IMDB 8.2
با بازیگری فوق العاده جیم کری و کارگردانی پیتر ویر
این فیلم نمادین در ژانر های درام، کمدی، تخیلی، روانشناختی به موضوعاتی چون هویت، آزادی، جست وجوی حقیقت، و همچنین تاثیر مهم رسانه بر زندگی انسان میپردازد.
ایده این فیلم حداقل یک بار از ذهن اکثرمان عبور کرده است و یا حتی بعضی از ماها هنوز درگیر آن هستیم.
اگر تمام زندگیمان نمایشی برای دیگران باشد چه؟
🔹️ خلاصه داستان:
ترومن کارمند یک شرکت بیمه و ساکن جزیره Seahaven Island است که از زندگی معمولی و یکنواخت خود خسته شده و در پی ماجراجویی و مسافرت است اما هربار به دلیلی موفق نمیشود. ترومن کمکم به اوضاع مشکوک میشود و…
🔺️شرح داستان(حاوی اسپویل):
از ابتدا، فیلم نشانه هایی مبهم اما بعدا واضح را نشان میدهد. سپس وارد ماجرا و داستان اصلی میشود و ترومن بربنک را میبینیم با شخصیتی بسیار دوست داشتنی و صمیمی.
با دیالوگ معروفش
In case I don’t see you–good afternoon, good evening and
good night
در ادامه موارد مشکوک را بیشتر به نمایش میگذارد به گونه ای که حتی ترومن هم به آنها شک میکند.مثل رفتار کرکتر ها و تبلیغات بی مورد و بی ربط و حتی به مرحله ای میرسد که ترومن میتواند اتفاقات لحظات بعد را پیش بینی کند و به نوعی نسبت به همه چیز و همه کس دچار سوء ظن میشود.با وجود اینکه نسبت به همسر خود نیز بدبین است، ولی به صمیمی ترین دوست خود اعتماد دارد؛ دوستی که از کودکی با او بزرگ شده و او هم بازیگری از این دنیای ساختگی است.
🔸️و اما شخصیت کریستوف
خالق نمایش ترومن برای مردم دنیا و زندگی شخص ترومن.نمادی از قدرتی که برای انسان تعیین میکند چطور زندگی کند، چه چیزی را ببیند و چه چیز را باور کند.
کسی که ماجراهای زندگی ترومن هرکدام با هدف خاص خود برنامه ریزی کرد؛ از مرگ پدرش و تروماتایز شدن او گرفته، تا ازدواج نمایشی و ترک شدنش.او توانست بارها جلوی سفر(فرار کردن) و رسیدن به عشق او را بگیرد، اما نتوانست مانع عشق، ذات و روحیه ماجراجوی او شود. به نوعی شاید زندگی و دنیای ترومن ساختگی بود اما شخصیت او خالص بود و همین دلیل محبوبیت او بین مردم بود؛ مردمی که کل شبانه روزشان را با او سپری میکردند، ولی کسی حاضر نبود برای او کاری انجام دهد.
حتی بازیگر های این نمایش هم اعتراف میکنند که این نمایش، زندگی آنها را فرا گرفته و این،همان زندگی آنهاست.آنها میدانند که این نمایشی بیش نیست و با این حال در آن زندگی میکنند.
ترومن از اول بازیچه دست صحنه سازان نمایش بود؛ اما در نهایت او آنها را بازیچه خود کرد.
کریستوف حاضر بود ترومن از بین برود، اما از دنیای خلق شده توسط او خارج نشود اما درنهایت تسلیم روحیه ترومن شد.
▫️در آخر ترومن با پذیرش حقیقت، از کنترل دیگران، دنیای خودش و آدم ها، سرنوشت ساختگی ، ترس های القا شده و محدودیت های ذهنی فرار میکند و خود را به دنیایی جدید هرچند ناشناخته و ترسناک، اما حقیقی میرساند و با آن دیالوگ معروفش یکی از زیبا ترین پایان بندی های سینما را رقم میزند.ترومن نه تنها حقیقت را پیدا کرد، بلکه جرئت پذیرفتن و رو به رو شدن با آن و ترک دنیای امن دروغینش را نیز داشت.
اگر تنها آدم واقعی داستان زندگیمان خودمان باشیم چه؟
اگر دنیای واقعی بیرون ترسناک تر و دروغین تر از دنیای ساختگی خودمان باشد، باز هم آن واقعیت سخت و نامطمئن را انتخاب میکنیم؟◇پایان◇
✍️پارمیس سپهوند
🎞کانون فیلم و عکس علوم پزشکی لرستان
🎥@FilmVaAksLums