TGViewer
Channel Public Channel
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه

کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه

@kambiznouroozi

تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
Subscribers
2.05K
Photos
101
Videos
32
Links
929
Recent Posts 20 shown
Post #1556 876
🔴فضیلتهای اخلاقی قربانی بی‌قانونی
شرق ۷ مهر ۱۴۰۵

جامعه فقط با قانون و حقوق نیست که نظم و سامان می‌گیرد. منبع مهمتر "اخلاق" است که در اندیشه حقوق و سیاست ایرانی عملا جدی گرفته نمی‌شود. تقریبا تمام حقوق، جز بخشی اندک، بر ارزش‌های اخلاقی استوار است. درستکاری، وفای به عهد، احترام به مالکیت، احترام به جان و مال و ناموس دیگران، دروغ‌نگفتن، احترام همسر و فرزندان، پاکدستی، حفظ آرامش عمومی، صداقت، امانت‌داری، وطن‌دوستی، بخشی از ارزش‌های اخلاقی بنیادین‌ هستند که تقریبا تمام حقوق بر اساس آنها استوار شده‌اند. آنگاه که قانون در فرایند سوءاستفاده گروهی و فقط برای حفظ منافع آن گروه نوشته می‌شود و همان قانون هم به اجرا در‌نیاد، فقط قانون نیست که می‌شکند، مبانی اخلاقی آن نیز فرومی‌پاشد. اگر صاحبان قدرت هر کار غیرقانونی‌ای انجام دهند و آب از آب تکان نخورد، فقط قانون نقض نشده است؛ ارزش‌های بنیادینی مانند وفای به عهد، حرمت مال مردم، پاکدستی، راست‌گویی، امانت‌داری و... نیز سست می‌شوند. دولتمردان که باید با قانون‌گذاری درست و اجرای کامل قانون و اصول حقوقی محافظ اخلاق هم باشند، خود به منبعی برای ترویج ضد اخلاق در لایه‌های مختلف جامعه بدل می‌شوند. رذیلت‌ها رشد می‌کنند و عدالت و نظم به شکل گسترده‌تری از میان می‌رود. واضع و اجرا و تضمین قانون با نظام حکمرانی است، ولی اخلاق در زندگی اجتماعی تولید می‌شود. حکمران در شکل‌گیری و قوام و دوام ارزش‌های اخلاقی مؤثر است، ولی عامل اصلی تبیین، اجرا و تضمین اخلاق، خودِ جامعه است. جامعه با روش‌هایی مانند تقبیح، انگشت‌نماکردن، بایکوت و امثال اینها می‌تواند از ارزش‌های اخلاقی خود حراست کند. هرکس از صاحبان قدرت یا دیگران که مرتکب دروغ‌گویی، خیانت در امانت، بی‌صداقتی، تعرض به اموال دیگری، تعرض به آبرو و حیثیت دیگری و سایر ارزش‌های اخلاقی شود، جامعه می‌تواند با انگشت‌نماکردن و بایکوت، او را تنبیه و منزوی کند و از این طریق با حفظ فضیلت‌های اخلاقی جامعه، دوام و بقای خود را محفوظ نگه دارد.
در جامعه بزرگ، پیچیده و مدرن امروز پند و اندرزهای مرسوم اخلاقی‌ بد نیستند، ولی چندان کارساز نیز نیستند. جامعه مدرن بخش بزرگی از تبیین، اجرا و تضمین ارزش‌های اخلاقی را به سازمان‌های صنفی و نهادهای مدنی سپرده است.

کارکردهای مهم سازمان‌های صنفی و نهادهای مدنی آن است که معیارهای اخلاقی صنف خود را تعریف کنند و با مشاهده نقض آنها، بدون ملاحظه روابط بده‌بستان صنفی با آگاه‌کردن مردم، نقض‌کننده اخلاق حرفه‌ای را تنبیه کنند.

در ایران انواع سازمان‌های حرفه‌ای و نهادهای مدنی آن‌قدر زیادند که اگر این نهادها وظیفه مهم خود را در مورد تعریف اخلاق حرفه‌ای و مراقبت از آن به‌درستی انجام دهند، قطعا می‌توانند فضیلت‌های اخلاقی را در جامعه‌ای زنده نگه دارند که نظام اخلاقی‌اش بر اثر وضعیت بی‌قانونی و بی‌حقوقی آسیب‌های بسیار دیده است.

در ایران بیش از هشت هزار اتحادیه صنفی وجود دارد که حدود سه میلیون واحد صنفی را پوشش می‌دهند.

همچنین چند سازمان حرفه‌ای بسیار مهم نیز فعال‌ هستند‌ که عبارت‌اند از سازمان نظام پزشکی، سازمان نظام مهندسی، سازمان نظام مهندسی کشاورزی، سازمان نظام روان‌شناسی، سازمان نظام پرستاری و سازمان نظام صنفی رایانه‌ای. به اینها باید اضافه کرد اتاق بازرگانی، خانه سینما، خانه موسیقی و خانه تئاتر را. شمار بسیار زیادی نیز انجمن‌های صنفی در صنف‌های مختلف به فعالیت مشغول‌ هستند.

مسئولیت اخلاقی این نهادها نه‌فقط در محدوده صنف بلکه مرتبط با عرصه عمومی است. این نهادها باید بر اساس عرف‌های اخلاقی متداول در صنف و انطباق آنها با اخلاق عمومی، معیارهای اخلاقی خود را تعریف و تبیین کنند و به اطلاع عموم برسانند و هر نقض اخلاق حرفه‌ای را به شکل مناسب به آگاهی جامعه برسانند. ولی شواهد حاکی است که این نهادهای حرفه‌ای و صنفی تا اندازه زیادی نسبت به اخلاق حرفه‌ای صنف خود بی‌اهمیت هستند.

این نقص بزرگ در عملکرد سازمان‌های حرفه‌ای و صنفی ناشی از دو عامل مهم است. اول مداخله مستقیم حکمرانی در این نهادها که عمدتا از طریق نوعی نظارت استصوابی بر انتخابات تمام سازمان‌های حرفه‌ای و اتحادیه‌های صنفی انجام می‌شود. نظارت استصوابی در این نهادها، موجب می‌شود بسیاری از افراد صنفی معتبر و معتمد و مستقل نتوانند در مدیریت آنها شرکت کنند. عامل بعدی که ناشی از نظارت استصوابی است، ایجاد روابط بده‌بستان در درون این نهادها و نیز بین نهاد و ساخت قدرت است که عمدتا در جهت حفظ منافع شخصی و گروهی رخ می‌دهد. امروز که جامعه ما با افول فضیلت‌های اخلاقی روبه‌روست، بیش از قانون که وضع و اجرای آن برعهده حکمرانی است، باید به اخلاق بیندیشیم که جامعه خود منشأ تولید و اجرا و تضمین است. در این مسیر مسئولیت اخلاقی نهادهای حرفه‌ای و صنفی برای بقای عمومی به ضرورتی حیاتی بدل می‌شود.
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #1555 1.12K
🔴انتقاد رفاقتی به حکم زندان رسایی
۷ مهر ۱۴۰۵
امیرحسین ثابتی در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه به دادنامه صادره علیه حمید رسایی تاخته است. او که فاقد تحصیلات حقوقی است معتقد است رأی ۱۰ ماه زندان برای رسائی با اصل تناسب جرم و مجازات سازگار نیست.
رسایی به جرم نشراکاذیب در نشریهء ۹ دی، که در سال ۱۴۰۲ تحت مدیر مسئولی او اداره می‌شد محکوم به ۱۰ ماه حبس شده‌است.
در ربع قرن اخیر علیه صدها روزنامه‌نگار و مدیر مسئول بخاطر انتشار مطلب در نشریات و خبرگزاری‌ها بازداشت و زندان شده‌اند.
هم‌زمان با اعلام قطعیت دادنامه رسایی، محکومیت سه نفر دیگر اعلام شد.
همین الان یک فتوژورنالیسم شناخته به دلایل نامعلوم در بازداشت است.
اما از نظر ثابتی که مدعی پاسخگویی به افکار عمومی است، فقط حکم حمید رسایی با اصل تناسب جرم و مجازات مغایرت دارد.

چرا از نظر ثابتی در گذشته و اکنون احکام زندان مدیران مسئول و روزنامه‌نگاران با اصل تناسب جرم و مجازات سازگار بوده است و صدایشان درنیامده است اما حالا که یک نفر همفکر او محکوم به زندان شده است صدای انتقاد بلند می‌کند؟
پاسخ ساده است. تنها تفاوت بین رسایی و دیگران این است که رسایی همفکر و همسوی ثابتی و جریان متبوع اوست و لذا زندان رفتن فقط او متناسب با جرمش نیست.

شخصا معتقدم اصولا حکم زندان علیه روزنامه‌نگاران و نویسندگان و مدیران مسئول ناقض اصل آزادی رسانه و آزادی بیان است. این حق را فارغ از نوع عقیده وجهت‌گیری سیاسی هرکس متعلق به همه می‌دانم.
ثابتی و دیگر منتقدان حکم زندان رسایی باید بگویند آیا صدها دادنامه علیه روزنامه‌نگاران و مدیران مسئول که تاکنون صادر شده و خیلی از آنها را به زندان انداخته است موافق با اصل تناسب جرم و مجازات بوده است یا این نقد فقط به رأی زندان رسایی وارد است که رفیق خودشان است.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👏 4
  • ❤ 2
  • 👍 2
  • 👎 1
  • 🤮 1
Post #1554 1.23K
🔴رونق توهین و تهدید در سکوت دولت
شرق ۱ مهر ۱۴۰۵

چرا در دولت اراده و اقدامی برای اجرای قانون اساسی دیده نمی‌شود. هفته‌هاست جریانی در کشور به راه افتاده است که با توهین، ناسزا و رفتارهای خشونت‌بار در خیابان و شبکه‌های اجتماعی، علیه مقامات ارشد کنونی و سابق و حتی علیه برخی نهادها‌ تبلیغات راه می‌اندازند. عقاید آنها هرچه باشد، به استناد اصل آزادی عقیده محترم است، اما نمی‌توانند با توهین و تهمت و حتی کلمات رکیک و تهدید جانی سخن بگویند. این رفتارها و گفتارها علاوه بر آنکه مطابق قانون عادی جرم محسوب می‌شوند و حسب مورد با شکایت شاکی خصوصی یا اعلام جرم دادستان شایسته تعقیب کیفری‌اند، از لحاظ قانون اساسی نیز اهمیت بسیار بالایی دارند. طبق قانون اساسی:

۱) همه ملت حق آزادی بیان دارند. حق آزادی رسانه متعلق به آحاد ملت است. توهین و تهدید به نام آزادی بیان ممنوع و جرم است.
۲) حیثیت و جان و مال افراد مصون از هر تعرض است.
۳) همه افراد در برابر قانون برابرند.
۴) اصل بر برائت همگان است مگر جرم کسی در دادگاه اثبات شود.

