تفاوت اصلی بین شاخههای تهاجمی و تدافعی رئالیسم مربوط به مسئله بیشینهسازی قدرت است. بطوریکه از نظر واقعگرایان تهاجمی چون میرشایمر، ساختار آنارشیک نظام بینالملل و عدم امکان سنجش نیات دیگران، دولتها را مجبور میکند نه تنها قدرت نسبی خود را به حداکثر برسانند بلکه در صورت امکان، به تنها قدرت بزرگ در منطقه جغرافیایی خود تبدیل شوند. در مقابل، واقعگرایان تدافعی چون استفان والت معتقدند که تلاش همهجانبه برای کسب قدرت معمولاً خود-ویرانگر است و تلاش برای هژمونی احتمالاً شکست خواهد خورد. در واقع اگرچه هژمون منطقهای بودن ممکن است مطلوب باشد، اما تلاش برای تبدیل شدن به آن مطلوب نیست زیرا سایر قدرتها معمولاً به سرعت میتوانند تهدیدهای خطرناک را شناسایی کرده و به طور مؤثر و تدریجی در برابر آنها موازنه برقرار کنند، به همین علت دولتها باید سعی کنند امنیت را به حداکثر برسانند، نه قدرت را، و اینکه بیشینهسازی قدرت و دنبال کردن هژمونی منطقهای، امنیت دولتها را نسبت به حالت عادی کاهش میدهد و دقیقا از همین منظر است که تلاش اسرائیل برای هژمون شدن در خاورمیانه بشتر از آنکه جایگاه اسرائیل را ارتقا دهد، می تواند امکانی شود برای امنیت زدایی از اسرائیل.
@katechon6
Post #206
2.23K
- 👌 25
- 👍 9
- ❤ 2