی سرگرمی همیشگی من بوده. داخل رفتم به امید آنکه در آن روزهای پراضطراب با دیدن کتابها و خرید کتابی دلخوشی کوچکی برای خودم خلق بکنم. تازه وارد شده بودم که ناگهان صدای مهیبی بلند شد. یک صدای سوت‌مانند و ثانیه‌ای بعد انفجاری در نزدیکی. لحظاتی بعد صدای انفجاری دیگر این‌بار سوت موشک را نشنیدم. انفجار دوم مقداری دورتر رخ داده بود. گیج، حیران و هراسان به خیابان آمدم. در چند صدمتری جایی که من بودم و در 50 متری آرامگاه سیدجمال واعظ اصفهانی، مرکز فرماندهی انتظامی شهرستان، درست در وسط شهر و در شلوغ‌ترین ساعات روز توسط دشمن بمباران شده بود. مثل بیشتر مراکز انتظامی، ساختمان از مدتی قبل تخیله شده بود.
2-چیزی که آن روز در مرکز شهر بروجرد دیدم جنایتی هولناک بود که صحنه‌ای آخرالزمانی خلق کرده بود. در یک لحظه زمین و زمان تغییر کرد. گرد و خاک منطقه را پوشانده بود، شیشه مغازه‌ها ریخته بود، مردم وحشت کرده بودند و زنان و کودکان زیادی گریه می‌کردند. با نزدیک شدن به محل حادثه ابعاد فاجعه آشکار‌تر می‌شد. تعدادی از ساختمان‌ها و انبوهی از مغازه‌های کنار و روبروی کلانتری ویران شده و پیکرهای قربانیان یا زیر آوار مانده یا به اطراف پرتاب شده بود. شهروندی ناشناس از خیابان روبروی کلانتری بمباران‌شده فیلمی گرفته است که یکی از تصاویر هولناک این جنگ است(اینجا). وحشت آن لحظه در فیلم پیداست. خیابانی پیچیده در گرد و غبار، ساختمان‌های ویران، درختان از جا کنده‌شده، اتومبیل‌هایی که با موج انفجار پرتاب شده‌اند، چهره‌های خاک‌گرفته و بهت‌زده عابران، شیون زنان و ناگهان پیکر خانمی که با سری آویزان در ماشین‌اش به شهادت رسیده.
غرق در بهت و وحشت از محل حادثه خارج شدم. تماس اطرافیان نگران شروع شد. وقت برگشت به این فکر می‌کردم که لحظاتی قبل از بمباران از آن محل عبور کرده بودم، چند دقیقه‌ای در نزدیکی محل بمباران در کنار آرمگاه سیدجمال واعظ ایستاده بودم.
در حملات 17 اسفند به شهر بروجرد 17 شهروند شهید شدند؛ از جمله زنی باردار و چند کودک. در انبوه مصیبت‌های جنگ اخبار آن جنایت بازتاب زیادی در رسانه‌ها نداشت و در سطح محلی محدود ماند. (ادامه دارد)
@kazemi_hojjat
www.tabnak.ir تصاویر قتل عام وحشیانه مردم بروجرد در حمله آمریکا و اسرائیل تصاویر قتل عام وحشیانه مردم ایران در بروجرد بر اثر حملات هواگردهای رژیم اسرائیل و آمریکا را با این توضیح می‌بینید که این تصاویر برای اشخاص زیر 18 سال و بیماران روحی و قلبی مناسب نیست.
Post #227 665

Forwarded from کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران

🔹کانون ایران‌شناسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

🔻«کنکاشی نظری در مفهوم ملیت و ملی‌گرایی در ایران»

🔸سخنرانان:
دکتر مراد ثقفی
پژوهشگر علوم سیاسی

دکتر حجت کاظمی
عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران

دکتر علی‌اشرف نظری
عضو هیئت علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران

دکتر شروین مقیمی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

🔹دبیر نشست:
دکتر رامین البرزی
دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

▪️زمان: سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۷
▫️مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تالار عنایت

🖇ورود برای عموم آزاد است.

