اگر چرایی شکست توافقنامه اسلامآباد را فقط از منظر نقض عهد آمریکا یا حمله ایران به کشتیها ببینیم، مسئله را به سطح رخدادها تقلیل داده و از شکاف راهبردی مستتر در متن توافق غافل ماندهایم؛ شکافی که در دو سطح نمود یافت.
یک، توافق برای اجرای تعهدات، تشخیص نقض عهد و حل اختلاف، سازوکار اجرایی مشخصی پیشبینی نکرده بود؛ از این جهت، اختلافات بجای آنکه در چارچوب سازوکارهای دیپلماتیک مهار و حل وفصل شوند دوباره به میدان منتقل شدند و دوم، آتشبس به افق مشترکی برای خروج از وضعیت جنگی متصل نشده بود.
در واقع نه مقصد سیاسی روشنی برای پس از آتشبس تعریف شده بود و نه فرایندی که بتواند توقف درگیری را به روندی پایدار برای کاهش تنش و تنظیم مجدد روابط تبدیل کند وجود داشت.
در نتیجه، توافق به جای آنکه نقطه عطفی برای بازتنظیم روابط باشد، فقط به یک مکث تاکتیکی بدل شد، مکثی که صرفا کیفیت منازعه را تغییر داد، از جنگی تمام عیار به نبردی فرسایشی زیر آستانه جنگ.
@Katechon6
Post #428
3.05K
- 👍 28
- ❤ 7