TGViewer
کاتخون کاتخون @katechon6 · 2.66K subscribers
Post #410 2.92K
در سیاست، هیچ توافق یا پروژه‌ای را نباید بمثابه یک هدف مقدس تلقی کرد؛ اما با این حال، یکی از ویژگی‌های قابل تامل در فضای تصمیم‌گیری ایران، آن است که بسیاری از پرونده‌های مهم، از برجام گرفته تا مذاکره با آمریکا و حتی جنگ، نه در قالب یک روند پویا، بلکه به‌عنوان رخدادهایی استثنایی فهم و مدیریت می‌شوند. گویی هر بار که پروژه‌ای آغاز می‌شود، تاریخ از نو آغاز شده است و تمام ظرفیت‌های سیاسی و رسانه‌ای باید صرف حفظ همان نقطه آغازین شود؛ ولو آنکه شرایط محیطی به‌طور بنیادین تغییر کرده باشد یا طرف مقابل از همان ابتدا تعهدات خود را نقض کرده باشد. نتیجه چنین نگاهی آن است که سیاست، به جای آنکه هنر انطباق با شرایط باشد، به تلاشی برای حفظ یک تصویر اولیه از واقعیت تبدیل می‌شود.
این رویکرد ریشه در نوعی فهم رخدادمحور از سیاست دارد؛ فهمی که در آن، آغاز یک فرآیند، بیش از خود فرآیند اهمیت پیدا می‌کند. در چنین چارچوبی، امضای یک توافق، آغاز یک مذاکره یا حتی ورود به یک منازعه، به‌جای آنکه مرحله‌ای از یک بازی پیچیده تلقی شود، به نمادی از هویت سیاسی بدل می‌شود. از این لحظه به بعد، تمام انرژی تصمیم گیران صرف حفاظت از همان نماد می‌شود، نه ارزیابی مستمر میزان کارآمدی آن. به همین علت، حتی زمانی که طرف مقابل قواعد بازی را تغییر می‌دهد، توافق را نقض می‌کند یا هزینه‌های ادامه مسیر به‌مراتب بیش از منافع آن می‌شود، سیستم تصمیم‌گیری همچنان می‌کوشد همان پروژه را حفظ کند؛ زیرا عقب‌نشینی از آن نه به‌ عنوان یک بازتنظیم راهبردی، بلکه به‌ منزله شکست تلقی می‌شود.
در مقابل، سیاست در معنای راهبردی، نه مجموعه‌ای از رخدادهای منفرد، بلکه فرآیندی مستمر از انطباق مداوم با محیط است. در واقع بازیگران موفق، هیچ پروژه ای را مقدس نمی‌ دانند. زیرا آنها نه به توافقات وفادار می‌مانند و نه به روندها؛ بلکه به منافع خود پایبند هستند. بطوریکه اگر توافقی دیگر منافع آنها را تامین نکند، آن را بازتعریف یا ترک می‌کنند. در چنین الگویی، ثبات در اهداف با انعطاف در ابزارها همراه است، در حالی که در رویکرد رخدادمحور، ابزارها بتدریج جای اهداف را می‌گیرند و خود به موضوع اصلی تبدیل می‌شوند.
نمونه‌های متعدد این مسئله را می‌توان در تجربه‌های چند دهه اخیر مشاهده کرد. مثلا برجام در ابتدا قرار بود ابزاری برای مدیریت پرونده هسته‌ای و کاهش فشارهای اقتصادی باشد، اما بتدریج خود توافق به موضوع اصلی تبدیل شد. بطوریکه پس از خروج آمریکا، بخش مهمی از انرژی سیاسی کشور همچنان صرف حفظ چارچوبی شد که یکی از طرف‌های اصلی آن از آن خارج شده بود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نبود که چگونه باید موازنه جدیدی ایجاد کرد، بلکه این بود که چگونه می‌توان توافق اولیه را، ولو به‌صورت نمادین، زنده نگه داشت. این در حالی است که در نگاه راهبردی، خروج طرف مقابل باید آغاز مرحله‌ای جدید از بازی تلقی می‌شد، نه صرفا تلاشی در مسیر حفظ توافق اولیه.
