با این حال، موفقیت این راهبرد با محدودیتهای جدی روبهرو است. زیرا پاکستان اگرچه تلاش میکند نقش یک میانجی را ایفا کند، اما هنوز با چالشهایی در اقتصاد، ثبات داخلی و استقلال راهبردی مواجه است. بطوریکه وابستگی مالی به بازیگران خارجی، شکنندگی ساختار سیاسی داخلی و فشارهای امنیتی مزمن، قدرت مانور بلندمدت اسلامآباد را محدود میکند. علاوه بر این، ایران نیز با احتیاط به نقش پاکستان مینگرد؛ زیرا تهران همواره نسبت به میزان استقلال تصمیمگیری اسلامآباد در برابر واشنگتن و ریاض تردید داشته است.
در سوی مقابل، آمریکا نیز به پاکستان نه بهعنوان یک متحد راهبردی، بلکه بیشتر بهعنوان یک ابزار مدیریت بحران نگاه میکند. این بدان معناست که نقش پاکستان تا زمانی برای واشنگتن ارزشمند خواهد بود که بتواند هزینههای تنش را کاهش دهد، نه اینکه به بازیگری مستقل با دستورکار متفاوت تبدیل شود. از این رو، اسلامآباد ناچار است میان جاهطلبی ژئوپلیتیکی و محدودیتهای ساختاری خود تعادل برقرار کند.
با وجود این محدودیتها، آنچه اهمیت دارد تغییر ماهیت نقش پاکستان در معادلات منطقهای است. اسلامآباد دیگر صرفاً بهدنبال ایفای نقش یک واسطه خاموش نیست، بلکه میخواهد بخشی از فرایند طراحی نظم جدید باشد. این همان نقطهای است که مفهوم «میانجی ژئوپلیتیکی» معنا پیدا میکند؛ بازیگری که بحران را فقط منتقل نمیکند، بلکه آن را شکل میدهد، مهار میکند و از دل آن برای خود موقعیت راهبردی میسازد. در خاورمیانه پساجنگ، قدرت صرفاً در اختیار بازیگرانی نیست که بیشترین توان نظامی را دارند، بلکه در اختیار کشورهایی نیز قرار گرفته که میتوانند میان رقابتها، کانال بسازند، زمان بخرند و موازنهها را تنظیم کنند. پاکستان اکنون تلاش میکند یکی از این بازیگران باشد.
@katechon6
Post #380
1.51K
- 👍 14
- ❤ 1