@iranshenasi_ut
Post #226 659
Audio
🔹پوشهٔ شنیداری درس‌گفتار «محمد قزوینی و شکل‌گیری ایران‌شناسی جدید» از دورهٔ «درنگی بر روشنفکران ایرانی»

🔻سخنران:
دکتر حجت کاظمی

شنبه، ۲۷ آبان‌ماه ۱۴۰۴

🖇کانون ایران‌شناسی دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
@kazemi_hojjat
Post #225 1.84K
احضار بی‌پایان گذشته
حجت کاظمی
نیچه در کتاب«سودمندی‌ها و ناسودمندی‌های تاریخ برای زندگی» گفته است حیوانات موجوداتی«غیرتاریخی» و «سرمست لحظه‌اند و به همین دلیل نه غمگیند و نه افسرده»؛ ولی انسان‌ها همواره از یک «تب تاریخی فرساینده» رنج می‌برند. از نظر او آسودگی، انعطاف‌پذیری و زایندگی فردی و گروهی بدون فراموش‌کردن غیرممکن است. «هرچه ریشه‌های اعماق وجود یک شخص قوی‌تر باشد تسلط گذشته بر او محرزتر و مسلم‌تر است» و در نتیجه قابلیت او برای انطباق با شرایط پائین‌تر خواهد بود. حافظه تاریخی در عین خلق حسی از اصالت می‌تواند عاملی برای تباهی فردی، ملی و تمدنی باشد.
تماشای فیلم «سفر طولانی روز در شب»(۱۹۶۲) ساخته درخشان سیدنی لومت ‌بی‌اختیار من را به یاد حرف‌های نیچه انداخت. فیلم برداشتی وفادارانه از نمایشنامه «سفر طولانی روز در شب» آخرین اثر یوجین اونیل و زندگی‌نامه خودنوشت او در قالبی داستانی است. نمایشنامه داستان یک روز از زندگی خانواده چهارنفره تایرون است که از صبح آغاز و در نیمه‌های شب به پایان می‌رسد. اونیل از لابه‌لای سلسله گفتگوهای دو، سه و چهارنفره ما را به قلب کابوس جمعی تایرون‌ها می‌برد.
شکل خاص بدبختی تایرون‌ها نتیجه کنار هم قرارگرفتن اعضایی با خصوصیات شخصیتی ویرانگر است. مهم‌ترین خصیصه اعضای خانواده تمایل مداوم آنهاست برای یادآوری گذشته آشفته خانوادگی؛ گذشته‌ای پر از شکست که عبور از آن ناممکن به نظر می‌رسد. در جایی گفته می‌شود «گذشته، همان حال است، این‌طور نیست؟ گذشته، آینده هم هست. همه ما تلاش می‌کنیم که از آن خارج شویم؛ اما زندگی این اجازه را به ما نمی‌دهد.» اعضای خانواده کتاب‌خوانده و باهوش‌اند؛ ولی این هوش به‌جای آنکه باعث غلبه آنها بر مشکلات و خلاقیت شود؛ صرف خودتخریبی، دیگر تخریبی، مرگ‌اندیشی و از همه مهم‌تر به‌یادآوردن مداوم گذشته شده است. در گذشته‌ای که هر فردی روایت مطلوب خود را از آن ارائه می‌دهد؛ هدف اصلی یافتن مقصر برای توجیه شکست‌ها است. همین به یاد آوردن مداوم و مقصرجویی باعث تبدیل آنها به انسان‌هایی روان‌رنجور شده و زندگی آنها را تباه ساخته است.
مادر (ماری با بازی شگفت‌انگیز کاترین هپبورن) که به‌خاطر تسکین درد روماتیسم معتاد به مرفین است؛ بیش از دیگران در گذشته سیر می‌کند. پسر کوچک (ادموند) یک‌بار او را «روحی که در گذشته‌ها سیر می‌کند» توصیف می‌کند. در خاطره‌گویی مالیخولیایی که با کاهش اثر مرفین و افزایش درد اوج می‌گیرد؛ حسرت و سرزنش حضور نیرومندی دارد. ازدواج با جیمز(پدر خانواده) باعث تبعید از بهشت(خانه پدری) به جهنم شده و آرزوهایش بر باد رفته است.
خصوصیت ویرانگر پدر خساست اوست. در جریان داستان می‌فهمیم این خساست ریشه در کودکی فقیرانه و رهاشدن توسط پدر ایرلندی‌اش دارد. کار طولانی از کودکی باعث شده «ارزش یک دلار» را بفهمد؛ ولی با همین روحیه خانواده‌اش را مرز نابودی کشانده و تبدیل به موضوع سرزنش خانواده و اهالی شهر شده است.
مرگ‌اندیشی در میان تایرون‌ها، ارثیه‌ای خانوادگی است. مادر و پسر کوچک هر دو خودکشی ناموفق داشته‌اند. پدربزرگ پدری هم با خوردن مرگ‌موش مرده است. مرگ‌اندیش‌ترین عضو خانواده برادر بزرگ‌تر است. او یک بازنده تمام‌عیار است و ترکیب شکست‌های مداوم و طبیعت معیوب باعث شده تا تبدیل به یک عیاش و الکلی تمام‌عیار بشود. هرچند از خودش بیزار ولی برای او بازخوانی گذشته و سرزنش پدر راهی است برای تخفیف دردها.
پسر کوچک خانواده یعنی ادموند، بازتاب شخصیت خود اونیل در سال‌های آغازین فعالیت ادبی اوست. ادموند فرهیخته و محبوب خانواده است. ولی همه زندگی او کوششی برای فرار از گذشته بوده است. خانه را برای تجربه دنیا ترک کرده ولی سل گرفته و مجبور به بازگشت شده است. لحظه اوج زندگی‌اش زمانی بوده که بر روی کشتی در حال حرکت به‌سوی بوئنوس‌آیرس بوده و زیر نور ماه «فارغ از گذشته و آینده» غرق لحظاتی سکرآور شده و «خود زندگی» را در لحظه حال درک کرده است. می‌گوید غیر از این لحظات، زندگی‌اش چیزی شبیه به «گم‌شدن در مه» بوده است. گرچه ادموند (اونیل) خود را به‌عنوان فردی رها از گذشته و در نتیجه متعادل‌تر از دیگران تصویر می‌کند، اما حقیقت آن است که نوشتن این وصیت‌نامه ادبی نشان می‌دهد که نویسنده روحی بوده سرگردان در گذشته‌ها.
پیش‌تر در همین کانال نوشته‌ام که ملت‌های تاریخی، مانند خانواده‌های دارای یک گذشته پیچیده، بار سنگین یک تاریخ طولانی را به دوش می‌کشند. اگر این ملت‌ها ارتباطی اصولی با این تاریخ برقرار نکنند، تجربه تاریخی خود را هضم نکنند و پشت سرنگذارند؛ گذشته می‌تواند تبدیل به بنیاد یک روان‌رنجوری جمعی، باقی‌ماندن در گذشته، کاهش انعطاف، مقصرجویی و تلاطم‌های مداوم شود. تماشای «سفر طولانی روز در شب» عینیت یافتن تشبیهی که در ذهن داشتم.
@kazemi_hojjat
Post #224 494

Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران

«خِــرَد؛ شمارهٔ نخست».pdf4.5 MB
♦️نشریهٔ «خـِــٓرَد»

▫️صاحِب‌ امتیاز:
انجمنِ علمى علوم سياسى دانشگاه تهران
▫️شمارهٔ نخست | پائیزِ ۱۴۰۴

مدیر مسئول:
مجتبی محمدی
شورای سردبیران:
محیا نیای‌محمدی / یونس قدمی
ویراستار:
مهتاب شیرخانی

آن‌چه در نخستین شماره از این فصل‌نامه می‌خوانید:

🔹مکانیسم اسنپ‌بک و بازگشتِ تحریم‌ها؛ دکتر رکسانا نیکنامی
🔹زرتشتِ پیامبر در مقابلِ زرتشتِ جادوگر؛ دکتر مهدی فدایی مهربانی
🔹عدالت؛ مفهومِ کهن یا محصول مدرنیته؛ دکتر سید مجید حسینی
🔹لزوم تجدیدِ نظر در استراتژیِ بازدارندگیِ هسته‌ایِ ایران؛ دکتر سید داوود آقایی
🔹مقدمه‌ای بر رمانِ بندر‌ِ فِیلی؛ دکتر زانیار ابراهیمی
🔹چیستیِ سیاست؛ دکتر حجّت کاظمی

