در رسانههای رسمی در تحلیل اعتراضات، بیشتر بر جنبه های اقتصادی آن تاکید می شود، جنبه ای مهم اما با این حال ناتوان از پوشش دادن کلیت اعتراضات.
در واقع اقتصاد و تک عامل هایی چون آن با توجه به تجربه حوادث ۹۶، ۹۸ و ۴۰۱، بیشتر نقش پیشران را ایفا می کنند، بطوریکه استارت را می زنند اما در ادامه کلیت، پیکربندی و حتی گستره معنایی و جغرافیایی اعتراضات را پوشش نمی دهند.
علت هم بر می گردد به درهم تنیدگی مطالبات و نارضایتی ها در سالیان اخیر، همین امر هم باعث شده، این عوامل در هر جغرافیا نقش جرقه را ایفا کنند.
بر این اساس تاکید بر تک عامل ها به هدف انحراف قلمداد کردن دیگر سویه های اعتراضات، بیشتر از هر چیز نشانگر یک سوگیری شناختی آگاهانه است.
سوگیری که با یک کاسه کردن همه جنبه ها، تصور می کند می تواند ماجرا را با کمترین تبعات جمع کند، اما با این حال در ژرفای این سوگیری، یک منطق خود ویرانگر پنهان است، بطوریکه با عدم تفکیک نوع برخورد، می تواند باعث تشدید و حتی تغییر ماهیت اعتراضات هم شود.
آن هم در شرایطی که دشمن نه تنها نظاره گر نیست بلکه حتی به صورت آگاهانه، مترصد فرصتی است برای تکمیل اهداف ناکام مانده از جنگ دوازده روزه.
گاهی باید شنید حتی اگر تند و تلخ باشد.
@katechon6
Post #296
2.08K
- 👌 37
- 👍 15
- ❤ 11
- 🤔 2