تحولات بزرگ در عرصه راهبردی معمولا زمانی رخ میدهند که یک رویداد بزرگ، ناکارآمدی برخی از مفروضات پیشین را آشکار و ضرورت بازتعریف الگوهای موجود را اجتنابناپذیر کند. در این راستا جنگ چهلروزه را میتوان از همین منظر مورد توجه قرار داد؛ رخدادی که فراتر از یک منازعه نظامی، نشانهای از تغییر ماهیت جنگ و تحول محیط امنیتی بود. به همین علت پیامدهای این جنگ صرفا به تغییر موازنههای میدانی محدود نماند، بطوریکه بسیاری از بازیگران منطقهای را وادار کرد تا در مبانی فکری و دکترینهای دفاعی خود بازنگری کنند. در این میان، ایران نیز با ارزیابی دقیق تحولات بخصوص با توجه به تحولات میدانی پس از آتش بس بتدریج در مسیر بازتعریف برخی از مولفههای راهبرد بازدارندگی خود قرار گرفته است؛ مسیری که از تاکید انحصاری بر «دفاع پیشرو» فاصله گرفته و به سوی نوعی «دکترین تهاجمی فعال» حرکت میکند.
در واقع در سه دهه گذشته، دفاع پیشرو ستون اصلی راهبرد امنیت ملی ایران به شمار میرفت. این رویکرد بر این فرض استوار بود که تهدیدات باید پیش از رسیدن به مرزهای کشور و در عمق محیط پیرامونی ایران مهار شوند. بر همین اساس، ایجاد عمق راهبردی، توسعه شبکههای همسو در منطقه، گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی و انتقال میدان تقابل به خارج از مرزهای ملی به عنوان مهمترین ابزارهای تامین امنیت تلقی میشدند. هدف اصلی این راهبرد آن بود که هرگونه درگیری احتمالی با دشمنان منطقهای یا فرامنطقهای در فاصلهای امن از جغرافیای ایران مدیریت شود و هزینههای جنگ و ناامنی به داخل کشور منتقل نگردد. این الگو در مقاطع مختلف توانست بخشی از تهدیدات را مهار کرده و برای ایران فرصت مانور راهبردی ایجاد کند.
با این حال، تحولات سالهای اخیر و بهویژه تجربیات حاصل از جنگ چهلروزه نشان داد که مفهوم فاصله جغرافیایی دیگر به تنهایی قادر به تامین امنیت نیست. زیرا پیشرفت چشمگیر فناوریهای اطلاعاتی، گسترش سامانههای شناسایی، توسعه پهپادهای دوربرد، افزایش دقت موشکها و شکلگیری جنگهای شبکهمحور باعث شده است که بازیگران متخاصم بتوانند بدون حضور فیزیکی در نزدیکی مرزها، اهداف راهبردی را در عمق سرزمینی کشورها مورد تهدید قرار دهند. در چنین شرایطی، اتکای صرف به عمق راهبردی و مدیریت تهدیدات در خارج از مرزها دیگر برای حفظ بازدارندگی کافی به نظر نمیرسد. از این رو، ضرورت ایجاد سازوکاری که بتواند هرگونه اقدام خصمانه را با پاسخی سریع، مستقیم و پرهزینه مواجه کند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
برآیند این تحول، شکلگیری تدریجی الگویی جدید در تفکر نظامی ایران است که میتوان از آن با عنوان «دکترین تهاجمی فعال» یاد کرد. در این چارچوب، بازدارندگی دیگر صرفا به معنای جلوگیری از حمله دشمن از طریق تهدید به پاسخ نیست بلکه بر ایجاد این باور در ذهن طرف مقابل استوار است که هرگونه اقدام علیه ایران یا منافع راهبردی آن، با واکنشی مستقیم، آشکار و دارای هزینههای سنگین مواجه خواهد شد. در واقع، اگر دفاع پیشرو بر مدیریت تهدید در بیرون از مرزها تاکید داشت، دکترین جدید بر توانایی شکلدهی فعال به محیط امنیتی و تحمیل هزینه به دشمن متمرکز است.
@katechon6
Post #395
3.46K
- 👍 38
- ❤ 4
- 🔥 1