مهمترين ویژگی مرحله کنونی نه حرکت قطعی به سمت جنگ است و نه حرکت به سمت توافق، بلکه تلاش همزمان بازیگران برای تغییر موازنه قدرت در زیر سقف جنگ است و این همان منطقه خاکستری است که رقابت اصلی در آن جریان دارد؛ جایی که بازیگران تلاش میکنند بدون ورود به رویارویی تمامعیار، هزینههای راهبردی بر یکدیگر تحمیل کنند و قواعد حاکم بر بازدارندگی را به نفع خود بازنویسی نمایند. از این منظر، واکنش ایران به حمله اسرائیل به ضاحیه را باید نه به عنوان یک پاسخ صرفا نظامی، بلکه به عنوان بخشی از نبرد بزرگتر بر سر مدیریت موازنه منطقهای و حفظ بازدارندگی تحلیل کرد.
زیرا ضاحیه در معادلات امنیتی تنها یک محدوده جغرافیایی نیست بلکه این منطقه به یکی از مهمترین نمادهای پیوند میان اضلاع محور مقاومت تبدیل شده است. به همین علت، هرگونه حمله به این منطقه فراتر از ارزشهای تاکتیکی یا عملیاتی، حامل پیام های سیاسی مشخصی است. زیرا اسرائیل از طریق چنین اقداماتی صرفا در پی حذف یک هدف یا وارد کردن خسارت میدانی نیست، بلکه تلاش میکند این تصور را ایجاد کند که قادر است دامنه عمل خود را گسترش دهد. در واقع، هدف اصلی در چنین عملیاتهایی بیش از آنکه تخریب فیزیکی یک جغرافیای محدود باشد، تاثيرگذاری بر ادراکات راهبردی طرف مقابل است.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای ایران نه فقط پاسخ به یک حمله، بلکه جلوگیری از تغییر موازنه ناشی از آن بود. زیرا در منطق بازدارندگی، آنچه اهمیت دارد تنها میزان قدرت نظامی نیست، بلکه تصویری است که از اراده استفاده کننده در ذهن رقبا شکل میگیرد. بر این اساس اگر حملهای با این سطح از اهمیت بدون پاسخ باقی می ماند، این خطر وجود داشت که طرف مقابل آن را به عنوان نشانهای از محدودیت اراده یا کاهش هزینههای اقدام خود تفسیر کند. از این جهت، واکنش ایران را میتوان تلاشی برای جلوگیری از فرسایش بازدارندگی و تثبیت این پیام دانست که هرگونه تغییر در قواعد درگیری با هزینه همراه خواهد بود.
@katechon6
Post #396
3.3K
- 👌 24
- 👍 7
- ❤ 5
- 🔥 4
- 👎 1