چند ماه بعد، شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی—نخستین رهبر عربی که در سال ۲۰۱۸ روابط خود را با دمشق از سر گرفت—با بشار اسد تماس گرفت و به او پیشنهاد کرد که هیئت مذاکرهکننده سوری را تقویت کند. او پیشنهاد داد که علی مملوک، رئیس دستگاه امنیتی سوریه، به تیم اضافه شود و گفت:
«با حضور مملوک، آمریکاییها که او را میشناسند، اطمینان پیدا میکنند که مذاکرات جدی است و پیش میرود.»
اسد در نهایت پیشنهاد متحد اماراتی خود را پذیرفت، اما برای از بین بردن ابتکار عمل، مملوک را کنار گذاشت و به جای او، بسام صباغ، معاون وزیر خارجه را انتخاب کرد تا در کنار عماد مصطفی با آمریکاییها گفتگو کند.
عمانیها که از ماجرا باخبر شدند، ناامیدیشان را پنهان نکردند. چند روز بعد، از مسقط به دمشق پیامی فرستاد ه شد: «فراموش کنید، ما دیگر ادامه نمیدهیم.»
آمریکاییها هم واکنش مشابهی نشان دادند: «فراموش کنید، ما هم کنار میکشیم.»
برت مکگورک به درخواست ما برای اظهار نظر پاسخی نداد.
چشم مسکو
به گفته منابع مختلف، آخرین مخالفت اسد در اکتبر گذشته بود، تنها چند هفته پیش از آغاز نبرد حلب—نبردی که در نهایت به سقوط او در هشتم دسامبر انجامید.
یکی از منابع نزدیک به ریاستجمهوری سوریه میگوید اسد در برابر ترکیه هم همین سرسختی را نشان داد. آنکارا خواستار مذاکره درباره سرنوشت ادلب بود، اما او قاطعانه مخالفت کرد.
این در حالی بود که ایران، روسیه و عراق تلاش میکردند او را متقاعد کنند با اردوغان دیدار کند—اما بینتیجه ماند.
برای همین جای تعجب نیست که چرا همه متحدانش در نهایت او را رها کردند بطوریکه مجبور شد با فلاکت از کشور خارج شود.
دو وزیر پیشین دولتش میگویند:
«در سالهای آخر، قدرت بیشتر در دست گروهی از قاتلان و دزدان افتاده بود.»
یکی از آنها به یاد میآورد:
«از سال ۲۰۱۷، کشور به دلیل تحریمهای بینالمللی و سیاست های خاندان اسد از هم پاشید. اما انگار این باند، فقط یک هدف داشت: نجات خودشان و همزمان خارج کردن هرچه بیشتر پول از کشور. برخی افراد که قبلاً نفوذی نداشتند، ناگهان در تصمیمگیریها مداخله کردند—در رأس آنها، کسانی که من ‘دختران اسد’ مینامم: لينا کنادیه، ربى درویش و لونا شبل. آنها همراه با گروهی از جوانان—که اغلب ناآگاه بودند اما اختیار تام داشتند—یک شورای سایه تشکیل دادند و بدون مشورت و اجازه، هر طور که میخواستند عمل میکردند.»
این دولت سایه که «کمیته پیگیری» نام داشت، عملاً کنترل همهچیز را در دست داشت. یکی از وزرای سابق، که نخواست نامش فاش شود، میگوید:
«وزیران دیگر هیچ قدرتی نداشتند. آنها باید گزارشهایشان را به این مشاوران پشت پرده ارائه میدادند. از سال ۲۰۱۷ به بعد، فهمیدم که دیگر هیچ کارایی ندارم.»
بشار اسد حسین صباغ را بهعنوان نمایندهی خود در مسکو منصوب کرد تا از طریق او، وزارت خارجه را که زیر نظر فیصل مقداد اداره می شد را کنترل کند. صباغ مستقیماً به اسد گزارش میداد.
«دختران بشار»
منابع مختلف تأیید کردهاند که در سالهای آخر، اسد بیشازپیش به زنان بانفوذ تکیه میکرد. در میان آنها، لونا شبل نقشی کلیدی داشت.
شبل که زمانی مشاور رسانهای اسد بود با گذشت زمان، به بانفوذترین عضو کمیته مشاوران استراتژیک اسد تبدیل شد.
یکی از مقامات پیشین دربارهی او میگوید:
«همیشه در انتهای میز مینشست و اگر لازم میدانست، با تکبر دهان دیگران را میبست.»
اعضای این حلقهی قدرت، شامل علی مملوک (اکنون در مسکو پناه گرفته)، فیصل مقداد ( در دمشق خانهنشین است)، بثینه شعبان ( به امارات گریخته) و دو دیپلمات، بشار جعفری و عماد سوسان بودند—دیپلماتهایی که پس از سقوط اسد، بلافاصله تغییر موضع دادند.
لونا شبل، که از طایفهی دروزی بود، در تیرماه گذشته در یک «سانحهی رانندگی» در نزدیکی دمشق کشته شد. اما یکی از شاهدان میگوید:
«چند ماهی بود که در برخی جلسات غایب بود.»
این شاهد معتقد است که شبل به دستور حکومت کشته شد—شاید به دلیل طمع بیشازحدش، یا شاید به خاطر دشمنیاش با ایران، که ممکن است او را وادار کرده باشد اطلاعاتی را به اسرائیل منتقل کند( اسرائیل با استناد به این اطلاعات، کنسولگری ایران در دمشق را هدف حمله قرار داد) همزمان، برادر شبل، که عضو سازمان اطلاعات سوریه بود، نیز بازداشت شد.
لینا کناية، یکی دیگر از «دختران بشار»، از بانفوذترین و فاسدترین افراد حلقهی قدرت بود. او و دیگر زنان نزدیک به اسد، املاک و مستغلاتی در سوریه و خارج از کشور داشتند، در چین سرمایهگذاری میکردند و ویلاهای مصادرهشده مخالفان را اجاره میدادند.
پس از سقوط اسد، لینا کناية به بیروت گریخت، اما چند هفته بعد، حکومت جدید او را دوباره به کاخ ریاستجمهوری فراخواند. با این حال، در نهایت برکنار و اموالش مصادره شد.
Post #121
1.94K
- 👍 14
- ❤ 6
- 👌 2