@utpsaa
Post #223 1.87K
سیاست به مثابه نمایش و داستان‌گویی
حجت کاظمی

رودریک رودز (R. A. W. Rhodes) استاد علوم سیاسی دانشگاه ساوت‌همپتون، رویکردی را در مطالعات سیاسی گسترش داده که از جهت گشودن راهی برای آگاهی از سازوکارهای درونی «جعبه سیاه» دولت جالب‌توجه است. رویکرد او محصول کاربست رویکرد تفسیری و به‌خصوص روش اتنوگرافی برای مطالعه زندگی درونی و روزمره در نهادهای سیاسی (به‌خصوص دستگاه نخست‌وزیری و وزارتخانه‌های بریتانیا) است. پیشروان این رویکرد در علوم اجتماعی افرادی چون ایروینگ گافمن و هارولد گارفینکل بوده‌اند.

بنیان این رویکرد در مطالعات سیاسی براین‌اساس این تلقی استوار است که سیاست دولتی باید از رهگذر غوطه‌ورشدن در جریان زندگی روزمره در متن نهادهای سیاسی، تلاش برای درک تجربه زیسته، اعمال، گفتار، ترجیحات و معنایی که بازیگران دولتی به اعمال خود می‌دهند و روایت‌ها و داستان‌هایی که می‌سازند؛ تحلیل شود. این دعوتی است برای فراتر رفتن از تمرکز بر قوانین و نهادهای رسمی، سیاست‌های کلان، جلسات و ادعاهای رسمی. برای رودز جهان درون نهادهای حاکمیتی، دنیایی است آشفته و سرشار از مناسبات شخصی، سنت، معنا، طنز، نمایش و داستان.

رودز در کتاب«زندگی روزمره در حکومت بریتانیا»(۲۰۱۱) با مطالعه مبتنی مشاهده از نزدیک، مصاحبه‌های عمیق با وزرا، معاونان، مشاوران و کارمندان چند وزارتخانه در دولت بلر و تحلیل روایت‌های آنان، کوشیده تا چشم‌اندازی برای درک حکمرانی در بریتانیا ایجاد کند. او دریافت هر وزارتخانه دارای یک سنت و فرهنگ سازمانی و آیین‌های اداری خاص است که از رهگذر نوعی داستان‌گویی و اجرای مداوم به‌صورت مشترک توسط رده‌های مختلف تولید و بازتولید می‌شود. پیرامون وزیر در هر وزارتخانه، یک «دربار وزارتی» شکل گرفته است که متشکل از معاونان، مشاوران، مدیران، روزنامه‌نگاران نزدیک و ابواب‌جمعی شخصی وزیر است. ویژگی این گروه دسترسی شخصی به وزیر و «گوش» اوست. آنها همواره در حال اجرای مجموعه‌ای از آیین‌های درباری در جریان ورود و خروج وزیر به وزارتخانه، بازدیدها، جلسات خبری و... هستند تا نوعی تقدس و اهمیت برای شخص وزیر خلق کنند.

البته اعضای این دربار، گروه یکدستی نیستند. میان آنها و البته رده‌های دیگر انبوهی از «درام‌های درباری» برای نزدیکی به وزیر، تأثیرگذاری بر تصمیمات او جریان دارد. این درام‌های درباری شامل بازی‌های کمیک و تراژیک رقابت و دشمنی، غیبت، شایعه‌پراکنی، نجوا و درگوشی و... است.

زندگی روزمره در سطوح مختلف ساختار حکومتی شامل انواع مختلفی از ژانرهای نمایشی است که در هر موقعیت خاص بنا بر ضرورت اجرا می‌شوند. این نمایش‌ها می‌تواند شامل آداب پوشش، الگوهای رفتار و بیان در موقعیت‌های خاص هم باشد. رودز نشان می‌دهد که در جریان زندگی روزمره، انبوهی از داستان‌ها ساخته می‌شود. داستان‌هایی که وزیر و پیرامونیان او درباره اعمال قهرمانانه خودشان می‌سازند، داستان‌هایی که کارکنان در مورد رؤسای خودشان می‌سازند. یافته مهم رودز این است که برخلاف «داستان رسمی» که وست‌مینستر مطرح می‌کند، بسیاری از تصمیمات مهم نه در جلسات تخصصی و «روی صحنه» بلکه در «پشت‌صحنه»، یعنی در جلسه با حضور دربار شخصی، راهروها، اتومبیل شخصی وزیر یا موقعیت غیررسمی دیگر اتخاذ می‌شوند. پس دسترسی و در اختیار داشتن «گوش» وزیر در لحظه‌های حیاتی اهمیت زیادی پیدا می‌کند.
نتیجه آنکه زندگی واقعی در سطوح بالای سیاسی، بسیار آشفته‌تر، اتفاقی‌تر، نمایشی‌تر و شخصی‌تر از روایت شسته‌ورفته رسمی است.
رودز در کتاب «دربار نخست‌وزیری»(۲۰۲۴)این رویکرد را در مطالعه «دربار» سه نخست‌وزیر محافظه‌کار قرن جدید بریتانیا ادامه داده و تصویری تاریک از سیاست واقعی در شماره ۱۰ خیابان داونینگ ارائه می‌دهد.

