📌برای روسیه، گسترش دائمی تنها یک ایده نیست، بلکه شرط بقای تاریخی روسیه است
در توصیف ولادیسلاو سورکوف، چیزهای مختلفی گفته شده, مخترع و معمار پوتینیسم، مغز منفصل پوتین، مهمترین استراتژیست روسیه و...، اما با وجود این توصیفات، سورکوف مدتهاست از کرملین دور شده اما با این حال نبض روسیه همچنان با ایده های او می زند و او اکنون بعد از مدتها با اکسپرس مصاحبه کرده، مصاحبه ای بسیار مهم و پر نکته.
ترجمه مصاحبه سورکوف با اکسپرس 🔽
لنین گفته: «دههها میگذرد و هیچ اتفاقی نمیافتد، و سپس هفتههایی میرسد که در آنها دههها رخ میدهد»،آیا اکنون اروپا در چنین وضعیتی است؟
سورکوف: بله، در هفتههای اخیر، ایالات متحده طوفانی از سخنان تحریکآمیز را بر سر اروپا فرو ریخته. اما در حال حاضر، این فقط تحریکگری و حرفهای بی اساس است. اصل ماجرا هنوز آغاز نشده. واشنگتن از یک دوره رکود بیرون آمده. آنها هنوز باید دوران پرسترویکا (بازسازی)، گلاسنُست (شفافسازی) و «تفکر نوین» خود را طی کنند. پرسترویکای شوروی به فروپاشی بلوک شرق منجر شد. آیا پرسترویکای آمریکایی به فروپاشی ناتو و اتحادیه اروپا خواهد انجامید؟ این پرسشیست که هنوز پاسخی برای آن نداریم. این شما هستید که باید دربارهاش تصمیم بگیرید.
مذاکرات ریاض در ۱۸ فوریه برای روسیه شروع امیدوارکنندهای داشت. چه نتیجهای میتواند برای مسکو یک پیروزی محسوب شود؟
شکست کامل اوکراین، چه از نظر نظامی و چه دیپلماتیک. تجزیه این کشور مصنوعی و ساختگی به بخشهای طبیعی و تاریخی آن. ممکن است در این مسیر، توقفها یا کندیهایی رخ دهد، اما رسیدن به این هدف، اجتنابناپذیر است.
آیا اهداف روسیه در اوکراین از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ تاکنون تغییر کردهاند؟
اهداف راهبردی روسیه همچنان همان است، اما اهداف تاکتیکی در طول مسیر و متناسب با شرایط، تغییر و تطبیق پیدا کردهاند.
شما گفتهاید: «برای روسیه، گسترش دائمی تنها یک ایده نیست، بلکه شرط بقای تاریخی ماست». مرزهای روسیه را چگونه میبینید؟
من یک ایدئولوژی رسمی بر پایه مفهوم «جهان روسی» ساختهام که قبلاً در محافل فلسفی مطرح بود. «جهان روسی» مرزی ندارد. این جهان جایی است که نفوذ روسیه به اشکال مختلف وجود دارد: فرهنگی، رسانهای، نظامی، اقتصادی، ایدئولوژیک یا بشردوستانه... به عبارت دیگر، همهجا هست.
میزان نفوذ ما در مناطق مختلف متفاوت است، اما هیچگاه صفر نبوده است. بنابراین ما در همه جهات گسترش خواهیم یافت—تا جایی که خدا بخواهد و تا جایی که قدرت ما اجازه دهد. نکته مهم این است که نباید شتابزده عمل کنیم و بیش از حد توان خود عمل کنیم.
این تفسیر فضای زیادی برای« مردم» باقی نمیگذارد. اگر آنها نخواهند بخشی از «جهان روسی» باشند، چه؟ آیا میتوان آنها را به زور به این جهان پیوند داد؟ و از همه مهمتر، چرا؟
من در جواب قبلی موضوعیت و عاملیت مردم را رد نکرده ام، بلکه این اروپا بود که نظر مردم اوکراین را نادیده گرفت و از دو کودتای نظامی در کییف حمایت کرد. برای مثال، در سال ۲۰۱۴ بیش از نیمی از اوکراینیها به طور روزانه به زبان روسی صحبت میکردند، هم در محل کار و هم در خانه. کمتر از نیمی از آنها از پیوستن به اتحادیه اروپا حمایت میکردند و حتی تعداد کمتری خواستار پیوستن به ناتو بودند. برخلاف خواست مردم اوکراین، یا حداقل اکثریت آنها، غرب در تلاش است تا اوکراین را به زور تسلیم خود کند، بدون اینکه کسی واقعاً بداند چرا. حتی در همین لحظه ای که ما صحبت میکنیم، سلاحهای اروپایی، از جمله فرانسوی، علیه کشور من استفاده میشود تا رژیم دستنشانده کییف را تقویت کند، رژیمی که بر اساس خواست اکثریت مردم اوکراین نیست، بلکه بر اساس اقلیتی ضدروس و پروغرب استوار است. این ادامه تلاشهای غرب برای استعمار اوکراین به زور است.
آیا بازگشت اوکراین به حوزه نفوذ روسیه، یک هدف آگاهانه در سیاست خارجی روسیه بوده است؟ به عبارت دیگر، آیا الحاق اوکراین هدفی بوده که مسکو از سال ۱۹۹۱ به اشکال مختلف پیگیری کرده است؟
این هدف مسکو است، اما همچنین هدف کییف نیز بوده است آن هم به شیوههای متعدد، در زمانهای مختلف و با موفقیتهای متفاوت، از زمان فروپاشی اتحاد شوروی، همیشه افرادی بودهاند که به فکر نزدیکتر کردن یا اتحاد کشورهای ما بودهاند. حتی همچنان امروز هم در هر دو طرف جبهه افرادی هستند که چنین تفکری دارند. این طبیعی است، ما از یک خونیم. همکاری صلحآمیز با دو کودتای حمایتشده از غرب در اوکراین، در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۱۴، متوقف شدند. بطوریکه اوکراینیها بهطور غیرقانونی تحت حکومت اقلیتی ستیزه گر و فاشیستی قرار گرفتند که به افسانههای یک قومشناسی ایدئولوژیک و توهمات پیوستن به اروپا باور داشتند. این اقلیت اوکراین را به جنگ کشاند.
@katechon6
Post #128
1.32K
- 👍 7
- ❤ 2
- 🔥 1