وقتی گروهی برای بیان عقاید خود، در امنیت کامل به توهین و تهدید علیه کسانی متوسل می‌شوند که در اجرای مسئولیت رسمی یا مسئولیت اخلاقی خود سخن می‌گویند، تمام این اصول و حقوق اساسی مصرح در قانون اساسی یکجا و به‌صورت مکرر نقض می‌شود. این همه در شرایطی رخ می‌دهد که کشور در وضعیت نه جنگ، نه صلح شرایط مخاطره‌آمیزی را تجربه می‌کند. تورم توان‌فرسا نفس مردم را بند آورده است. نظامات قانونی ساختار سیاسی و اداری کشور دستخوش درهم‌ریختگی است و حدود و ثغور اختیارات و تکالیف قانونی دستگاه‌های حکمرانی در‌هم آمیخته و آشفته شده است. در چنین اوضاع و احوالی، بی‌‌عملی دولت در حراست از قانون اساسی و ممانعت از نقض حقوق اساسی اشخاص در کوچه و خیابان و شبکه‌های اجتماعی، میدان را برای توسعه تعلیق قانون و حقوق در کشور باز گذاشته و به گسترش آشفتگی‌ها کمک می‌کند.

در مسائل حقوقی مهم‌ترین بخش دولت، معاونت حقوقی است. این معاونت غیر از اینکه باید رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت را در جریان مسائل حقوقی بگذارد، ‌باید در عرصه عمومی نیز حضور یابد و با دفاع از حقوق ملت، در حد خود مانع از آن شود که فرایند نقض قانون اساسی بیشتر شود. اما یکی منفعل‌ترین و بی‌مسئولیت‌ترین بخش‌های دولت متأسفانه همین معاونت است که مسئولیت اجتماعی خود را به‌طور کلی کنار گذاشته است.

مجید انصاری، به‌عنوان معاون حقوقی، به‌تازگی در یک جلسه داخلی همان معاون گفته است «اجرای قانون اساسی باید به مطالبه عمومی بدل شود». آقای انصاری بی‌خبر است؛ سال‌هاست اجرای قانون اساسی به یک مطالبه عمومی بدل شده است. ایشان و همکارانشان به شکلی بسیار ناامیده‌کننده از زمان شروع به کار تا امروز از عرصه عمومی غایب‌ هستند، چیزی نمی‌گویند و نمی‌نویسند، فرافکنی می‌کنند و تصور می‌کنند جامعه ایران مانند آنها در مورد اجرای قانون اساسی ساکت است. چنین نیست؛ نگاهی ساده به انبوه مطالبی که در سال‌های اخیر در عرصه عمومی منتشر شده‌، کافی است تا معلوم شود مطالبه اجرای قانون اساسی چقدر زیاد بوده است.

مشکل در سطح جامعه نیست؛ مشکل در دولتی است که معاونت حقوقی‌اش، معاون پارلمانی‌اش و وزرایش حرفی از قانون اساسی نمی‌زنند. در هزارتوی سیاست و منافع جای گرفته‌اند و غیرمسئولانه خود و حقوق اساسی ملت را محبوس کرده‌اند.

طبق اصل ‌صدوسیزدهم قانون اساسی، «پس از مقام رهبری، رئیس‌جمهور عالی‌‌ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیم به رهبری مربوط می‌‌شود، بر عهده دارد».

نتیجه تفسیر این اصل جای تردید باقی نمی‌گذارد که مسئولیت اجرای بخش‌های بزرگی از قانون اساسی، از‌جمله حقوق اساسی ملت، بر عهده رئیس‌جمهور است.

وقتی عده‌ای عقیده خود را‌ که در بیان آن آزاد هستند، به توهین، تهمت و تهدید می‌آلایند، دیگر نمی‌توانند از حق آزادی بیان استفاده کنند، مگر به قانون برگردند و پاکیزه سخن بگویند. اما وقتی توهین و تهدیدهای علنی ادامه می‌یابد، دولت باید به‌عنوان نهادی که جز در موارد اختیارات رهبری، مسئول اجرای قانون اساسی است، مداخله کند.

جامعه حقوقی، فعالان سیاسی و جامعه مدنی بارها و به تفصیل خواهان اجرای قانون اساسی شده‌اند؛ این دولت و مهم‌تر از همه معاونت حقوقی است که باید از مسئولیت نگریزد، از عرصه عمومی فرار نکند، تعهدات قانونی خود را ترک نکند، با فرافکنی وظایف خود را از دوش ساقط نکند و در تلاش برای اجرای قانون اساسی با مردم مشارکت کند، نه اینکه با سکوت خود عملا شریک آنهایی شود که بازار توهین و تهدید را رونق می‌دهند. آقای رئیس‌جمهور باید یک بار دیگر متن سوگند خود را بخواند و به معاونت حقوقی و دیگر همکارانش نیز بدهد تا بخوانند.

https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • ❤ 7
  • 👍 1
Post #1553 1.26K
🔴عبرت شهریور ۱۴۰۱ برای ۱۴۰۵

شرق ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

وقتی قانون مغایر با فرهنگ و باورهای عمومی یا بخش‌های بزرگی از جامعه باشد، اعمال زور برای اجرای آن جز منازعه و رودررویی مردم و دولت، حاصلی نخواهد داشت که در اولین فرصت‌ها بروز خواهد کرد. در سالگرد جان‌باختن مهسا امینی باز هم حرکت‌های تحریک‌آمیز به بهانه الزام به حجاب آغاز شده و احتمال شکل‌گیری تقابل‌های پرمخاطره اجتماعی را بالا برده است. چهار سال پیش با انتشار خبر مرگ دختر بی‌گناه جوان در یکی از مراکز نیروی انتظامی، کشور به مدت حدود سه ماه درگیر اعتراضاتی گسترده شد.

اخبار رسمی می‌گفتند مهسا بر اثر بیماری زمینه‌ای قبلی درگذشته‌ است. عده‌ای نیز به استناد برخی شواهد فرضیه قتل را مطرح کردند. بین قتل و مرگ طبیعی فاصله بسیاری است. قتل داغ عمیق‌تر و سوزان‌تر و ماندگارتری بر دل و جان پدر و مادر و خانواده می‌گذارد. مرگ حق است ولی قتل ناحق.

اما نکته‌ای مهم‌تر از هر دو فرضیه وجود دارد. مهسا امینی به ادعای نیروی انتظامی به دلیل عدم رعایت حجاب دستگیر شد، به مقر نیروی انتظامی اعزام شد و در آنجا به هر علت جان باخت.

مهم این است که این حادثه تلخ و دردناک بر بستری رخ داد که رفتارهای گشت ارشاد با برخی دختران و زنان و تبلیغات وسیع و گاه توهین‌آمیز علیه زنانی که پوششی غیر از دستورات فرهنگ رسمی داشتند، عملا فضای عمومی را ملتهب و حساس کرده بود.

این فضا فقط به جرقه‌ای نیاز داشت و جان‌باختن مهسا در مقر نیروی انتظامی همان جرقه شد.

در ۱۲ آذرماه همان سال شورای امنیت کشور تعداد جان‌باختگان حوادث ۱۴۰۱ را ۲۰۰ نفر اعلام کرد که هم از نیروهای حافظ امنیت بودند و هم از معترضان. چه فرق می‌کند؛ هر دو سو از مردمان همین مملکت بودند.

بگذریم که در صحت این آمار تشکیک هم شد. تعدادی بسیار بیش از این به انواع جراحت‌ها دچار شدند، عده‌ای اعدام شدند و بنا بر برخی اخبار بین از ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر به زندان افتادند که با اقدام هوشمندانه عفو در بهمن همان سال بحران زندانیان تا حد زیادی کاهش یافت.

‌آثار و نتایج اجتماعی و سیاسی حوادث 1401، چه به روایتی آشوب نامیده شود یا به روایتی دیگر اعتراض مدنی، آسیب‌های سخت و عمیقی را هم بر نظام سیاسی وارد کرد و هم بر پیکر جامعه و هم به روابط میان ملت و دولت. این حوادث نمونه برجسته‌ای بود از سال‌ها تشدید فزاینده تعارض در موضوع پوشش زنان بین فرهنگ رسمی که در قالب قوانین و دستورالعمل‌های متعدد دستور داده می‌شود و در اجرای آنها نقض قانون مکرر هم رخ می‌دهد، با فرهنگ عمومی که ریشه در نظامات اخلاقی جامعه دارد.

برای درک این واقعیت که فعال‌کردن تضادها به نام حجاب الزامی در تجربه سیاسی روز، براساس مدل‌های تحلیلی جامعه‌شناسی حقوقی و به اتکای تجربه تاریخی، اقدامی زیان‌بار است که جز بحران‌های اجتماعی که به سرعت به سیاست گره می‌خورد، حاصلی نخواهد داشت.

در شرایط فعلی که با مشکلات عمیق اقتصادی، آثار وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴، کاهش امید به آینده، ادامه خطر گسترش جنگ با دشمن متجاوز و مشکلات دیگر، ایران به‌وضوح بیش از همیشه نیاز به آرامش دارد، ازسرگیری اعمال زور به بهانه پوشش زنان واقعا چه هدفی را دنبال می‌کند؟

پیش از آنکه دیر شود، دولت و دستگاه قضا باید همت و جدیت فراوان را برای جلوگیری از ادامه این تحریک‌ها از سوی جریان‌های شناخته و ناشناخته پرنفوذ به کار بگیرند.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 17
  • ❤ 2
Post #1552 1.08K
🔴عوامزدگی سیاست بین‌المللی ایران
۲۱ شهریور ۱۴۰۵
روابط بین‌الملل همیشه بسیار پیچیده است و در دنیای مدرن بسیار بر پیچیدگی و دشواری آن افزوده شده است.
این وسط وضعیت ایران در بحبوحه مخاصمه با آمریکا و بحران عمیق و ناامید کنندهء اقتصادی پیچیدگی خطرناک و سختی پیدا کرده است.
در چنین شرایطی عبور از خطر نیاز به هوشمندی، دانش روابط بیم.الملل و حقوق بین‌الملل، تجربه حرفه‌ای فراوان در روابط بین‌الملل، صداقت و تفکر ملی دارد.

کسانی باید طراح و برنامه‌ریز و مجری تنظیم امور ایران در روابط بین‌الملل و تعیین تکلیف مخاصمه یا ترک مخاصمه با آمریکا باشند که از همهء صفت‌های فوق در حد کمال برخوردار باشند.

اما اسفبار است که مدعیانی که عمدتا گرایش مخالفت با روندهای ترک مخاصمه با آمریکا دارند بدون هر دانش و تجربهء قابل اعتنایی با موج‌سازی در شبکه‌های اجتماعی مدام علیه مذاکره و راه‌حلهای غیر جنگی می‌نویسند و ناسزاها بار گروه مذاکرد و مسئولان می‌کنند.
اینها که امکانات رسانه‌ای فراوانی در اختیار دارند با این فضاسازی‌ها تلاش می‌کنند مذاکرات را تحت تاثیر قرار داده و در آن پارازیت و اختلال ایجاد کنند تا روند مذاکره‌ها و راه‌حلهای سیاسی متوقف شود.

این گروه که متعلق به طیف تندرو هستند اغلب در روابط بین‌الملل عامیانی‌اند که قيافهء عالمان به خود گرفته‌اند و هیچگاه هم مسئولیت کارها و خطاهای متعدد تحلیلی خود را نمی‌پذیرند.
اینان با نفوذ و مصونیتی که دارد مهمترین و حیاتی‌ترین مسأله ایران در ۵۰ سال اخیر را دچار عوامزدگی کرده‌اند.
دولت و مسئولان رسمی کشور پیش از آنکه بلاها و مصیبت‌های بیشتر غیرقابل جبران بر سر کشور آوار شود باید شجاع باشند و فضاسازی‌ها عاميانه و عوامفریبانه را خنثی کنند و اعتنایی به آنها نکنند.