رویکردهای تفسیری و انتقادی در مطالعات سیاسی کمتر موضوع علاقه من است. ولی همواره تأکید کرده‌ام که هر چشم‌انداز نظری گشاینده افق تحلیلی خاصی است که می‌تواند جنبه‌هایی از واقعیت پیچیده سیاسی را برای ما آشکار کند. رویکرد «مردم‌نگاری سیاسی و اداری» رودز و مفاهیم ابداعی او مانند «دربار وزارتی» و سیاست‌های درباری، کاربست استعاره «نمایش» برای درک عرصه سیاست و دولت، تلقی او از دولت به‌عنوان یک ساختار چندپارچه، تمرکز او بر مقوله داستان‌گویی در فرایندهای حکومتی، تحلیل اهمیت روایت‌های رقیب در فرایند سیاست‌گذاری، مفاهیم «شبکه‌های سیاست‌گذاری» و «جوامع سیاستی» و.... می‌تواند راهگشای بحث‌های جالب و طنزآلودی در مورد «جعبه سیاه» دولت و سیاست‌گذاری باشد. علاقه‌مندان به سنت‌های تفسیری و انتقادی می‌توانند با الگوگیری از این رویکرد، از سطح بحث‌های نظری دهان‌پرکن!!! فراتر رفته و مطالعات سودمندی برای درک سازوکار واقعی سیاست دولتی در ایران ارائه کنند.
-R. A. W. Rhodes. Everyday Life in British Government. OUP Oxford. 2011

@kazemi_hojjat
Post #218 727

Forwarded from کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران

💢دومین جلسهٔ کارگاه «درنگی بر روشنفکران ایرانی» فردا، ۲۷ آبان‌ماه ۱۴۰۴، با عنوان «محمد قزوینی و شکل‌گیری ایران‌شناسی جدید» و ارائه دکتر حجت کاظمی، عضو هیئت‌علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

🔺کارگاه به صورت حضوری(دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) و آنلاین است.

🖇️برای ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر به آیدی @iranshenasi_lp پیام دهید.
(ثبت‌نام برای عموم آزاد است.)

@iranshenasi_ut
Post #216 810
درباره «درس‌های تاریخ» آیزایا برلین

مقاله«درس‌های تاریخ» آیزایا برلین دعوتی است برای نگریستن به تاریخ به عنوان روندی پیچیده و میدانی برای بروز جنبه‌های متناقض وجود انسانی. برلین می‌گوید تاریخ هیچ‌گاه ساده‌سازی‌های ایدئولوژیک را برنمی‌تابد، همواره نتایجی خارج از انتظار ایدلوگ‌ها و برنامه‌ریزان ساده‌اندیش در آستین دارد و آنها را نقره‌داغ می‌کند. نیروهای ویرانگری در لایه‌های عمیق روان انسان و جامعه بشری وجود دارد که اغلب نادیده گرفته می‌شوند و آماده‌اند تا در لحظه مناسب وارد صحنه شوند و ما را شوکه کنند. حقیقتی که تاریخ آشکار می‌کند این است که زندگی انسانی بسیار شکننده و در معرض درافتادن در ورطه انواع سبعیت‌هاست.