همین الگو را می‌توان در سایر پرونده‌ها نیز مشاهده کرد. به گونه ای هر بار که مذاکراتی آغاز می‌شود، فضای سیاسی چنان شکل می‌گیرد که گویی کل آینده مملکت به موفقیت یا شکست همان دور از مذاکرات وابسته است. در چنین شرایطی اگر مذاکره متوقف شود، نوعی بن‌بست ذهنی شکل می‌گیرد؛ اگر ادامه یابد، حفظ اصل مذاکره خود به هدف تبدیل می‌شود. در حالی که در منطق راهبردی، مذاکره صرفا یکی از ابزارهای مدیریت رقابت است و می‌تواند متوقف، از سر گرفته یا با ابزارهای دیگر جایگزین شود، بدون آنکه اصل راهبرد دچار اختلال شود.
در این میان حتی در مواجهه با جنگ نیز همین الگوی ذهنی قابل مشاهده است. بطوریکه جنگ که در منطق راهبردی، وضعیتی سیال است که در آن سطح درگیری، اهداف، شیوه‌های عمل و زمان‌بندی باید متناسب با تغییرات میدان تنظیم شوند. اما وقتی که جنگ به یک رخداد هویتی و جناحی تبدیل شود، باعث می شود تصمیم‌گیری از انعطاف فاصله گرفته و حفظ روایت اولیه جایگزین مدیریت وقایع می‌شود. در چنین شرایطی، نه آغاز جنگ، نه ادامه آن و نه حتی پایان آن، بر اساس تغییر موازنه‌ها تعریف نمی‌شود، بلکه هر مرحله تحت تاثیر ضرورت وفاداری به تصمیم اولیه قرار می‌گیرد.
در واقع مشکل اساسی این رویکرد، ناتوانی در تنظیم ضرب‌آهنگ سیاست با ضرب‌آهنگ تحولات است. زیرا سیاست موفق، همانند هدایت یک ارکستر، نیازمند درک دقیق ریتم تغییرات محیطی است. گاهی باید سرعت تصمیم‌گیری را افزایش داد و گاهی باید زمان خرید. گاهی لازم است امتیاز داد و گاهی باید هزینه تحمیل کرد. اما هنگامی که تصمیم اولیه به نقطه ثقل سیاست تبدیل شود، امکان همگام شدن با تحولات از میان می‌رود. در نتیجه، بازیگر به جای آنکه کنشگر باشد، به واکنشگری تبدیل می‌شود که صرفا می‌کوشد پروژه اولیه را از فروپاشی نجات دهد. نتیجه هم مشخص است، فرسایش تدریجی.
@Katechon6
  • 👍 29
  • 👌 6
  • ❤ 3
More from @katechon6
  1. Oct 8, 2026روبیو روایت خود را از آتن آغاز می‌کند، اما فارغ از لفاظی ها مقصد این روایت آتن نیست، بلکه…
  2. Oct 7, 2026جنگ، پیچیده‌ترین کنش انسان است. زیرا هیچ پدیده‌ای به اندازه جنگ، این حجم از متغیرهای متداخ…
  3. Oct 5, 2026https://t.me/DarkInterval
  4. Oct 4, 2026هرچند آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف اعلامی جنگ‌های دوازده‌ روزه و چهل‌ روزه به نتیجه مطلو…
  5. Oct 1, 2026برای فهم سیاست های اخیر امارات، باید به یک سال قبل و نوع ادراک ابوظبی از جنگ دوازده بازگشت…
  6. Sep 25, 2026در عصر ژئواکونومی، قدرت فقط با اشغال سرزمین یا تغییر مرزها اعمال نمی‌شود؛ بلکه یکی از پیچی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →