«وقتی توپها غرش میکنند، دیپلماتها سکوت میکنند.» این گزاره بیش از آنکه واقعیتی درباره سیاست باشد، محصول فهمی ساده انگارانه از نسبت جنگ و دیپلماسی است؛ فهمی که دیپلماسی را به میز مذاکره و جنگ را به میدان نبرد تقلیل میدهد. حال آنکه در واقعیت، جنگ و دیپلماسی نه دو کنش منفک، بلکه دو وجه از یک فرایند واحد برای پیشبرد اهداف هستند، بطوریکه در این فرآیند جنگ با تحمیل هزینه واقعیتهای جدیدی ایجاد میکند و دیپلماسی هم میکوشد این واقعیتها را با اهرم مذاکره به ترتیبات پایدار سیاسی تبدیل کند. از این منظر، جنگ نه به معنای پایان دیپلماسی، بلکه بیشتر به معنای تغییر محیط و ابزارهای آن است، در چنین شرایطی، سیگنال های دیپلماتیک یا مذاکره هم نه نشانه عقب نشینی یا فریب خوردن بلکه ابزاری است برای اعلام مواضع و شروط، سنجش اراده طرف مقابل، خرید وقت و یا فرصتی است برای تثبیت دستاوردهای میدان.
@katechon6
Post #432
2.67K
- 👍 31
- 👌 11
- 👎 3
- ❤ 1