📌مدرنیته,دگرگونی یا گسست؟
مدرنیته چیست؟ آیا دگرگون شدن الهیات مسیحی است در قالبی نو, بطوریکه کارل لوویت تحت تاثیر اشمیت در کتاب معنا در تاریخ در ذیل مفهوم سکولاریزاسیون معنا کرده که در آن مفاهیم الهیات مسیحی چون رستگاری به پیشرفت استعلا پیدا کردند؟ یا همچون نظرات کاسیرر در کتابهایی چون فرد و کیهان در فلسفه رنسانس و فلسفه روشنگری یک پیوستگی است در امتداد قرون وسطی؟ یا یک گسست بزرگ؟ گسستی که هر چند موید جدا شدن از جهان گذشته است اما بواسطه تصرف موضع گذشته و فشار مسئله, وارث پرسشهایی شد که ناگزیر بود به آنها پاسخ دهد اما این ضرورت باعث شد به صورت ناخواسته از همان دستور زبانی استفاده کند که خود را در برابر آن تعریف کرده بود و نتیجه, نادیده گرفتن ماهیت مدرنیته برای سرهم کردن پاسخ هایی که هر چند از جنس گذشته نبودند اما با این حال همچنان کارکردی مانند گذشته داشتند، اما آیا این انحرافات کارکردی حاصل از فشار مسئله باعث مشروعیت زدایی از مدرنیته شده و مدرنیته را تبدیل کرده به یک پروژه مسیحی و محدود به غرب؟ این کتاب به قلم بلومنبرگ پاسخی است به این پرسشهای بنیادی، شاهکاری با زبانی سخت اما بدیع که هر چند داعیه پاسخگویی دارد اما پاسخ های آن بیش از آنکه قاطع باشند ماهیتی متزلزل دارند اما این ماهیت متزلزل به معنای ناکامی بلومنبرگ نیست بلکه بیشتر فرصتی است برای طرح افکندن پرسشهای جدید و این چنین است که مدرنیته برای هانس بلومنبرگ تبدیل می شود به یک پروژه همچنان ناتمام.
@katechon6
Post #46
867
- ❤ 4
- 👍 2