هیچ طبیبی اجازه نمی‌دهد کسی که فقط تزریقات بلد است در کار جراحی دخالت کند وگرنه بیمار زنده از اتاق عمل بیرون نمی‌آید.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • ❤ 7
  • 👍 2
Post #1551 1.72K
🔴عدالت ظالمانه
شرق ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

عدل و ظلم نقیض یکدیگرند؛ عدل باشد، ظلم نیست؛ ظلم باشد عدل نیست. ولی گاه عدالت می‌تواند عادلانه نباشد. شاید ساده‌ترین تعریف عدالت را بشود در حقوق سراغ گرفت که معیاری زمینی و ملموس دارد یعنی قانون. عدالت حقوقی یعنی اجرای برابر و بدون تبعیض قانون. حتی اگر قانون ناعادلانه هم‌ که ماهیت قانون ندارد، بدون تبعیض اجرا شود، باز هم سطحی از عدالت وجود خواهد داشت. اما چگونه عدالت ظالمانه می‌شود:
اول. تبعیض در اجرای قانون: وقتی قانون برای گروهی اجرا شود و برای گروهی دیگر نه، عدالت به بی‌عدالتی بدل می‌شود. کسی را مطابق قانون به خاطر خلافش محاکمه و محکوم می‌کنند. دیگری مشابه همان کارها یا بدترش را انجام داده است، کاری با او ندارند. اینجا آنچه به‌عنوان عدالت علیه اولی اجرا شده، رنگ و بوی بی‌عدالتی می‌گیرد. آن‌ که بی‌کس‌وکار است باید طعم قانون را بچشد و آن که عزیزکرده یاران قدرتمند است، معاف از هر قانون می‌شود. در تبعیض قانون نیست که اجرا می‌شود، زور است که اِعمال می‌شود. عدالت موکول به مساوات و برابری است. وقتی مساوات نیست، بی‌عدالتی جانشین عدالت می‌شود.

دوم. گسیختگی زندگی عمومی: وقتی ارکان زندگی متزلزل می‌شود و انسان‌ها نمی‌توانند در ثبات و آینده‌ای قابل برنامه‌ریزی زندگی خود را سامان بدهند، آدم‌های زیادی در معرض تخلف از قانون قرار می‌گیرند. برای مثال:

‌کسی وامی می‌گیرد به امید اینکه کار و کاسبی راه بیندازد و با درآمد آن زندگی کند. تا این شخص کارش را بتواند سامان بدهد، تورم شدید ارزش پولش را کم می‌کند، برنامه‌اش به هم می‌ریزد و نمی‌تواند کارش را راه بیندازد. حالا او مانده است و یک بدهی با 20، 30 درصد بهره. دادگاه طبق قانون محکومش می‌کند.

کسی خانه‌ای اجاره کرده است. در طول مدت اجاره قیمت‌ها بالا می‌روند و هزینه ساده زندگی‌اش بالا می‌رود و از عهده پرداخت اجاره‌خانه بر‌نمی‌آید. صاحبخانه هم حق دارد. دادگاه طبق قانون، مستأجر را محکوم می‌کند.

دریافت مهریه حق قانونی و شرعی زن است. شوهر از پرداخت قیمت دیوانه‌وار سکه طلا برنمی‌آید. دادگاه آن را قسط‌بندی می‌کند؛ مثلا هر شش ماه، نیم‌سکه یا ربع‌سکه. این مقدار هم از زن مشکلی را حل نمی‌کند و هم برای مرد دشوار است. در این مثال‌ها‌ و موارد مشابهی که بسیار زیاد هستند، رأی دادگاه علیه این افراد کاملا قانونی است و پوسته‌ای از عدالت دارد. اما هیچ‌یک از محکومان دادگاه، خودشان در مصائبی که پیش آمده نقش فاعلی نداشته‌اند. با حسن نیت و سلامت اخلاقی و قانونی عمل کرده‌اند، ولی اوضاع از‌هم‌گسیخته اجتماعی زندگی آنها را خراب کرده است. مثال‌های دیگر هم هست: عده‌ای برای گریز از سختی‌های زندگی انتخاب‌های مجرمانه می‌کنند؛ می‌روند سراغ سرقت خانه‌ها، موبایل‌قاپی، کلاهبرداری، زورگیری و جرائم دیگر. دقت در زندگی بسیاری از این مجرمان نشان می‌دهد بستر زندگی آنها در هدایت ایشان به سمت تبهکاری و خلاف بسیار اثرگذار بوده است. جامعه نقش مهمی در تباهی آنها داشته است. کودکی علی بیجه که کودکانی چند را در بیابان‌های پاکدشت قربانی خود کرد، بدتر از قربانیانش بود. نظریات کهن و منسوخ جرم‌شناسی، جرم را صرفا محصول شیطانی‌بودن روان مجرم می‌دانستند و نقشی برای جامعه قائل نمی‌شدند. نزدیک به دو قرن است همگان دانسته‌اند نقش جامعه در تولید جرم چقدر اهمیت دارد. فقر، تبعیض، فساد دولتی، تناقضات ارزشی، بی‌ثباتی، حاشیه‌نشینی و خیلی عوامل دیگر وقتی زیاد شد، موقعیت‌های جرم‌زا بیشتر می‌شوند.

بسیاری از مجرمان، محصولات ستم جاری در جامعه‌اند که آنها را به انتخاب‌های خطا کشانده است. در نگاه اولیه حقوقی، وقتی مجرمی محاکمه و مجازات می‌شود، عدالت اجرا شده؛ چون قانون اجرا شده است. اما سهم وضعیت اداره جامعه و مسببانش که آن را سرشار از عوامل جرم‌‌زا کرده است، کجا دیده می‌شود؟ اگر آن همه عوامل جرم‌زا نبود، باز هم این همه آدم سراغ جرم می‌رفتند؟ «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی». بین احتمال وقوع جرم و میزان ستم در جامعه رابطه مستقیمی وجود دارد؛ ستم کمتر، جرم کمتر و ستم بیشتر، جرم بیشتر. وقتی عدالت ظالمانه شود، اثر اجتماعی‌اش را از دست می‌دهد؛ یعنی بوی عدالت در جامعه نمی‌پیچد. از بالا تا پایین قبح خلاف می‌ریزد. هرکس می‌تواند به‌سادگی به کسی که از او ضعیف‌تر است، ستم روا بدارد و آن را توجیه کند. نقض قانون آسان می‌شود و چه در ساختار دولتی و چه زندگی مرسوم، آنچه می‌ماند قاعده زوری است که ظلم را عادی می‌کند.

‌‌https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 12
  • 👏 3
  • ❤ 2
Post #1550 1.75K
🔴زیستن در دایره مجهولات
شرق ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

۱. زندگی وابسته به امروز نیست. امروز وضعیتی است که آن را می‌بینیم، می‌شناسیم، می‌فهمیم و می‌دانیم با آن چه کنیم. زندگی ما وابسته به فرداست. اگر بتوانیم فردایی را که هنوز نیامده بشناسیم و بفهمیم و بدانیم با آن چه خواهیم کرد، می‌توانیم در آرامش از یک زندگی طبیعی بهره‌مند شویم و پیش برویم. هر اندازه فردا مجهول باشد نتوان چیزی از آن را دید، دلهره و اضطراب بر جان‌ها سیطره می‌یابد. در عالم ترس و نگرانی و نومیدی، رفتار آدم‌ها هم عوض می‌شود. یکی گوشه‌نشین می‌شود؛ یکی به هر کار مشروع و نامشروع دست می‌زند تا شاید از تاریکی فردا به سلامت بگذرد؛ دیگری خود را به موج می‌سپارد که «چو فردا شود فکر فردا کنیم»؛ برخی را اندوه و برخی را خشم فرا می‌گیرد و بر همه چیز شورش می‌کنند و...؛ اعتمادها از بین می‌روند؛ هر کسی زور بیشتری دارد، میدان بی‌دفاع بیشتری برای به‌کارگیری زور علیه دیگران پیدا می‌کند و کسی هم جلودارش نخواهد بود. از یک سو بسیاری سرگردان اینکه «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را» و برخی که زر در جیب و زور در بازو دارند «عربده این که مبین آن که مپرس». فردای مجهول و ناپیدا، زندگی را گرفتار تعلیق می‌کند و عمر و روان و جان و مال را باد می‌برد و تلف می‌کند.

۲. قدرت پیش‌بینی فردا و هر آینده‌ای نتیجه نظم است. هر قدر نظم مستحکم‌تر و عقلانی‌تر باشد، آینده درازتری را می‌توان پیش‌بینی کرد و دانست که فردا و فرداها چه خواهد شد. آدم‌ها نیز می‌توانند نقش و موقعیت خود را پیش‌بینی کنند، برنامه‌ریزی کنند، از خود و روان و جان و مال خود به‌سادگی مراقبت کنند و با آرامش پا به آینده بگذارند.
هرقدر که نظم کمتر و ضعیف‌تر باشد، توان دیدن آینده کمتر می‌شود. نمی‌شود فهمید که فردا چه خواهد شد. مثل این است که شما برای سفری چهارساعته ۱۰، ۱۵ ساعت در بلبشوی راه‌بندان می‌مانید. بنزین مصرف‌ شده، خوراک‌هایی که با خود داشته‌اید تمام شده، خواب‌آلوده و خسته‌اید. شاید ماشینتان جوش بیاورد و... این محصول مصیبت بی‌نظمی است.

۳. حقوق و اخلاق دو منبع تولید و تثبیت نظم‌اند. حقوق محدوده اختیار و تکلیف همه را معلوم می‌کند. قدرت را مهار می‌کند، مسیر را نشان می‌دهد، امکان تخلف از مسیر را اگر هم از بین نبرد، کاهش می‌دهد، چارچوب‌های ارتباطی بین اشخاص را معلوم می‌کند، اگر کسی به حق دیگری تجاوز کرد سزایش را کف دستش می‌گذارد، جامعه را منتظم می‌کند و امکان پیش‌بینی فردا را فراهم می‌کند.
در این میان ساختار حکومتی به عنوان قدرتمندترین، ثروتمندترین و بزرگ‌ترین شخصیت، بیش از همه مکلف است به اقدام براساس قانون و قواعد و اصول حقوقی برای استقرار نظم.

۴. در ایران سال‌هاست که نظم حقوقی به‌شدت تضعیف شده است. فارغ از اینکه در تدوین و تصویب خیلی از قوانین خطاهای فراوانی وجود دارد، در اجرا نیز قانون و اصول حقوقی اهمیت خود را از دست داده‌اند. حقوق اساسی ملت از اهمیت افتاده‌اند، حدود وظایف و اختیارات نهادهای حکمرانی در هم ریخته است، واقعیت‌ها در قانون‌نویسی جای خود را به رؤیاها می‌دهند، صاحبان مناصب تقریبا از هر مؤاخذه‌ای مصون‌اند. وقتی منبع اصلی نظم دچار گسیختگی شود، قهرا نظم محقق نمی‌شود. بی‌نظمی حاکم می‌شود و فردا به مجهولی بزرگ بدل می‌شود که حتی ساده‌ترین بخش‌های زندگی نیز به علامت سؤال‌های بزرگی بدل می‌شوند. مثلا فرداروزی قیمت خوراک و مسکن و بنزین، دوا و درمان چند خواهد بود؟ آیا درآمد امروز تکاپوی هزینه فردا را می‌دهد؟ آیا مدرسه‌ها حضوری خواهند بود یا آنلاین، آیا دانشگاه‌ها باز خواهند بود یا نه؟ آیا آب و برق و گاز خواهیم داشت؟ آیا کاری را که امروز داریم، فردا هم خواهیم داشت؟ آیا دشمن متجاوز باز هم به تجاوز نظامی روی خواهد آورد و مرگ و ویرانی می‌سازد؟ کسی پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌داند. بدون نظم حقوقی در دایره مجهولات سرگشته و سرگردانیم و بیمناک از اضمحلالی ناگزیر نفس‌نفس می‌زنیم. فقط آنها که در چرخه فساد در جیب زر و در بازو زور دارند، از گل این آلودگی، ماهی‌های چاق توانند صید کرد. آنها که دل به ایران و ایمان و مردمان داده‌اند، به هر بهایی که هست این تعلیق را چاره کنند و به اعاده نظم در کشور همت کنند.

ما نیز چاره‌ای نداریم جز امید و اینکه در چشمان هم نجیبانه بنگریم و بخوانیم «چشم‌هایت با من گفتند/ فردا روز دیگری است».

https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 7
  • ❤ 1
Post #1549 1.41K
🔴مشکل بنزین بنزین نیست، نقد حقوقی یک چالش ملی
خبرآنلاین ۳ شهریور ۱۴۰۵
https://t.me/kambiznouroozi
بحران بنزین برآیند تمام بحرانها و ناکارآمدی‌های حقوقی و اقتصادی و سیاسی کشور است.
از سال ۱۳۷۵ تا امروز حدودا
۸ قانون
۲۱ حکم بودجه‌ای
۲۵ تصویب‌نامه هیات وزیران
در مورد قیمت و مهار و کاهش مصرف بنزین وضع شده‌اند.
هریک از این مصوبات انبوهی آیین‌نامه و شیوه‌نامه و دستورالعمل اجرایی داشته‌اند.
اگر این مقررات درست بودند، مسأله را درست دیده بودند یا درست اجرا شده بودند امروز نباید بنزین از مهمترین بحرانهای کشور می بود.
روزانه حداقل ۲۰ میلیون لیتر بنزین از کشور قاچاق می شود.  
گفته می شود کمبود بنزین کشور روزانه بین ۱۴ تا ۲۰ میلیون لیتر است.
اگر از قاچاق بنزین بنزین جلوگیری شود، نه تنها ناترازی بنزین از بین می رود چه بسا بنزین مازاد هم در انبارها باقی بماند و کشور امکان ذخیره سازی هم پیدا کند.

– Telegraph https://share.google/zW8FsSzEiRhyyq7oX
Telegraph مشکل بنزین بنزین نیست، نقد حقوقی یک چالش ملی خبرآنلاین ۳ شهریور ۱۴۰۵ در تصویب قوانین و سایر مقررات قبل از هرچیز باید شناخت دقیق و همه جانبه از سوژۀ قانون و مقررات وجود داشته باشد و متناسب با آن مقررات را وضع کرد. در غیر اینصورت ان قوانین و مقررات نه تنها قادر به حل مسأله نخواهند بود بلکه مشکلات جدیدتری…
  • 👍 7
  • ❤ 3
Post #1548 1.7K
🔴حل بحرانها در گرو حقوق اساسی ملت
شرق ۴ شهریور ۱۴۰۵

بحران‌های متعدد گریبان کشور را گرفته و سایه شوم جنگ و آثار آن که از پی تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بر کشور افتاده، به تشدید بحران‌ها انجامیده است. بنزین، برق و آب به اندازه نیاز کشور نبوده و امکان تأمین کمبود آنها فعلا میسر نیست. نرخ برابری ارز افسارگسیخته در حال افزایش است. قیمت مایحتاج ضروری همچون مسکن، خوراک، دارو و درمان به جایی رسیده است که بخش بزرگی از جمعیت کشور امکان تأمین آنها را ندارند.

بحران‌های دیگر نیز هستند که فعلا بماند. اما به حکم اصل نهم قانون اساسی، هیچ‌یک از اینها نمی‌توانند موجب نقض و تعطیل حقوق اساسی ملت شوند. آقای رئیس‌جمهور و نهاد ریاست‌جمهوری و آقایان وزرا این اصل را از یاد برده‌اند. قانون اساسی همچنان سندی است معتبر که دستگاه‌های حکمرانی مکلف به اجر-ای آن هستند و معیارهایی بسیار مفید و مهم برای سنجش اعمال نظام حکمرانی در اختیار می‌گذارد.

طبق ابتدای اصل نهم، آزادی یکی از ارکان حاکمیت ملی است. در قسمت پایانی این اصل نیز می‌خوانیم: «... هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی‌‌های مشروع را‌ هر‌چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند». جز یکی، دو اصل قانون اساسی، هیچ اصل دیگری از قانون اساسی نیست که تا این حد روشن و صریح باشد و هیچ‌گونه استثنائی به آن وارد نشده باشد. با این‌همه، نشانی نمی‌بینیم که در اقدامات دولت اعتنایی به نهادهای حقوقی مربوط به آزادی‌های اساسی ملت وجود داشته باشد. از مهم‌ترین این حقوق، حق آزادی بیان است که اصل بیست‌و‌سوم آن را مقرر داشته ‌و حق آزادی رسانه است که در اصل بیست‌و‌چهارم قانون اساسی به آن تصریح شده است. وضعیت مطبوعات کشور بحرانی‌ترین شرایط خود در تمام ۴۸ سال گذشته را می‌گذراند.

صدا‌و‌سیما که طبق اصل ‌صدوهفتاد‌و‌پنجم قانون اساسی از آنِ ملت بوده و مکلف به رعایت آزادی بیان است، در انحصار یک جریان فکری-سیاسی خاص بوده و تا آنجا پیش رفته است که به خود اجازه می‌دهد سخنان رئیس‌جمهور و رؤسای دو قوه را هم سانسور کند. رئیس‌جمهور دو نماینده در شورای نظارت بر صدا‌و‌سیما دارد؛ از هر دو نماینده کمترین اقدامی برای استیفای حقوق ملت در صدا‌و‌سیما دیده یا گزارش نشده است.

دسترسی شهروندان ایرانی به اینترنت همچنان با موانع پرشماری مواجه است. پلتفرم‌های پراستفاده‌ای مانند اینستاگرام، تلگرام و واتساپ همچنان مسدودند و بدون فیلترشکن نمی‌توان به آنها وارد شد. این در حالی است که در ‌حدود ۳۵ سالی که اینترنت به ایران وارد شده و به آرامی گسترش پیدا کرده، به یکی از مهم‌ترین وسایل آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات تبدیل شده است. با این‌همه، تصمیمات غیرقانونی مانع از آن است که مردم به آسودگی بتوانند از این وسیله تمدنی جدید استفاده کنند.

آقای رئیس‌جمهور، رئیس شورای عالی فضای مجازی است. بالطبع‌ انتظار می‌رود ایشان هم در مقام رئیس‌جمهور‌ که برای پاسداری از قانون اساسی سوگند یاد کرده است و هم در مقام رئیس شورای عالی فضای مجازی، مکلف به دفاع از حق دسترسی آزاد به اینترنت باشد؛ اما همچنان فیلترینگ ادامه دارد و هیچ حرف و برنامه‌ای برای استیفای این حق اساسی ملت مطرح نمی‌شود. شاید اجرای فیلترینگ را به ضرورت‌های ناشی از جنگ مرتبط کنند؛ چنین ادعایی نادرست و غیرقانونی است. فیلترینگ از سال‌ها پیش از جنگ اجرا شده است.

علاوه بر این، در حال حاضر نیز مخاصمه هست ولی جنگ جریان ندارد. از نظر قانونی نیز فارغ از اینکه شورای عالی فضای مجازی نمی‌تواند در دسترسی ایرانیان به اینترنت محدودیت ایجاد کند، چنانچه محدویت در دسترسی به اینترنت به استناد وضعیت اضطرار لازم باشد، باید مطابق با اصل هفتاد‌و‌نهم عمل شود که طبق آن «... در حالت جنگ و شرایط اضطراری نظیر آن، دولت حق دارد با تصویب مجلس شورای اسلامی موقتا محدودیت‌‌های ضروری را برقرار نماید، ولی مدت آن به هر حال نمی‌‌تواند بیش از 30 روز باشد و در صورتی که ضرورت همچنان باقی باشد، دولت موظف است مجددا از مجلس کسب مجوز کند». این اصل هم رعایت نشده است. آقای رئیس‌جمهور و همکارانشان از یاد نبرند که هرچه بحران‌ها بیشتر و عمیق‌تر باشند، همراهی ملتی که حق حاکمیت دارد، برای حل بحران‌ها ضروری‌تر و حیاتی‌تر می‌شود.

هرکس که به فکر حل بحران‌هاست، باید بداند که قادر نیست بدون همراهی و حضور واقعی همه ملت از عهده برآید.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 7
  • ❤ 1
Post #1546 1.48K
🔴بنزین آتش‌زاست
شرق ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

حقوق در جملات خشک و بی‌روح قوانینی که روی کاغذهای کهنه و نو نوشته شده‌اند، خلاصه نمی‌شود. فقط قانون نیست که می‌تواند کشور را نظم و انتظام ببخشد. در دستگاه‌های عمومی، کاغذ قانون وظیفه هر دستگاه و هر مقام را تعریف کرده است‌؛ اما این قوانین زمانی می‌توانند نظم و نظامی به کشور بدهند که اولا درست نوشته شده و درست اجرا شوند و ثانیا تمامی دستگاه‌ها در پیوستگی و ارتباطی سیستماتیک با یکدیگر حرکت کنند.

ماجرای اعلام قیمت جدید بنزین آزاد در استان کرمان نشان می‌دهد این دو شرط فراهم نیستند. در استان کرمان موضوع اعلام قیمت چهارم بنزین به مبلغ ۸۷ هزار و. ۲۰۰ تومان ظرف شش ساعت شکل گرفت و تمام شد. معاون استاندار خبر را در ساعت ۱۸:۲۰ روز چهارشنبه اعلام کرد، استاندار در ۲۴ دقیقه بامداد روز پنجشنبه خبر از توقف طرح داد. اهمیت قیمت بنزین در اقتصاد کشور، بودجه دولت و بودجه خانوار هیچ مشابهی ندارد. در همه سال‌های گذشته، همه دولت‌ها با بیشترین حد احتیاط به موضوع قیمت بنزین نگاه کرده‌اند تا بتوانند آثار و عوارض اقتصادی، اجتماعی و سیاسی افزایش قیمت را به حداقل رسانده و مهار کنند. با این همه، در سال‌های ۱۳۸۶ و خصوصا ۱۳۹۸ اعتراضات وسیع به درگیری میان معترضان و نیروهای انتظامی کشید و دردسرهای بسیاری درست شد. اما یکباره در یک استان بزرگ و مهم کشور ناگهان خبر افزایش تقریبا سه هزار درصدی بنزین آزاد به یک بمب خبری تبدیل می‌شود.
یکی، دو روز بعد معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی با اعلام اینکه تعیین نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان برای بنزین آزاد یکی از گزینه‌های دولت برای جبران کمبود بنزین است، این دلهره را برای مردم نگه می‌دارد. سپس عارف، معاون اول رئیس‌جمهور نیز خبر تعیین قیمت بنزین آزاد به نرخ ۸۷ هزار ۲۰۰ تومان را تأیید می‌کند.

این خبرها یک پرسش و ابهام بزرگ را پیش می‌کشند: نظم حقوقی و مدیریت امور در کشور چگونه است که تصمیم‌گیری در موضوع بزرگ و مهم بنزین که می‌تواند زلزله‌ای عظیم در زندگی مردم ایجاد کند و حتی به اعتراضات مردمی منجر شود، تا این حد بی‌سامان است؟
شیوه رفتاری شتاب‌زده مسئولان استان کرمان، سکوت مقامات ارشد کشوری و سپس خبری که رئیس سازمان بهینه‌سازی و کمی بعدتر معاون اول اعلام می‌کنند، نشان از یک گسیختگی عمیق در ساخت حقوقی دولت و موقعیت مردم از حیث حقوق اساسی ملت دارد. هر اندازه کاری بزرگ‌تر، خطیرتر و مهم‌تر باشد، تصمیم‌گیری و اجرای آن نیازمند ساختاری متفکرتر، دقیق‌تر، هوشیارتر و منسجم‌تر است که نگاهی ملی داشته باشد.
در خبری که رسانه‌ها از قول عارف نقل کرده‌اند، او گفته است قیمت چهارم بنزین با بررسی‌های کارشناسی و تعامل با نهادهای امنیتی تعیین شده است. یعنی کسانی که ادعای کار کارشناسی دارند، می‌دانند این افزایش انفجاری ممکن است به اعتراضات عمومی بینجامد وگرنه نیروهای امنیتی را چه کار به قیمت بنزین. با این همه بحران و وضعیت جنگی، شکل‌گیری یک اعتراض عمومی از زهر هلاهل بدتر است. وقتی ساختار حقوقی دولت گسیخته باشد، استان کرمان بدون هماهنگی با مقامات بالادستی تصمیم به افزایش قیمت می‌گیرد؛ یعنی تنش را تولید می‌کند. سپس ظرف چند ساعت طرح را متوقف می‌کنند. در ادامه در بن‌بست تأمین بنزین مورد نیاز کشور دو معاون رئیس‌جمهور نیز حرف همان قیمت را تأیید می‌کنند. اگر معاون استانداری کرمان آن خبر را به خطا اعلام نمی‌کرد، دولت همچنان در گیر‌و‌دار بی‌برنامگی و بی‌نظمی در تصمیم به افزایش بی‌سابقه قیمت بنزین محصور مانده بود و بی‌سامانی ساخت حقوقی‌اش هویدا نمی‌شد. اما حقوق اساسی ملت نیز در این تصمیم دولت در معرض حمله است.
برای فهم اینکه با این افزایش قیمت چه بلایی بر قیمت سایر کالاها، از مسکن، غذا و دارو تا شیرخشک و پوشک نوزادان می‌آید، لازم نیست اقتصاددان بود. آخرین داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد تورم نقطه ‌به‌ نقطه در تیر ۱۴۰۵ به ۸۷.۹ درصد و تورم سالانه به ۶۶ درصد رسیده و شاخص قیمت مصرف‌کننده نیز نسبت به خرداد ۳۰۱ درصد افزایش یافته است. شاخص فلاکت تا خرداد ۱۴۰۵ به ۶۱.۳ درصد رسید.

این اعداد به سادگی بیانگر افزایش فقر و گسترش فقر مطلق است. نتیجه فقر و فقر مطلق بیشتر‌شدن محرومیت گروه‌های وسیع‌تری از مردم از برخی حقوق اساسی مانند داشتن مسکن مناسب، غذای کافی، بهداشت و درمان، آموزش عمومی و امثال اینهاست. حالا حساب کنید در صورت افزایش سه هزار درصدی قیمت بنزین آزاد، با توجه به سهم بنزین در مصرف خانوار و تأثیر فزاینده قیمت بنزین بر سایر کالاها، چه بلایی بر سر افزایش فقر و محرومیت فزاینده مردم از حقوق اساسی خواهد آمد.
چرا توان واردات و تولید داخلی بنزین کم شده است؟
دولت و دستگاه‌های دیگر نمی‌توانند موجبات اصلی و ریشه‌ای مشکل را حل کنند و بار آن را روی سر مردم آوار ‌کنند.
https://t.me/kambiznouroozi
  • 👍 11
  • ❤ 2
Post #1545 1.36K
🔴طرح مقابله با نفوذ منجر به نقض حقوق ملت و توسعه بی‌نظمی در کشور می‌شود/ تصویب کلیات یعنی موافقت با مبانی؛ نمایندگان از مسئولیت شانه خالی نکنند

گفتگو با ایلنا ۲۶ مرداد ۱۴۰۵


کامبیز نوروزی با اشاره به تصویب کلیات طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور با بیان اینکه این طرح فقط منجر به توسعه بی‌نظمی در کشور می‌شود، گفت: بعد از جنگ دوازده‌روزه، نمایندگان مجلس ظرف چند روز طرحی نوشتند و تصویب کردند؛ با عنوان «تشدید مجازات جاسوسی» که آن هم به فوریت تصویب شد. چند ماه بعد از آن، آمریکا و اسرائیل جنگ چهل‌روزه را علیه ایران به راه انداختند و در این جنگ هم گفته شد که یک سری اطلاعات توسط نفوذی‌ها به دشمن داده شده، است. اگر آن قانون ارزشی داشت. شاهد چنین فاجعه‌ای نبودیم که منجر به جنگ چهل‌روزه شود.

کامبیز نوروزی حقوقدان در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا، درباره تصویب کلیات طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور از نظر حقوقی گفت: من هم در این باره در رسانه‌ها خوانده‌ام و فقط می‌توانم بگویم از این طرح بسیار شگفت‌زده شدم. این طرح نه با مفهوم رسانه، نه با مفهوم دانشگاه، نه با مفهوم فیلم‌سازی و نه با مسئله جاسوسی و نفوذ بیگانه آشنایی ندارد؛ حتی باید به صراحت عرض کنم که به طور کلی با حقوق اساسی ملت هم ناسازگار است.

راه مقابله با نفوذ، ممنوعیت همکاری با رسانه‌ها و دانشگاه‌های خارجی نیست

وی با اشاره به حوادث رخداده در سال‌های اخیر ادامه داد: در جریان اعتراضات دی‌ماه سال ۱۴۰۴، در جریان ترور شهید هنیه، در جریان جنگ دوازده‌روزه و نهایتاً در جریان جنگ چهل‌روزه و تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران، حتی مقامات رسمی هم اذعان کردند که اطلاعات مهم ایران از طریق اشخاص نفوذی و احتمالاً جاسوس‌ها در اختیار بیگانگان قرار گرفته است. چند سال پیش هم به خاطر داریم که در اخبار منتشر شد جاسوسان اسرائیل یک کامیون اسناد طبقه‌بندی‌شده صنایع هسته‌ای ایران را به سرقت برده‌اند.

این حقوقدان تاکید کرد: این اطلاعات توسط چه کسانی به بیگانه داده شده است؟ آیا این‌ها روزنامه‌نگاران بودند؟ آیا کارشناسانی بودند که با رسانه‌ها گفت‌وگو می‌کنند؟ آیا فیلم‌سازان بودند؟ مشکل جای دیگری است. اگر قرار است در نظم حقوقی کشور مقرراتی برای جلوگیری از عملیات جاسوسی سرویس‌های بیگانه وضع شود، راهش این نیست که مصاحبه با رسانه‌های آمریکایی ممنوع و برای آن مجازات پیش‌بینی شود، یا همکاری با دانشگاه‌های غیرایرانی موکول به تأیید وزارت اطلاعات شود یا فیلم‌سازی مقید به شروط سخت و برای تخلف از آن مجازات‌های سنگینی تعیین گردد. این‌ها راهش نیست.

طرح مجلس فقط به توسعه بی‌نظمی و نقض حقوق ملت منجر می‌شود

وی با اشاره به مواردی از این طرح که در رسانه‌ها مطرح شده است، گفت: اینکه تماس با سفارتخانه‌های خارجی موکول به تأیید وزارت خارجه شود، اولاً در عمل امکان‌پذیر نیست. بسیاری از ایرانیان در داخل یا خارج کشور برای انجام کارهای روزمره‌شان ناگزیر به مراجعه به سفارت‌خانه‌های خارجی هستند؛ ساده‌ترینش برای گرفتن روادید است. آیا همه این‌ها باید از وزارت خارجه مجوز بگیرند؟ وزارت خارجه با چه ملاکی می‌خواهد به این‌ها پاسخ دهد؟ کار و زندگی مردم چقدر باید معطل بماند؟

این حقوقدان تصریح کرد: این طرح مجلس اصلاً با موضوع خودش بیگانه است و هیچ شناختی از تمام این مسائل ندارد. این طرح فقط منجر به توسعه بی‌نظمی در کشور می‌شود و نقض آشکار و صریح حقوق ملت است؛ حق آزادی رسانه را مخدوش می‌کند و حق آموزش عالی را به شدت مخدوش می‌سازد. کسانی که این طرح را نوشتند و به آن رأی دادند، پیش از هر چیز باید نشان دهند که نفوذی که بیگانگان در ایران داشتند آیا از طریق رسانه‌ها بوده، از طریق کارشناسان بوده یا از طریق کسانی که برای کارهای روزمره‌شان به سفارت‌خانه‌های خارجی مراجعه می‌کنند.

نوروزی گفت: کدام جاسوس است که برای کار جاسوسی‌اش مستقیم سراغ کشوری برود که دارد به آن خدمات جاسوسی ارائه می‌دهد؟ در دستگاه‌های دیگر چه خبر بوده است؟ متأسفانه بسیاری از اصول حقوقی در قانون‌گذاری ایران متزلزل شده است. بعد از جنگ دوازده‌روزه، نمایندگان مجلس ظرف چند روز طرحی نوشتند و تصویب کردند؛ با عنوان «تشدید مجازات جاسوسی» که آن هم به فوریت تصویب شد. چند ماه بعد از آن، آمریکا و اسرائیل جنگ چهل‌روزه را علیه ایران به راه انداختند و در این جنگ هم گفته شد که یک سری اطلاعات توسط نفوذی‌ها به دشمن داده شده، است.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 10
  • ❤ 2
Post #1544 824
🔴آدمهای بی‌نفوذ نفوذی نمی‌شوند.
۲۵ مرداد ۱۴۰۵

خانمها و آقایان نماینده!
جلوگیری از نفوذ بیگانه و جاسوسی آنها در کشور محتاج قانون نیست.
سرویسهای اطلاعاتی‌اند که باید با روش‌های پیچیده و دقیق خودشان مانع از نفوذ مأموران بیگانه شوند.

اگر واقعا به دنبال آن هستید که مانع از تحرکات ماموران بیگانه در کشور باشید، با نقض آزادی‌های فردی و اجتماعی و حق آزادی بیان و واژگان کلی و نامفهوم کشدار علیه کارشناسان و دانشگاهیان و نویسندگان و فیلمسازان و موسیقیدانان و روزنامه‌نگاران کاری از پیش نمی‌برید.
بدون شناخت موضوع وعدم رعایت اصول قانونگذاری کیفری و سیاسی هر قانونی که تصویب شود، از ابتدا غیرقابل اجرا و محکوم به شکست است. از این دست قوانین فراوان روی کاغذ داریم که خشکیده‌اند.

آدمهای بی‌نفوذ نمی‌توانند نفوذی شوند.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 9
  • ❤ 1
  • 👏 1
  • 🙏 1
Post #1543 3.48K
🔴صعود قیمت بنزین در کرمان محصول آشفتگی تصمیم‌گیری
۲۱ مرداد ۱۴۰۵
چه مرجعی تصمیم گرفته است در استان کرمان بنزین آزاد(نرخ چهارم) به نرخ تمام شده پالایشگاهی، هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان فروخته شود؟

معاون استاندار کرمان خبر را اعلام کرده است ولی نگفته این تصمیم را چه مرجعی و بر اساس کدام صلاحیت یا مجوز قانونی اتخاذ کرده است؟
اعراق نیست اگر گفته شود اوضاع نظم حقوقی کشور هیچگاه تا این اندازه آشفته و مختل نبوده است.
اگرچه می‌گویند این تصمیم فقط شامل پمپ‌بنزین‌های استان کرمان است. ولی به شکل کوته بینانه‌ای توجه نکرده‌اند که:

اولا افزایش قیمت بنزین در کرمان از نظر روانی روی همه کشور اثر می‌گذارد. همه در انتظار این افزایش هولناک در قیمت بنزین خواهند بود. در اقتصاد ایران هم سالهاست که شرایط روانی بسیار موثر است. پیشاپیش ممکن است این واکنش روانی اثرش را بر قیمت‌ها در تمام کشور بگذارد.

ثانیا بی شک سطح قیمتها، از کرایه تاکسی گرفته تا قیمت نان و خوراک هر چیز دیگر تحت تاثیر قیمت چهارم بنزین به شدت بالا می‌رود. بسیاری از محصولات و تولیدات کرمان به سراسر کشور صادر می‌شود. قیمت این کالاها با قیمت تمام شده گران استان کرمان به ناگزیر در جاهای دیگر فروخته می‌شود. درنتیجه یا این کالاها قدرت رقابت با تولیدات سایر نقاط کشور را نداشته و بفروش نمی‌روند و تولید کننده کرمان باید متحمل زیانهای هنگفت شود. یا قیمت بالای آنها بهانه ای برای افزایش قیمت تولیدات سایر مناطق کشور می‌شود.

ثالثا در بحرانی‌ترین دوران اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور و ادامه سایه جنگ و شاخص فلاکت ۷۵ درصدی آثار این تصمیم حیرت آور بر زندگی مردم چه خواهد بود؟ آیا مردم باید فدای سیاستهای غلط اندر غلط تصمیم‌گیران بی‌مسئولیتی شوند که هیچ درکی از واقعیتهای زندگی مردم ندارند؟ اگر مردم اعتراض کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ باز هم گردن موساد و سرویس‌های بیگانه و براندازن می‌اندازند؟

تمامی تصمیماتی که در دستگاه‌های حکمرانی گرفته می‌شوند بخش‌های مهمی از نظام حقوقی کشور رادتشکیل می‌دهند.
هراندازه این تصمیمات مبهم‌تر و ناسازگارتر با زندگی مردم باشد آثار مخرب‌تر بجا می‌گذارد.

در همین تصمیم به نرخ چهارم بنزین به بهای هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان:

مرجع تصمیم معلوم نیست؛
مستند قانونی تصمیم معلوم نیست؛
رابطه‌اش با قیمت کشوری بنزین معلوم نیست؛
رابطه‌اش با ضوابط مربوط به قیمت‌های کالاهای اساسی مانند نان، دارو، درمان، مواد خوراکی و ... معلوم نیست؛

دولت هم که تا الان سکوت کرده است.

نظام حکمرانی که باید مولد و حافظ نظم باشد، خود بانی تشدید روزافزون اختلال نظم است و مردم هزینه سنگین و کمرشکن این اختلال نظم گسترده را باید به دوش کشند؟

اگر دولت این تصمیم استانی را بفوریت لغو نکند، خود و مردم را در معرض آثاری مهلک قرار داده است.
https://t.me/kambiznouroozi
  • 👍 10
  • ❤ 3
  • 🙏 1
Post #1542 1.55K
🔴وقتی خبرنگار سوژۀ امنیتی می شود
مختصری به مناست روز خبرنگار در گفتگو با جهان صنعت
17 مرداد 1405
🔻مهمترین چالش روزنامه‌نگاری ایران، امنیت حرفه‌ای است که در کنار نقص شدید در آزادی و ااستقلال حرفه‌ای قرار می‌گیرد. روزنامه‌نگار ایرانی، امنیت حرفه‌ای بسیار اندکی دارد و به سادگی ممکن است با مشکلات سخت قضایی و امنیتی مواجه شود.
روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها قادر نیستند بسیاری از مطالب را منتشر کنند و حتی با وجود رعایت همه احتیاط‌ها، باز هم ممکن است با برخوردها و مواخذه‌های غیرقانونی مواجه شوند.
موضوعاتی مانند فسادها، روابط پنهان در ساخت قدرت، فسادهایی که در جریان قراردادهای عمومی و در دستگاه‌های حکمرانی رخ می‌دهد، اعتراضات خیابانی از جمله موضوعاتی هستند که روزنامه‌نگار نمی‌تواند به راحتی درباره آنها اطلاع‌رسانی کند.
🔻فقدان امنیت حرفه‌ای، یکی از مسائل قدیمی و ثابت روزنامه‌نگاری در ایران است.
در کنار فقدان امنیت حرفه‌ای، ضعف امنیت شغلی نیز مطرح است. در امد روزنامه‌نگاری بسیار اندک است؛ این حرفه پایداری شغلی ندارد.
🔻نظام سیاسی ایران در حدود یکصد و هشتاد سالی که از روزنامه‌نگاری ایرانی می‌گذرد، هیچ‌گاه روی خوشی نسبت به مطبوعات و روزنامه‌نگاران نداشته است. متاسفانه جامعه ایران نیز در تمام این سال‌ها فاقد نهادهای مدنی قدرتمند یا احزابی بوده که بتوانند از حقوق اساسی ملت دفاع کنند.
نظام سیاسی ایران همیشه مطبوعات را به‌عنوان بلندگوی خود دیده است؛ گویی روزنامه‌نگاری ایرانی موظف است آن چیزی را بنویسد که حاکمیت دوست دارد و در مدح و ثنای حاکمیت فعالیت کند.
🔻این نگاه باعث شده است که روزنامه‌نگار نتواند درباره موضوعاتی مهم و جدی و اساسی راحت بنویسد.
این نگاه عملا موجب شده روزنامه‌نگاری ایران همیشه در تنگنا قرار بگیرد و هر زمان که نظام سیاسی با سخن ناخوشایندی مواجه شده، واکنش سرکوب نشان بدهد. اعدام میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل گرفته ولب دوختن فرخی یزدی و اتفاقاتی که در سال‌های اخیر رخ داده، نشان می‌دهد این یک معضل تاریخی است.
🔻این نگاه، مخل امنیت، آزادی و استقلال روزنامه‌نگاری است و امنیت روزنامه‌نگاران را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.
🔻این‌گونه نیست که جامعه ایران به خبرنگاران اعتماد ندارد. اتفاقا روزنامه‌نگاری ایرانی، به‌خصوص در رسانه‌های خصوصی، تا حد زیادی مورد احترام مردم است و آن را قبول دارند. مشکل در جای دیگری است.
🔻اطلاعات و اخباری که در رسانه‌های ایران منتشر می‌شود، چندان مورد اعتماد مردم نیست؛ چراکه باور عمومی این است که این اطلاعات کامل و دقیق نیست. البته مردم در این برداشت کاملاً هم اشتباه نمی‌کنند.
میزان اعتماد عمومی به رسانه‌های داخلی کاهش پیدا کرده است و دلیل آن این است که رسانه‌های داخلی نمی‌توانند بسیاری از مسائل و موضوعات را در قالب خبر، گزارش، مصاحبه و تحلیل منتشر کنند؛ زیرا تحت فشار قرار دارند.
🔻مصرف‌کننده ایرانی رسانه‌، کالای مورد نیاز خود را نمی‌تواند از رسانه داخلی تأمین کند. کالای مورد نیاز او خبر درست، تحلیل‌های دقیق، آزادانه و مسئولانه است. وبنابراین سراغ منابع دیگر رسانه ای می رود و به جای مراجعه گسترده به رسانه‌های داخلی، بیشتر به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور یا شبکه‌های اجتماعی مراجعه می‌کند.
🔻قانون به تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. همین قانون مطبوعاتی که در حال حاضر وجود دارد، اگر به‌درستی و دقیق اجرا شود، بدون شک اوضاع بسیار بهتر از شرایط فعلی خواهد بود.
علاوه بر این، در نظام سیاسی ایران با توجه به گرایش‌هایی که در نظام قانون‌گذاری ما وجود دارد، اگر قرار باشد لایحه یا طرحی درباره روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها مطرح شود، تردید نکنید که بسیار سختگیرانه خواهد بود و ممکن است علیه آزادی، امنیت و استقلال رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران تمام شود.
🔻اعتقاد به این ندارم که صرفا در یک روز خاص تبریک گفته شود؛ آنچه اهمیت دارد این است که از روزنامه‌نگار ایرانی که در تمام این سال‌های سخت و پر از انواع مشکلات ایستاده و به هر قیمتی چراغ این حرفه را روشن نگه داشته است، قدردانی شود. این روزنامه‌نگاری بسیار قابل احترام است.
🔻آن چیزی که حق روزنامه‌نگاری ایرانی است، یعنی آزادی، امنیت و استقلال روزنامه‌نگاری، باید به شکل مطلوب و قانونی تامین شود.
🔻اگر قرار باشد تنها یک اقدام برای بهبود وضعیت خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در ایران انجام شود، باید نگاه امنیتی به روزنامه‌نگاری و روزنامه‌نگاران تغییر کند.
وقتی روزنامه‌نگاری را با نگاه امنیتی می‌بینید، هر روزنامه‌نگار به یک سوژه امنیتی تبدیل می‌شود و هر رسانه نیز به یک سوژه امنیتی تبدیل شده و بر وضعیت روزنامه‌نگاری اثرات منفی خواهد گذاشت.
نباید به روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری نگاه امنیتی داشت.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • ❤ 4
  • 👍 3
  • 👌 1
Post #1539 1.32K
🔴 جنگ و دیپلماسی بدون رسانه
شرق ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

رفتار رسانه‌ای ایران در طول جنگ ۴۰ روزه و پس از آن بی‌برنامه، سردرگم و متناقض بوده است.
ساختار نظامی و دیپلماسی ایران منبع مستقلی برای کار رسانه‌ای هدفمند و بابرنامه ندارد.
تلویزیون ایران جهت‌گیری‌هایی متفاوت از تصمیم‌های دستگاه سیاسی عالی که افسران عالی‌رتبه نظامی نیز در آنها حضور و مشارکت دارند، ارائه می‌کند. سایر رسانه‌های وابسته به طیف‌های مختلف سیاسی و فکری نیز حرف خودشان را می‌زنند و براساس اصل آزادی رسانه مواضع خود را بازتاب می‌دهند.
به تعداد حساب‌ها و صفحه‌ها در شبکه‌های اجتماعی مثلا تحلیلگر و استراتژیست و متخصص روابط بین‌الملل و دیپلماسی و انواع و اقسام جنگ‌ها وجود دارد.
در این آشفتگی هر خبر نادرست یا ناقص یا کذب در جریان اطلاعات به گردش می‌افتد و هر تحلیل بی‌اساس، شعاری، غیرمستند، حزبی و جناحی منتشر می‌شود.
در این بازار آشفته کدام خبر راست است و کدام خبر دروغ؟ کدام تحلیل به سیاست‌های رسمی ایران در جنگ نزدیک است یا دور و کدام تحلیل تلاشی است برای تولید فشار بر نظام تصمیم‌گیری جنگ و دیپلماسی؟ تقریبا هیچ چیزی معلوم نیست.
نتیجه این آشفتگی خبری-تحلیلی، سردرگمی مردم در قبال موضوعات جنگ و دیپلماسی است. این درهم‌ریختگی حتی بر نظام تصمیم‌گیری کشور و ثبات تصمیمات نیز اثرگذار است. ایران در داخل و خارج توفیقی در رقابت رسانه‌ای نداشته است.

این وضعیت ناشی از فقدان تمرکز بر وجه رسانه‌ای جنگ و دیپلماسی کشور است. امروزه با توسعه شبکه‌های اجتماعی و آسانی دسترسی عمومی به شبکه‌های اجتماعی برای تولید و مصرف محتوا، کار رسانه‌ای نظام سیاسی کشور فوق‌العاده سخت‌تر، حیاتی‌تر، پیچیده‌تر و دقیق‌تر است. اما به همین اندازه دستگاه‌ها و مسئول جنگ و دیپلماسی از اهمیت کار رسانه‌ای مربوط به جنگ و دیپلماسی مرتبط با آن غافل‌اند.
یک دلیل مهم این غفلت بزرگ و مخاطره‌آمیز این است که ساخت سیاسی ایران معمولا خبر را به شکل «دستور» تلقی می‌کند. گویی آن چیزی که خبر داده می‌شود، مانند یک دستور است که همه باید قبول کنند.
سبب دیگر این نگاه آمرانه و دستوری اعتقاد نداشتن به آگاهی مردم است. وقتی شما به آگاهی دیگری معتقد باشید، برای اقناع او و ارائه تحلیلی بیشتر، دقیق‌تر، عمیق‌تر و حتی متنوع‌تر تلاش بیشتری می‌کنید. اما در یک نگاه آمرانه دستوری دچار خطای دید می‌شوید.

اهمیت کار رسانه‌ای حرفه‌ای و متمرکز در مسائل جنگ و دیپلماسی کشور در برابر تجاوز دشمن، کمتر از اهمیت تسلیحات نظامی نیست.
اگر ایران از نظر تسلیحات نظامی مورد نیاز این جنگ، مانند موشک و پهپاد وضع مطلوبی دارد، اما شرایط رکن رسانه‌ای جنگ و دیپلماسی آن بسیار نامطلوب است و تقریبا دیده نمی‌شود که دستگاه‌های مسئول توجهی به این کمبود و نقص بزرگ داشته باشند که اگر داشتند، آن را درست می‌کردند.

جنگ با ابعاد گسترده و پیچیده و متنوعی که دارد، به شدت نیازمند یک ستاد خبری کارآمد و حرفه‌ای است. چنین ستادی باید از روزنامه‌نگاران مستقل و کارآمد با تجربه‌های طولانی در روزنامه‌نگاری جنگ، بحران، بین‌الملل و دیپلماسی، اجتماعی و سیاسی تشکیل شود. کار این ستاد باید تولید یا گزینش اخبار در امتداد اهداف و سیاست‌های رسمی سازمان جنگی و دیپلماسی ایران باشد. همچنین تولید انواع تحلیل‌های متناسب با استفاده از کارشناسان واقعی، نه رانتی به‌منظور آگاهی‌بخشی عمومی و ایجاد یک برداشت اندکی واحد در افکار عمومی باید از دیگر کارهای چنین ستادی باشد. اگر ایران چنین ستادی داشته باشد، حتی می‌تواند با برقراری ارتباط با مقام‌ها یا کارشناسان معتبر و گفت‌وگو با آنها در دولت‌های دیگر نیز اثرگذار باشد.
دولت برای تشکیل چنین ستادی پیشگام شود و با هماهنگی سایر نهادهای مرتبط مانند رهبری، شورای عالی امنیت ملی، نیروهای نظامی و مسئول تیم مذاکره کارهای خبری و تحلیلی جنگ و دیپلماسی را به این ستاد واگذار کند و از آنها بخواهد نه به عنوان تبلیغاتچی بلکه به عنوان روزنامه‌نگاران حرفه‌ای در چارچوب سیاست‌های جنگی و دیپلماتیک رسمی ایران عمل کنند. برای جلب مخاطب هرآنچه در کار روزنامه‌نگاری حرفه‌ای رایج و متعارف است، انجام دهند و حتی اجازه طرح مباحث انتقادی نیز داشته باشند.

در کنار این ستاد ضروری است که امنیت و استقلال و آزادی رسانه‌های خصوصی نیز به رسمیت شناخته شود تا بتوانند در این فرایند ملی مشارکت فعال داشته باشند.
در جهان رسانه‌ای‌شده امروز، ما خود‌ پیرامون و جهان را از چشم رسانه نگاه می‌کنیم. رسانه می‌تواند حتی به ما احساس خوشبختی بدهد یا ناکامی. رسانه می‌تواند ما را به ما برنده معرفی کند یا بازنده. در عرصه جهانی رسانه می‌تواند ما را جنگ‌طلب بشناساند یا صلح‌جویی که مورد تجاوز قرار گرفته است.
بدون مدیریت رسانه‌ای کاملا حرفه‌ای و تخصصی، یک رکن مهم جنگ و دیپلماسی آن لنگ است.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👏 3
Post #1534 1.59K
🔴 احکام اعدام و افکار عمومی
۹ مرداد ۱۴۰۵
✍🏻امتداد-کامبیر نوروزی: آقای دادستان تهران در اطلاعیه‌ای که در "میزان" منتشر شده ضمن استقبال از نقدهای کارشناسی در مورد احکام صادره برای متهمان وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ اخطار داده است که "با افرادی که به حمایت مستقیم و غیرمستقیم از کودتاگران و عوامل دشمن در داخل بپردازند و در برابر احکام قانونی رسیدگی شده در مراجع مختلف قضایی اقدام به تکرار مواضع معاندین و‌ شبکه‌های وابسته به سرویس‌های جاسوسی کنند، ضمن بررسی دقیق محتوای منتشر شده اقدام قانونی قاطع و بدون ارفاق خواهد داشت."

🔹معمولا آن دسته از احکام دادگاه‌ها که برای عموم اهمیت و حساسیت دارد دو نوع واکنش متفاوت ایجاد می‌کند. یکی واکنش کارشناسی حقوقدانان. دیگری واکنش افکار عمومی.

🔹طبعا واکنش حقوقدانان در چارچوب قوانین و اصول و قواعد حقوقی و قضایی است.
اما واکنش افکار عمومی تخصصی نیست و ‌کاری با قانون و اصول حقوقی ندارد. افکار عمومی براساس احساس و برداشت کلی داوری می‌کند و واکنش نشان می‌دهد نه تخصص.

🔹حتی ممکن است حقوقدانان حکم دادگاه را قانونی بداند ولی افکار عمومی آن را عادلانه محسوب نکند.

🔹فرض کنید اگر کسی با رعایت کامل قانون مجازات و آیین دادرسی کیفری سارقی به قطع دست محکوم شود، وقتی همهء قوانین رعایت شده باشد هیچ حقوقدانی نمی‌تواند ایرادی به چنین حکمی بگیرد، اما معلوم نیست افکار عمومی واکنش مثبتی به چنین حکم و اجرای آن داشته باشد.

🔹در مجازاتها اقناع حقوقدانان هدف نیست. مباحث علمی حقوقی مربوط به حلقه‌های علمی همین صنف است.

🔹از اهداف مجازات اقناع و افکار عمومی به اجرای قانون و ایجاد احساس عدالت در افکار عمومی است. چنانچه این هدف حاصل شود آنگاه مجازات پندآموز هم خواهد بود.

🔹 اگر محاکمه و حکم نتواند به این اهداف دست یابد یعنی  آنچه انجام شده برای جامعه بیهوده و بی اثر بوده است و حتی  نتیجهء معکوس می‌دهد. در اینصورت جامعه احساس بی‌عدالتی و بی‌قانونی می‌کند و بجای آنکه متهم یا مجرم در نظر افکار عمومی نیز محکوم شود، دادگاه است که محکوم می‌شود. محکوم می‌شود و از مجازات تلقی حکم به ظلم شکل می‌گیرد.


🔹به این ترتیب با دسترسی به پیام‌رسانها این واکنش بازتاب یافته و توسعه می‌یابد. احکام اعدام‌های اخیر برای محکومان محکومان وقایع دی‌ماه صادر و بعضا اجرا شده است بسیار مورد حساسیت عمومی.

🔹ابزاری برای سنجش در اختیار ندارم که براساس آن بتوان داوری افکار عمومی در مورد این احکام را کشف کنم. اما شاید داوری منفی در سطح جامعه آنقدر بوده است که دادستان را ناگزیر از صدور بیانیه کرده‌است.

🔹یکی از دلایل تردید نسبت به کیفیت فرآیند دادرسی و احکام صادره، غیرعلنی بودن این محاکمات است. جامعه از تمام روند دادگاه بی‌اطلاع است و فقط از نتیجه نهایی رای آگاه می‌شود.گردش اطلاعات و داوری‌های افکار عمومی را نمی‌توان متوقف کرد.

🔹در کنار رعایت قوانین و اصول دادرسی عادلانه لازم است دستگاه قضا به یافتن راههای موثر و نافذ ارتباطی اعتمادسازی با افکار عمومی بیاندیشد. گفتگو با حقوقدانان ساده است زیرا زبان مشترک، اصول و قوانین و متدولوژی معین دارد. دو حقوقدان به راحتی می‌توانند گفتگو کنند.
اما گفتگو با افکار عمومی چندان ساده نیست.

🔹نگرانی آقای دادستان از واکنش افکار عمومی بجا و درست است. برای رفع این نگرانی بهتر است ابتدا از طریق موسسه‌های نظرسنجی مستقل و مسئول در مودد احکام اعدام متهمان وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ نظرسنجی انجم شود.

🔹اگر نتایج یک‌چنین  نظرسنجی نشان‌دهنده موافقت اکثریت پاسخگویان بود دستگاه قضا می‌تواند به همین روال ادامه دهد. و اگر منفی بود علل ناهمسویی جامعه با احکام اعدام را، هرچه بود بیابند و رفع کنند تا حس اجرای قانون و عدالت و انصاف ایجاد شود.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 13
  • ❤ 5
Post #1533 1.42K
🔴ستیز برای زیستن
شرق ۷ مرداد ۱۴۰۵
جای تأسف است که آمارهای قضائی سال‌هاست به‌طور منظم منتشر نمی‌شوند؛ فقط گه‌گاهی گوشه‌ای از این آمارها را باید به دشواری از میان سخنان مقامات ارشد قضائی پیدا کرد.

