رابرت جرویس معتقد بود بزرگترین خطاهای راهبردی زمانی رخ میدهند که نخبگان سیاسی اسیر ادراکات خود شوند. از نگاه او، خطر اصلی برای دولتها نه در کمبود اطلاعات بلکه لحظهای است که اطلاعات جدید دیگر قادر به اصلاح مفروضات قدیمی نیستند. بطوریکه در این نقطه، سیاستگذار به جای آنکه واقعیت را مبنای تحلیل قرار دهد، واقعیت را با عینک باورهای پیشین خود تفسیر میکند. نتیجه: شکلگیری نوعی کوری راهبردی؛ وضعیتی که در آن کشورها نه به دلیل توانایی دشمنان، بلکه به دلیل خطا در فهم محیط پیرامون دچار اشتباه میشوند.
در این میان خطر این وضعیت زمانی چند برابر میشود که سیاست خارجی در سیاست داخلی حل شود. در چنین شرایطی، تحولات بینالمللی دیگر از منظر منافع ملی ارزیابی نمیشوند بلکه به مواد خام رقابتهای سیاسی داخلی تبدیل میشوند. به گونه ای که یک بحران، یک جنگ یا مذاکره، پیش از آنکه به عنوان یک مسئله راهبردی فهم شود، به عنوان یک موضوع جناحی تفسیر میشود. در نتیجه، ارزش یک تحول، دیگر نه با تاثیر آن بر قدرت ملی، بلکه با تاثیر آن بر موازنههای سیاسی داخلی سنجیده میشود.
و این این همان مرحلهای است که از آن به عنوان خطرناکترین شکل سو ادراک یاد می شود، لحظهای که جهان تغییر کرده است، اما ذهن بازیگران همچنان مشغول جنگ با جهان دیروز و آسیاب های بادی است.
@katechon6
Post #397
5.13K
- 👌 37
- 👍 17
- ❤ 6
- 👎 2