آنچه امروز در جهان رخ میدهد، بیش از آنکه یک «بحران» مقطعی باشد، نشانههای یک گذار عظیم تاریخی است؛ گذاری که در آن قطعیتهای ژئوپلیتیکی پس از جنگ سرد یکی پس از دیگری فرو میریزند. زیرا اگرچه فروپاشی شوروی آغاز عصر تکقطبی به رهبری آمریکا را رقم زد، اما امروز نشانههای فرسایش آن هژمونی آشکار شده است. این وضعیت نه به معنای جایگزینی قدرتی دیگر، بلکه بیانگر جابهجایی و تکثر مرکز ثقل نظام بینالملل است.
در چنین بزنگاهی، جهان نه در ثبات نظم قدیم به سر میبرد و نه در اطمینان به نظم جدید؛ بلکه در وضعیتی از جنس جمله ای منسوب به گرامشی قرار دارد، «دنیای قدیم در حال مرگ است و دنیای جدید برای تولد مبارزه میکند، اکنون زمان هیولاهاست.». هیولاهایی که دیگر کابوسهای خوابهای آشفته نیستند، بلکه بازیگران اصلی جهان در حال گذار هستند. در این جهان، جنگ نه یک استثنا بلکه قاعده ای است که تبدیل به موتور محرکه گذار شده، زیرا تاریخ بارها نشان داده است که نظمهای بینالمللی نه در اتاقهای کنفرانس، بلکه در میدانهای نبرد شکل گرفتهاند.
با این حال، در پس این جنگها، یک «نااطمینانی ساختاری» وجود دارد؛ نااطمینانیای که محاسبات راهبردی را دشوار، پیشبینیپذیری را محدود و ریسک ها را افزایش داده است. زیرا هر بحران منطقهای نه تنها میتواند آزمونی برای سنجش موازنههای جدید باشد، بلکه ممکن است نقطه عطفی در بازتعریف قواعد بینالمللی نیز گردد؛ قواعدی که در آن دولتها نه صرفاً برای پیروزی در یک نزاع، بلکه برای تثبیت جایگاه خود در نظم در حال شکلگیری رقابت میکنند.
از این منظر، جهان امروز بیش از آنکه درگیر منازعات پراکنده باشد، در حال تجربه رقابتی بنیادین بر سر «تعریف آینده» است؛ رقابتی که قدرتهای بزرگ و بازیگران منطقهای در آن نقشآفرینی میکنند. به همین دلیل گسلهای ژئوپلیتیکی فعالتر از گذشته، اتحادها سیالتر و مفاهیم بازدارندگی با چالشهای تازهای روبهرو شده اند.
در مجموع، آنچه این دوره را از سایر ادوار گذار متمایز میکند، نه صرفاً شدت رقابتها یا گستره بحرانها، بلکه همزمانی فروپاشی قطعیتهای قدیم و فقدان اجماع بر سر اصول نظم جدید است؛ و درست در همین خلأ است که آینده شکل میگیرد. آینده ای که هر چند هنوز نامی ندارد، اما بیتردید در آتش همین نااطمینانیها و منازعات، صورتبندی خواهد شد.
@katechon6
Post #355
3.48K
- 👍 37
- ❤ 6
- 👌 3
- 👎 1