جنگها معمولا ظرفیتهای پنهان جغرافیا را آشکار میکنند، اما با این حال کشوری که جغرافیا را صرفا به عنوان یک سلاح تعریف کند، دیر یا زود دیگران را به خنثیسازی آن سلاح وادار خواهد کرد اما در مقابل، کشوری که بتواند همان جغرافیا را به بخشی از شبکه منافع مشترک تبدیل کند، هزینه حذف خود از معادلات منطقهای و بینالمللی را افزایش داده است.
بر این اساس قدرت هرمز در بسته شدن آن نیست؛ بلکه قدرت آن در این واقعیت نهفته است که هیچ بازیگری نمیتواند نسبت به احتمال بسته شدن آن بیتفاوت باشد. همین ظرفیت است که نه تنها به ایران قدرت بازدارندگی میدهد بلکه میتواند به اهرم چانهزنی تبدیل شود. ولی این اهرم تنها زمانی کارآمد باقی میماند که در سطح «امکان» باقی بماند و به سیاست دائمی و روزمره تبدیل نشود. زیرا در لحظهای که تهدید به انسداد یا نظامیسازی هرمز به یک وضعیت پایدار بدل شود، منطق ژئوپلیتیک به سرعت واکنش نشان خواهد داد بطوریکه بازیگران دیگر به جای سازگاری با آن، به دنبال بیاثر کردن آن خواهند رفت، در نتیجه هدف راهبردی ایران در بلند مدت نباید صرفا معطوف به ایجاد اختلال در تنگه باشد، بلکه باید تثبیت این گزاره در ذهن بازیگران منطقهای و جهانی باشد که امنیت انرژی بدون مشارکت ایران امکانپذیر نیست. تفاوت این دو رویکرد، تفاوت میان قدرت سلبی و قدرت ایجابی است؛ اولی بر توانایی ایجاد هزینه برای دیگران استوار است و دومی بر توانایی تولید منفعت مشترک. در این میان تاریخ نشان داده قدرتهای ایجابی نه تنها ماندگارتر هستند، بلکه ظرفیت بسیار بیشتری برای تبدیل نفوذ به امتیازات سیاسی و اقتصادی دارند.
@katechon6
Post #401
4.48K
- 👍 44
- 👌 5
- ❤ 3
- 👎 1
- 🔥 1