از شمار خرد هزاران بیش: در سوگ پیروز مجتهد زاده
دیشب پیروز مجتهدزاده در انگلستان درگذشت و ژئوپولیتیک ایران را تنها گذاشت. دلش پردرد بود؛ همواره اندوهی سنگین با خود حمل میکرد: غم رنجهای بیپایان وطن. از همین رو، کافی بود دهان باز کند تا مرثیههای ایران آغاز شود. چند باری دیدار داشتیم، هر بار هنگام بازگفتن مصیبتهای میهن، چنان میگریست که هقهق گریه امانش نمیداد.
پیروز بخش بزرگی از زندگی علمی خود را صرف دفاع از هویت تاریخی و حقوق سرزمینی ایران کرد؛ با رویکردی آکادمیک، خردمندانه و در عین حال میهنگرایانه.
۱. فراتر از نقشهها
مجتهدزاده جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک را به مطالعه مرزها و سرزمینها محدود نمیکرد. او در پی شناخت پیوند پیچیده قدرت، تاریخ، جغرافیا و منافع ملی بود. پژوهشگری برخوردار از دانش، تجربه و قدرت استدلال.
۲. خلیج فارس؛ نامی به بلندای تاریخ
پیروز از پژوهشگرانی بود که برای تثبیت نام تاریخی خلیج فارس و مقابله با تحریف آن، پیگیرانه به میدان پژوهش و کنشگری علمی و رسانهای آمد. برای او، خلیج فارس فقط یک پهنه آبی نبود؛ بخشی از حافظه تاریخی، هویت جغرافیایی و میراث ملی ایرانیان بود. در این زمینه، دانش را به دفاع از میهن پیوند زد.
۳. جزایر سهگانه؛ حقوق سرزمینی ایران
بخش مهمی از کارنامه علمی او به تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی اختصاص داشت. پژوهشهایش درباره این جزایر، ابعاد تاریخی، جغرافیایی و حقوقی حاکمیت ایران را به بحث گذاشت و در برابر ادعاهای امارات متحده عربی، بر اهمیت اسناد و استدلالهای مستند تأکید کرد. دفاع از حقوق سرزمینی ایران برای او نه تعارفی سیاسی، بلکه مسئولیتی علمی و ملی بود.
۴. تاریخ در خدمت فهم ژئوپولیتیک
پژوهشهای استاد درباره مرزهای خاوری ایران و رقابت روسیه و بریتانیا نشان میداد که چگونه بازی قدرتهای بزرگ میتواند سرنوشت ملتها و قلمروها را دگرگون کند. کتاب بازیگران کوچک بازی بزرگ از آثار شناختهشده این حوزه است. او به ما یادآوری میکرد که برای فهم جغرافیای سیاسی امروز، نمیتوان تاریخ را نادیده گرفت.
۵. ایران؛ دغدغه همیشگی
برای پیروز، ایران تنها موضوع پژوهش نبود؛ دغدغه زندگی و فعالیت سیاسیاش بود. تمامیت سرزمینی، هویت تاریخی و منافع ملی ایران در کانون توجه او قرار داشت. در روزگاری که مسائل سرزمینی گاه قربانی مصلحتاندیشیهای زودگذر سیاسی میشوند، او بر ضرورت شناخت عمیق تاریخ و جغرافیای کشور پافشاری میکرد.
۶. استقلال فکری
دیدگاههای سیاسی مجتهدزاده در بسیاری از زمینهها با روایت رسمی جمهوری اسلامی تفاوت داشت. او از انقلاب ۱۳۵۷ و پیامدهای آن انتقاد میکرد و در ارزیابی بخشهایی از تاریخ ایران پیش از انقلاب، رویکردی متفاوت از روایت رسمی داشت. من، مستقل از داوری درباره درستی یا نادرستی برخی نوشتهها و تفسیرهای تاریخی او، مجذوب استقلال فکریاش بودم. برای من، توانایی اندیشیدن بیرون از چارچوبهای مسلط و ایستادگی بر سر دیدگاه خویش، ویژگی کوچکی نبود.
۷. دانشگاه جهانی
تحصیلات و تجربه دانشگاهی بینالمللی، از جمله در بریتانیا، تسلط بر زبان و آشنایی با روشهای پژوهش دانشگاهی، به پیروز امکان داد مسائل ژئوپولیتیک ایران را در محیطهای علمی فراتر از مرزهای کشور مطرح کند. آثار فارسی و انگلیسی او در گسترش مطالعات مربوط به مرزها، جزایر و خلیج فارس سهم داشتند. از همه مهمتر پیروز از شاگردان استاد گنجی افسانه ای بود.
در کنار استادانی چون دره میرحیدر و پاپلی یزدی، مجتهدزاده از چهرههایی بود که چراغ کمفروغ جغرافیای سیاسی ایران را روشن نگه داشتند.
۸. نقد علمی، نه نفی شخصیت
البته ارجگذاری به مجتهدزاده به معنای مصون دانستن آثار و دیدگاههایش از نقد نیست. من نیز منتقد برخی تفسیرهای تاریخی و سیاسی او بودهام و همچنان میان دوستی و احترام شخصی با داوری علمی تفاوت قائلم. اتفاقاً ارزش جامعه علمی در همین است که بتواند اختلافنظر را تحمل کند، بیآنکه شخصیت و جایگاه علمی صاحبنظر را انکار کند.
پیروز رفت، ولی پرسش او باقی است: با ایران چه کردهایم و با ایران چه میکنیم؟
من در سوگ انسانی مینویسم که با همه اختلافنظرهایم با او، درد ایران را از نزدیک در چشمان گریانش دیده بودم. برخی آدمها را باید از ورای اختلافها شناخت؛ از آنچه دوست میدارند، برایش رنج میکشند و تا پایان عمر از آن دل نمیکنند.
در باره او به حق توانگفت:
از شمار دو چشم یکتن کم
وز شمار خرد، هزاران بیش
مردی که ایران را با همه زخمهایش دوست میداشت.
یادش گرامی و نام و عظمت ایران پایدار باد.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k
Post #6308
12.5K