سعید لیلاز از سال ۹۶ در جستجوی بناپارت است و هر از چندی وعده ظهورش را می دهد.
نجات دهنده ای که بنا بر توصیفش نه از جنس لویی بناپارت هجدهم برومر مارکس است و نه حاکم استثنا اشمیت، بلکه بیشتر یک ابر بروکرات است از جنس لی کوآن یو که قرار است بحران ناکارآمدی را با نفس مسیحایی و یاران صدیقش حل کند.
اما مسئله اینجاست این منجی بروکرات، باید برآمده از یک ساخت حقوقی و سیاسی مشخص و ویژه باشد، ساختی که به او امکان ظهور و بروز بدهد، امری که نه از منظر « اساس» در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته شده و نه قوه تعدیل گر و ترتیبات سیاسی، امنیتی و نهادی ایران، اجازه بروزش را می دهند.
در چنین شرایطی منجی لیلاز بیشتر از آنکه حقیقی باشد، یک مصرع ناتمام است که شاعر در ردیف و قافیه آن مانده است اما با این حال می خواهد عدم حد نصاب آن را با شعبده های ژورنالیستی و آسمان به ریسمان بافتن پنهان کند، به عبارتی هیچ.
@katechon6
Post #302
3.08K
- 👍 49
- 👌 8
- 👎 6
- ❤ 2