اهمیت هرمز، بابالمندب و دیگر گذرگاههای راهبردی را نمیتوان فقط با حجم انرژی و کالاهای عبوری از آنها سنجید؛ زیرا اهمیت این نقاط بیش از هر چیز در جایگاهی نهفته است که از برهمکنش جغرافیا، اقتصاد و امنیت در ساختار منطقهای و جهانی به دست آوردهاند. همین درهمتنیدگی آنها را به نقاطی با کارکردهای همزمان ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی تبدیل کرده است، بهگونهای که هر تغییر در وضعیت آنها میتواند بر محاسبات بازیگران و آرایش قدرت در سطوح منطقهای و حتی فرامنطقهای اثر بگذارد. از این منظر، مسئله ایران صرفا برخورداری از ظرفیت اثرگذاری بر این گذرگاهها نیست، بلکه تبدیل این ظرفیت جغرافیایی به اهرمی برای افزایش قدرت چانهزنی و ارتقای موقعیت ایران در معادلات منطقهای است.
این مسئله در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند. زیرا اگر جنگ را فقط به مجموعهای از عملیات ها برای تحمیل هزینه بر طرف مقابل تقلیل دهیم، گذرگاههای راهبردی نیز عمدتا به ابزار فشار فوری تبدیل میشوند، اما در مقابل اگر جنگ را بخشی از رقابت بر سر شکلدهی به نظم آینده منطقه بدانیم، کارکرد آنها از میدان نبرد فراتر میرود. در این چارچوب، ارزش یک اقدام نظامی در این گلوگاهها نه فقط در اثر مستقیم آن، بلکه در تغییری است که میتواند در محاسبات بازیگران، آرایش قدرت و موقعیت ایران در مرحله پس از جنگ ایجاد کند. بنابراین، تصمیم درباره این گذرگاهها باید تابع افقی فراتر از مدیریت لحظهای جنگ و در نسبت با هدف ژئوپلیتیکی ایران تعریف شود.
بر این اساس، ارزیابی اقدامات ایران در این حوزه نمیتواند فقط بر دستاورد فوری آنها متمرکز باشد؛ بلکه باید مشخص کند هر اقدام چه نسبتی با موقعیت مطلوب ایران در نظم آینده منطقه برقرار میکند. در واقع معیار تصمیمگیری نه در میزان فشار یا هزینه تحمیلشده، بلکه باید در راستای ظرفیت آن اقدام برای تبدیل مزیت عملیاتی به دستاورد ژئوپلیتیکی دیده شود. به بیان دقیقتر، عملیات باید از هدف ژئوپلیتیکی تبعیت کند نه آنکه هدف ژئوپلیتیکی در پی الزامات عملیات تعریف شود؛ زیرا در جنگی که هدفش بازآرایی منطقه است، دستاورد میدانی تنها زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که به تغییر پایدار در موقعیت و نقش ایران در معادلات منطقهای منجر شود، در غیر اینصورت، هرمز در بلندمدت از یک دارایی استراتژیک به یک بدهی تقلیل خواهد یافت.
@katechon6
Post #431
2.58K
- 👍 18
- 👌 13
- ❤ 1
- 👎 1