در آستانه دور تازهای از مذاکرات بین ایران و آمریکا، بعضی از اخبار حاکی از آن است که دستور کار شروع مذاکرات پیش از هر چیز حول یک مطالبه امنیتی شکل گرفته است، مطالبه ای از سوی تهران برای تضمین صریح درباره عدم توسل واشنگتن به گزینه نظامی در جریان مذاکرات، مطالبه ای که بازتابی است از تجربه ایران از مذاکرات پیش از جنگ دوازده روزه.
اما در نگاه ترامپ، تهدید به توسل به گزینه نظامی نه یک گزینه نهایی بلکه بخشی از سازوکار مذاکره است.
زیرا او از این طریق فضایی از عدم قطعیت می سازد که در آن طرف مقابل ناچار است هزینه تصمیمگیری را در سایه بدترین سناریو محاسبه کند. از این منظر، تهدید نظامی برای واشنگتن فقط ابزار فشار نیست، بلکه چارچوبی است که کل مذاکره در درون آن شکل میگیرد. به همین دلیل، ارائه تضمین امنیتی به ایران به معنای فروپاشی این چارچوب و از دست رفتن یک مزیت ساختاری برای واشنگتن است.
بر همین اساس، آمریکا تضمین عدم جنگ را نه نقطه آغاز گفتوگو، بلکه کالایی قابل معامله میداند. بطوریکه هرگونه تعهد امنیتی، از دید واشنگتن، باید در برابر امتیازاتی مشخص انجام شود؛ امتیازاتی که بتواند موازنه فشار را به نفع آمریکا حفظ کند. اما در سوی مقابل، طرح این مطالبه از سوی تهران حامل یک دوگانگی راهبردی است. زیرا از یکسو، نشانهای است از تمایل به فریز کردن بحران و جلوگیری از لغزش ناخواسته به سمت جنگ و از سوی دیگر، میتواند بهعنوان علامتی از ضعف تلقی گردد، به گونه ای که انگیزه آمریکا برای افزایش فشار را تقویت کند. در چنین شرایطی، تضمین امنیتی از یک ابزار بازدارنده بالقوه، به متغیری آسیب زننده تبدیل میشود.
@katechon6
Post #337
2.79K
- 👍 30
- ❤ 6
- 👌 3