در برتری نظامی آمریکا در برابر ایران از نظر کمی و کیفی تردیدی وجود ندارد. بطوریکه توان هوایی، دریایی و برتری اطلاعاتی، واشنگتن را قادر ساخته در صورت تصمیم به استفاده از زور، ضرباتی سریع و گسترده وارد کند. اما با این حال، چالش اصلی آمریکا نه در آغاز جنگ، بلکه در پایان دادن به آن نهفته است. در واقع مشکل اساسی آمریکا، فقدان هدف سیاسی روشن و قابل تحقق است؛ اینکه آیا جنگ برای تغییر حکومت است یا تغییر رفتار ایران یا تضعیف توان هسته ای، موشکی یا ایجاد بازدارندگی بلندمدت؟
در این میان تجربه جنگهای گذشته نشان داده است که برتری نظامی، در غیاب هدف سیاسی مشخص، میتواند به فرسایش راهبردی منجر شود. در واقع ضربات نظامی لزوماً به تغییر محاسبات طرف مقابل نمیانجامد و چهبسا منطق تقابل را تشدید هم کند. افزون بر این، جنگی که به سرعت پایان نیابد، بهتدریج به مسئلهای پرهزینه در سیاست داخلی آمریکا تبدیل میشود و تابآوری تصمیمگیران را کاهش میدهد.
در سوی دیگر، ایران هم با محدودیتهای جدی در یک رویارویی کلاسیک مواجه است. اما با این حال، مزیت راهبردی ایران در تعریف متفاوت از پیروزی نهفته است. زیرا هدف تهران نه شکست نظامی آمریکا، بلکه جلوگیری از برتری سریع و کمهزینه واشنگتن است.
در واقع اتکا به راهبرد فرسایشی، گسترش جغرافیای درگیری، بهرهگیری از عدم قطعیت های میدانی و اتکای نسبی به تابآوری نهادی، به ایران امکان میدهد هزینههای سیاسی و امنیتی جنگ را افزایش دهد و محاسبات طرف مقابل را پیچیده کند. در چنین شرایطی تقابل احتمالی میان آمریکا و ایران بیش از آنکه نبردی برای پیروزی نظامی باشد، آزمونی برای تحمیل منطق راهبردی است؛ آزمونی که پایان آن بهمراتب دشوارتر از آغازش خواهد بود.
@katechon6
Post #329
3.26K
- 👍 65
- ❤ 7
- 🔥 3