درس دیگر تاریخ این است که هیچ راه‌حل ساده و نهایی برای مسائل جامعه انسانی وجود ندارد. برخلاف تصور مرسوم ارزشهای والا چون رفاه، آزادی، عدالت و برابری لزوما با یکدیگر سازگار نیستند. هر اقدامی برای تحقق یک ارزش، دارای پیامدهای خواسته و ناخواسته‌ای است که نتیجه نهایی آن ممکن است به معنای تضعیف ارزش مطلوب دیگری باشد. در نتیجه هر وعده‌ای برای ساختن جهانی آرمانی که در آن همه این ارزشها در سازگاری با یکدیگر قرار دارند به نتایجی معکوس منتهی می‌شود. جامعه‌ میدان کنش انسان‌هایی است که هریک خواهان ارزش‌های متفاوتی هستند و امکان یکپارچه‌کردن این خواست‌ها ذیل یک ارزش خاص وجود ندارد. دستاوردهای بزرگ تاریخی، نه نتیجه باورهای جزمی و طرح‌های بلندپروازانه تخیلی، بلکه اغلب نتیجه جنبی اقدامات طراحی‌نشده و حتی نابخردانه انسانی بوده که در روندی طولانی به نتایجی مطلوب منجر شده است.
درس دیگر تاریخ، آونگ دائمی روان فردی و جمعی میان شکایت از سختی‌ها و ملال ناشی از عادی شدن دستاوردهاست. در مواقع بسیار وقتی انسان‌ها برای هدفی تلاش می‌کنند؛ وقتی آن را به دست می‌آورند به سرعت از دستاورد خودشان دلزده می‌شوند و به هدفی دیگر دل می‌بازند.

به نظر برلین تجربه تاریخی بشر منبعی بی‌پایان برای به دست آوردن شناختی عمیق‌تر از سرشت انسان و اجتماع بشری است. درس بزرگ تاریخ ضرورت فروتنی، تردید و پرهیز از ساده‌سازی و صدور احکام قطعی است. تنها با درک این پیچیدگی‌هاست که می‌توانیم بپذیریم که باید به حداقل‌ها رضایت داد و قالب‌های واقع‌بینانه برای سازماندهی اجتماع انسانی ایجاد کرد.«تامل بر تاریخ مدرن به تنهایی باید ما را به این دیدگاه سوق دهد که هیچ راه‌حل ساده‌ای وجود ندارد.»
@kazemi_hojjat
Post #214 682

Forwarded from کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران

🔹کانون ایران‌شناسی دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

🔻«درنگی بر روشنفکران ایرانی»
از حسن پیرنیا تا محمدعلی فروغی

▪️حسن پیرنیا و تجربهٔ مشروطیت: نظریه حقوق عمومی و چشم‌انداز دولت مدرن در ایران
🔸دکتر علی قیصری؛ پژوهشگر و استاد تاریخ دانشگاه سن‌دیگو

▪️محمد قزوینی و شکل‌گیری ایران‌شناسی جدید
🔸دکتر حجت کاظمی؛ عضو هیئت‌علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران

▪️محمدعلی فروغی؛ دولتمردی اندیشمند یا اندیشمندی دولتمرد
🔸استاد مسعود کوهستانی‌نژاد؛ پژوهشگر تاریخ

▪️نقد و بررسی عبدالحسین تیمورتاش
🔸دکتر حسین آبادیان؛ استاد بازنشستهٔ دانشگاه بین‌المللی قزوین

▪️نقد و بررسی ابراهیم پورداوود
🔸دکتر حمید احمدی؛ عضو هیئت‌علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران

▪️سعید نفیسی در کشاکش اخلاق و سیاست
🔸دکتر جهانگیر معینی علمداری؛ عضو هیئت‌علمی علوم سیاسی دانشگاه تهران
شش جلسه، روزهای سه‌شنبه، ساعت ۱۶:۳۰
مکان: خیابان ۱۶آذر، دانشگاه تهران، دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی

🔺کارگاه به صورت حضوری و آنلاین برگزار می‌شود.

🖇️برای ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر به آیدی @iranshenasi_lp پیام دهید.
(ثبت‌نام برای عموم آزاد است.)

@iranshenasi_ut
Older posts →

About this channel

How can I read @kazemi_hojjat without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for حجت کاظمی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does حجت کاظمی have?
حجت کاظمی (@kazemi_hojjat) has 598 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does حجت کاظمی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →