در سنت سیاسی و نظامی اسرائیل، نامگذاری عملیاتهای جنگی صرفا یک انتخاب تبلیغاتی یا رسانهای نیست، بلکه در بسیاری از موارد بخشی از یک دستگاه معنایی عمیقتر است که حافظه دینی و اهداف راهبردی را به یکدیگر پیوند میدهد. دستگاهی که در آن، جنگ دیگر نه یک ضرورت امنیتی، بلکه نبردی الهی تلقی میشود
نبردهایی که یکی از گویاترین نمونه های آن را می توان در نامگذاری جنگ چهل روزه علیه ایران مشاهده کرد«شیر غران»، نامی برگرفته از دومین نبوت بلعام در کتاب اعداد، که در آن اسرائیل به شیری تشبیه میشود که برمیخیزد و تا زمانی که شکار خود را ندرد و از خون کشتهشدگان ننوشد، آرام نمیگیرد. تصویری که در بستر الهیات یهودی، نه تنها صرفا توصیفی شاعرانه از قدرت نظامی نیست بلکه بیانی از اراده شکستناپذیر قومی است که خود را تحت حمایت یهوه/ خدا میبیند و همچنین بیانگر فرآیند عمیقی است که از خروج از مصر، فتح کنعان، نبردهای داوود و پادشاهان اسرائیل آغاز شده و تا زمان حاضر امتداد یافته است، امتدادی که محصول آن استعلا جنگهای متعارف به جنگ های توراتی است، گویی دشمنان هر چند نام و جغرافیای آنها متفاوت است اما با این حال، تکرار دوباره، مدیان، عمالیق و... هستند.
در چنین چارچوبی زبان تورات دیگر نه یک متن الهیاتی بلکه به ابزاری برای تفسیر اهداف ژئوپلیتیکی اسرائیل تبدیل میشود بطوریکه دیگر نمی توان اهداف راهبردی اسرائیل را جدا از این بستر معنایی فهمید. زیرا هنگامی که این اهداف به زبان نمادهای مقدس بیان میشوند، ماهیتی فراتر از محاسبات صرف امنیتی مییابند. به گونه ای که تهدیدات امنیتی در قالب دشمنان تاریخی بازخوانی میشوند و اقدامات نظامی در قالب ماموریتی الهی معنا پیدا میکنند، ماموریتی که در آن از نیل تا فرات دیگر نه یک آرزوی مدفون در اسفار بلکه مبدل به یک نقشه راه می شود، نقشه راهی که بزرگترین مانع آن، کسی نیست جز ایران.
@katechon6
Post #394
3.51K
- 👍 39
- 👌 6
- ❤ 3
- 👎 1