ایوان تورگنیف در رمان «پدران و پسران»، تضاد میان نسلها و ایدئولوژیها را در روسیه قرن نوزدهم به تصویر میکشد. رمانی که در مرکز آن، شخصیت بازارف جلوه می کند، شخصیتی که نماد نسل نو و انقلابی است؛ فردی که باور دارد با نابودی بنیادهای جامعه میتوان راهی به سوی آزادی یافت. او به نیهیلیسم روسی معتقد بود، ایدئولوژی بمثابه نفی همه ارزشهای گذشته و اتکا صرف به عقل و علم.
تورگنیف هشدار میدهد که چنین نگاهی سادهانگارانه و خطرناک است. زیرا جامعه، بر خلاف تصور بازارف، نه یک ساختار قابل مهندسی بلکه باز و متکثر است که ریشههایش در سنتها، تاریخ و تجربه جمعی مردم است؛ بطوریکه نادیده گرفتن این ریشهها نه تنها آزادی نمیآورد، بلکه میتواند به ویرانی و آشفتگی اجتماعی و سرخوردگی فردی منجر شود. در چنین شرایطی بازارف، با تمام جذابیت و شجاعت فکریاش، نماد خطایی است که بسیاری مرتکب شدهاند: تصور اینکه میتوان با نابود کردن گذشته و حال، آینده را خلق کرد.
این خطای فکری امروز در تحولات ایران نیز قابل مشاهده است. در وضعیت کنونی، چه مخالفان حکومت و چه موافقان آن، گاه در دام همان توهم خطرناک گرفتار شدهاند: تصور اینکه با حذف کامل دیگری میتوان به پیروزی و رهایی رسید. مخالفان، گاه جامعه را چنان میبینند که گویی با فروپاشی همه ساختارهای موجود، آزادی بهطور خودکار حاصل خواهد شد؛ و موافقان، با همان منطق، حفظ نظم را در حذف دیگری و طرد کامل صداهای معترض جستوجو میکنند. هر دو نگاه، بهشیوهای بازارفی، جامعه را نه یک موجود زنده و پیچیده، بلکه ابژهای قابل تخریب یا مهندسی میپندارند.
اما جامعه ایران، همچون هر جامعه ای از لایههای متکثر هویتی شکل گرفته است. بر این اساس حذف یکسویه چه به نام انقلاب، چه به نام ثبات و امنیت نه به آزادی میانجامد و نه به آرامش، بلکه صرفاً چرخهای از ویرانی و کینه را بازتولید میکند.
@katechon6
Post #316
3.95K
- 👍 59
- ❤ 12
- 👎 2
- 🤔 2
- 👌 2
- 🔥 1