کتاب "بشر و تکنیک" نوشتهی اُسوالد اشپنگلر، تأملی تلخ و عمیق دربارهی سرنوشت تمدن غرب است کتابی که مسیری را دنبال میکند که پیشتر اشپنگلر در "زوال غرب" ترسیم کرده بود اما در حالی که در اثر پیشین او، ظهور و سقوط اجتنابناپذیر تمدنها از طریق چرخههای ارگانیک دنبال می شد در "بشر و تکنیک" اشپنگلر تمرکز خود را بر نقش فناوری بهعنوان موتور سلطهی غرب و همزمان ابزار نابودی آن معطوف میکند.
اشپنگلر غرب را بهطور منحصربهفرد فاوستی توصیف میکند؛ تمدنی که برخلاف تمدنهای دیگر که به همزیستی با نظم طبیعی تعریف شده اند می خواهد با کمک فناوری و ارادهای سیریناپذیر,طبیعت را به سلطه و تسخیر خود در آورد اما با این حال، این جاهطلبی بیمرز همزمان بمثابه یک نفرین است، بطوریکه اشپنگلر هشدار میدهد که همان نیروهایی که اروپا را به برتری جهانی رساندند همزمان عامل سقوط آن هم خواهند بود.
به نظر او جهان غرب اکنون وارد مرحله پایانی تمدنی خود شده است. انگیزهی خلاقانهای که زمانی فرهنگ آن را زنده نگه میداشت، جای خود را به مکانیزاسیون و بوروکراسی پوسیده داده است. غربی که با تکیه بر تواناییهای فناورانهاش اسرار طبیعت را گشود و امپراتوریای جهانی ساخت، اکنون برده مخلوقات خود شده است. ماشینهایی که زمانی ابزار فتح بودند، اکنون مشغول یکدست سازی زیست انسانی شده اند و در این میان صنعت، سیستم های مالی و جامعهی تودهای، جای روحیه جنگجویانه اشرافی را گرفتهاند، روحیه ای که به نوعی سنگ بنا این تمدن به حساب می آمد و بر این اساس اشپنگلر این وضعیت را بهعنوان یک معضل وجودی مطرح میکند. انسان فاوستی که زمانی برای فتح جهان گام برداشت، اکنون خود را در سیستمی گریزناپذیر گرفتار میبیند، سیستمی که بهوسیله همان تکنیکها و فناوریهایی که خود آزاد کرده بود، محدود شده است. جهانی که او ساخت، اکنون به دست کسانی میافتد که دیگر چشماندازی که آن را خلق کرد، درک نمیکنند، و نیروهای تاریخ قدرت را از ملتهای اروپایی که زمانی بیرقیب سلطه داشتند، دور میکنند. اشپنگلر پیشبینی میکند که غرب نه بهواسطه ایدهها یا اخلاق برتر، بلکه توسط تمدنهایی که هنوز انرژی حیاتی و ارادهی بیرحمانه به قدرت را حفظ کردهاند و غرب آن را از دست داده، مغلوب خواهد شد.
این تشخیص که در اوایل قرن بیستم نوشته شده، مانند یک پیشگویی به نظر میرسد. اشپنگلر دریافت که فناوری نه نیرویی خنثی است و نه صرفاً ابزاری برای پیشرفت غرب، بلکه قدرتی جهانی است که در نهایت به دست دیگران خواهد افتاد. او پیشبینی کرد که برتری صنعتی و نظامی غرب برای همیشه دوام نخواهد آورد. هنگامی که قدرتهای جدید خود را با پارادایم فناورانهای که غرب خلق کرده بود، تطبیق دادند، ناگزیر همان تکنیکها را علیه مبدعانشان به کار خواهند گرفت. از نظر اشپنگلر، این تراژدی نهایی روح فاوستی است. همان جاهطلبی که به عظمت آن منجر شد، عامل نابودیاش خواهد بود.
@katechon6
Post #116
1.81K
- 👍 19
- ❤ 3