اگر بخواهیم سیاست خارجی امروز عربستان را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت ریاض از «جنگ برای شکل دادن به منطقه» به «مدیریت منازعات به نفع خود» تغییر مسیر داده است. این تغییر هم نه حاصل دگرگونی ایدئولوژیک، بلکه نتیجه یک شوک راهبردی بود، حمله پهپادی سپتامبر ۲۰۱۹ به قلب صنعت نفت سعودی. در آن بامداد، چند پهپاد ارزانقیمت توانستند نیمی از تولید نفت عربستان را از مدار خارج کنند و همزمان یک واقعیت تلخ را آشکار سازند؛ بازدارندگی ریاض نه تنها در بزنگاه ها در مقابل حریفان قدر کار نمی کند بلکه آمریکا هم به عنوان متحد امنیتی عربستان، علاقه ای برای جنگ ندارد.
تا پیش از این حمله، عربستان در اوج سیاست تهاجمی خود بود. جنگ یمن را رهبری میکرد، با ایران در اوج خصومت قرار داشت و در برابر محور ترکیه قطر صفآرایی کرده بود. ریاض میخواست معادلات منطقه را به نفع خود بازنویسی کند. اما هزینهها انباشت شد، بطوریکه جنگ یمن فرسایشی شد، نفوذ ایران در عراق و لبنان پابرجا ماند و آمریکا نیز نشانههایی از خستگی راهبردی بروز داد. در واقع حمله به بقیق آخرین قطعه این پازل بود؛ لحظهای که نشان داد آسیبپذیری عربستان بیش از آن است که بتوان آن را با راهبرد تقابل دائمی پوشاند.
از آن پس، لحن و جهتگیری تغییر کرد. آشتی با قطر در العلا، مذاکره در پکن و سپس احیای روابط با ایران، بهبود مناسبات با ترکیه و تلاش برای خروج آبرومندانه از یمن، همگی نشانههای یک بازتنظیم بزرگ بودند. عربستان تلاش کرد به جای بازیگر خط مقدم، به بازیگر میانجی تبدیل شود، بازیگری با پیامی روشن، توسعه داخلی و ثبات اقتصادی اولویت دارد و ورود به هر درگیری تازهای این مسیر را تهدید میکند.
اما این سیاست «تنش صفر» به معنای آرامش کامل نیست زیرا فاصله گرفتن از رویکرد تهاجمی، شکاف با امارات و تا حدی اسرائیل را آشکارتر کرده است. زیرا ابوظبی نه تنها همچنان به مداخله فعال در میدانهایی چون یمن باور دارد بلکه گستره جغرافیایی مداخلات خود را هم گسترش داده و اسرائیل نیز پس از ۷ اکتبر مسیر امنیتی بلند پروازانه ای را دنبال میکند. در این میان برای ریاض، هر تحولی که به مناطق پیرامونی از جنوب یمن تا شاخ آفریقا نزدیک شود، خط قرمز محسوب میشود. بنابراین عربستان می کوشد میان تنشزدایی و دفاع از حوزه نفوذ خود تعادل برقرار کند؛ تعادلی نه به معنای ورود به دور دیگری از ماجراجویی بلکه به معنای تلاش برای حفظ خط قرمزها.
مسئله ای که به معنای یک چرخش عملگرایانه در رویکرد عربستان است. زیرا ریاض به این جمعبندی رسیده که در خاورمیانهای بیثبات و بدون هژمون مسلط، بهترین راه بقا، کاهش اصطکاک و افزایش انعطاف و همزمان با حداقلی از مداخلات است. با این حال، دوام این رویکرد به رفتار دیگران بستگی دارد. اگر رقابتهای نیابتی شعلهور شود یا بازیگران منطقهای مسیرهای تهاجمیتری برگزینند، عربستان ناچار خواهد بود دوباره میان «فاصله گرفتن از جنگ» و «ورود برای مهار آن» انتخاب کند.
در مجموع سعودیها امروز بیش از گذشته محتاط هستند؛ آن هم نه از سر ضعف، بلکه از سر محاسبه. آنها فهمیدهاند که قدرت، فقط در جنگ خلاصه نمیشود؛ بلکه گاهی پیروزی در مدیریت منازعات معنا پیدا میکند.
@katechon6
Post #345
3.9K
- 👌 35
- 👍 10
- ❤ 4
- 👎 3