آقای دادستان تهران می‌گوید:
«در بازه زمانی سال‌های ۱۴۰۰ تا پایان ۱۴۰۴، تعداد کل پرونده‌های وارده به دادگستری استان تهران به ۱۴ میلیون و ۲۹۱ هزار و ۹۸۱ فقره رسید که در مقایسه با ۱۱ میلیون و ۶۸۷ هزار و ۷۴ فقره پرونده در دوره پنج‌ساله پیش از آن (۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹)، رشد ۲۲‌ درصدی را نشان می‌دهد». ایشان در ادامه گفته است: «تعداد پرونده‌های یکتای وارده در پنج سال اخیر به هشت میلیون و ۶۷۳ هزار و ۲۸ فقره رسیده که نسبت به شش میلیون و ۳۷۸ هزار و ۷۳ فقره در دوره قبل، 3/16 درصد افزایش داشته است».

پرونده یکتا به پرونده‌ای گفته می‌شود که از ابتدای ثبت تا پایان فرایند دادرسی، یک شناسه واحد دارد. این آمار شامل پرونده‌های حقوقی و کیفری است. همچنین آمار کل پرونده‌های جاری بسیار بیش از این است. در طول همین دوره، جمعیت تهران جمعا ۴/۶ درصد افزایش داشته است. براساس آمار پرونده‌های یکتا، نرخ رشد تعداد ورودی پرونده‌های قضائی تهران ۳/۵ برابر و براساس نرخ رشد کل پرونده‌ها ۴/۷ برابر نرخ رشد جمعیت تهران بوده است.

جمعیت تهران حدود ۱۰ درصد جمعیت کشور است. احتمالا تعداد پرونده‌های ورودی تهران کم‌و‌بیش حدود ۱۰ درصد پرونده‌های ورودی به دادگستری در کل کشور باشد.

در این یادداشت آمار پرونده‌های یکتای تهران مبنای بحث است.

جز برخی موارد استثنائی، هر پرونده‌‌ بیانگر آن است که یک یا چند نفر مرتکب جرم شده‌اند (پرونده‌های کیفری) و یا تعهدات حقوقی و قراردادی خود را نقض کرده‌اند(پروتده‌های حقوقی).

هر پرونده قضائی، جز مواردی مثل گواهی انحصار وراثت، حداقل دو طرف و گاهی بیشتر دارد. در پرونده کیفری، شاکی و متهم و در پرونده حقوقی، خواهان و خوانده حضور دارند. با احتساب دو نفر در هر پرونده، در دوره۱۴۰۰-‌۱۴۰۴ تعداد ۱۷ میلیون و ۳۴۰ هزار نفر دعوایشان آغاز شده است. این تعداد ۱۶/۷ درصد بیشتر از دوره ۱۳۹۵-۱۳۹۹ است.

همه آدم‌ها متعلق به یک خانواده‌ هستند. میانگین سالانه پرونده‌های ورودی در دوره پنج‌ساله آخر، یک میلیون و ۷۳۴ هزار پرونده است.

جمعیت تهران طبق برآوردها سه میلیون و ۲۰۰ هزار خانوار است؛ یعنی بیش از نیمی از خانوارهای تهران در دوره مورد بحث یک پرونده کیفری یا حقوقی را آغاز کرده‌اند که در مجموع‌ ۱۶/۷ درصد بیش از دوره 1395-1399 است.

وقتی شما درگیر یک پرونده قضائی هستید، حداقل بخشی از زندگی‌‌تان معلق و بلاتکلیف است؛ مثلا بدهکارید یا طلبکار، یا دعوا بر سر ملک است، یا دعوای خانوادگی، یا شاکی یا متهم یک جرم هستید. نتیجه پرونده شاید تمام آینده شما را تحت تأثیر قرار دهد. این بلاتکلیفی و ابهام، فشار روانی عمیقی ایجاد می‌کند و می‌تواند زندگی روزمره آدم‌ها را‌‌ کم‌و‌بیش دچار اختلال کند.

روند افزایشی آمار ورودی پرونده‌های قضائی‌ در پنج سال اخیر به‌شدت رکورد شکسته است، هر اندازه پرونده‌های قضائی بیشتر شود، یعنی قانون بیشتر از زندگی کنار رفته است.

گفته می‌شود تعداد پرونده‌های قضائی ایران دو برابر استانداردهای جهانی است.

قوانین‌، جز‌ مواردی مانند ‌قانون تجارت یا قانون ثبت، با اخلاق ملازمه دارند. الزامات قراردادی هم یک تکلیف قانونی است و هم ‌تکلیفی اخلاقی. سرقت هم غیرقانونی است و هم غیراخلاقی. حسن رفتار زوجین با یکدیگر، ابتدا حکم اخلاق است و سپس حکم قانون. تعداد بسیار زیاد پرونده‌های قضائی، علاوه بر اینکه بیانگر نقض قانون است، حاکی از نقض اخلاق نیز هست.

تعداد پرونده‌های قضائی، اعم از حقوقی و کیفری، کف دعواهایی است که در جامعه رخ می‌دهد. کم نیست آن مقدار دعوا که طرف‌های آن به هر دلیل به دادگاه مراجعه نمی‌کنند. در دوره ۱۴۰۰-۱۴۰۴ چه گذشته است که نسبت به دوره مشابه قبلی، منجر به افزایش شدید دعواهای مردم و پرونده‌های قضائی شده است؟

هیچ‌گاه دستگاه‌های نظام حکمرانی سراغ این پرسش نرفته‌اند که چرا در روندی چند ده ساله، تعداد نقض قانون و اخلاق و دعواهای کیفری و حقوقی در ایران تا این اندازه زیاد و فزاینده شده است؟

اشکال در کجای نظام قانون‌گذاری، اجرائی و برنامه‌ریزی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور است که تا این اندازه به تولید دعوا و بی‌ثباتی منجر شده است؟

رشد مستمر دعوا و نقض قانون و قرارداد و اخلاق و تشکیل‌ پرونده‌های قضائی، روابط اجتماعی و بینافردی را فرسوده و دچار بی‌اعتمادی روزافزون می‌کند، زندگی به یک ستیز ناروا بدل می‌شود و شرایطی پدید می‌آید که برای زیستن در آن، قانون، اخلاق و قرارداد ارزش و کارکرد خود را از دست می‌دهند. آفتی اجتماعی که می‌توان نام بحران‌ ستیز بر آن گذاشت.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👏 5
  • ❤ 2
Post #1532 2.5K
🔴فوتبال ایرانی علیه آزادی بیان
شرق ۳۱ تیر ۱۴۰۵

وضع آزادی بیان و آزادی رسانه در ایران به جایی رسیده است که حتی اشاره یک مربی فوتبال به تصمیم برای مسدودسازی یک سایت قانونی ورزشی منجر می‌شود.

امیر قلعه‌نویی، مربی تیم ملی فوتبال ایران در جلسه‌ای که فیلم آن منتشر شده است می‌گوید: «میکروفون دست کسانی است که زمان جنگ برنامه خود را تعطیل کردند و داخل غار نشستند. در جام جهانی پیدا شدند. سؤالم از مسئولین این است؛ چطور به کسانی که در زمان جنگ داخل غار بودند تریبون دادید تا هر روز تیم ملی را بزنند و نابود کنند؟... این آدم‌ها را پیدا کنید. تعجب من از حاکمیت و دولتمردان است که چطور به این آدم‌ها تریبون می‌دهند؟».

او ابتدا به یک امر سیاسی و غیرورزشی متمسک می‌شود که مخاطبان خاص خود (بخشی از مدیران!) را از نظر عاطفی و روانی و سیاسی آماده کند. سپس با این جمله که چطور به این آدم‌ها تریبون داده شده است، تلویحا همان مدیران را تشویق به بستن تریبون یعنی همان حق آزادی بیان «این آدم‌ها» می‌کند.

کمتر از یک روز بعد، سایت معتبر و قانونی «فوتبال 360» از دسترس خارج می‌شود که از منتقدان کیفیت فوتبال ایران در جام جهانی و مربیگری امیر قلعه‌نویی است و عادل فردوسی‌پور آن را اداره می‌کند.

اینجا مسئله اصلی نه فوتبال که نزول وضعیت حق آزادی و امنیت رسانه است که حتی انتقاد به تیم و مربی آن نیز بهانه مسدودسازی یک سایت مهم ورزشی می‌شود.

انتقاد حق بنیادین و اساسی هر رسانه است. در فوتبال نیز همیشه جریان نقد جاری است. انتخاب زبان و شیوه نقد از حقوق منتقد است. فقط کافی است در نقد توهین و افترا نباشد و خبر دروغ گفته و نوشته نشود.

عده‌ای برای تحدید حق آزادی بیان و انتقاد با سوءاستفاده از مادۀ ۳ قانون مطبوعات به تعبیر «انتقاد سازنده» متمسک می‌شوند. این نوع تعابیر دستاویزی‌اند برای نفی آزادی بیان.

منتقد مکلف نیست به سوژه خود کار یاد بدهد و مثلا به بازیکن یا آن مربی که میلیاردها و ده‌ها میلیارد پول می‌گیرد، فوتبال و مربیگری یاد بدهد. بخش مهمی از سازنده‌بودن انتقاد موکول به شخصیت سوژه است که چقدر صادق و انتقادپذیر باشد. ترس از انتقاد به این دلیل است که می‌تواند منافع فرد یا گروه خاصی را به خطر اندازد.

در ورزش و مهم‌تر از همه در فوتبال نیز وقتی انتقاد برای حفظ منافع فردی یا گروهی خطرناک می‌شود، واکنش‌های حذفی شکل می‌گیرد. از اینجا به بعد آنها موضوع را از ورزش و فوتبال به حوزه سیاست می‌کشانند و با ابزار قدرت به مقابله با نقد و منتقد می‌روند.

خارج‌شدن سایت فوتبال 360 از دسترس نشان می‌دهد که فوتبال ایرانی در جهان سیاست تنفس می‌کند و انتقاد را مانع از کسب منافع پنهان در شبکه قدرت می‌بیند.

در تمام کشورهای صاحب فوتبال، اطلاعات مالی قراردادهای بازیکنان و مربیان افشا می‌شود. در ایران اما چنین نیست. اقتصاد فوتبال ایرانی چه در باشگاه‌ها و چه در تیم‌های ملی اقتصاد پشت پرده و پنهان است. مراجع رسمی نمی‌گویند که بازیکنان و مربیان، مانند مربی تیم ملی چقدر دستمزد می‌گیرند مگر آنکه بعد از انتشار اخبار غیررسمی مجبور شوند.
مثلا مراجع رسمی صریحا نمی‌گویند آیا این خبر که امیر قلعه‌نویی چیزی معادل ۱۴۰ میلیارد تومان دستمزد برای جام جهانی گرفته راست است یا نه.

در ایران بازیگری و مربیگری فوتبال هم سیاسی است. در سال‌های اخیر چندین بازیکن و مربی بوده‌اند که رسما یا عملا به‌خاطر برخی مواضع سیاسی قانونی یا تحت فشار قرار گرفتند یا برای مدتی از کار محروم شدند.

حالا امیر قلعه‌نویی نیز به تبعیت از رویه جاری ساختار پنهان فوتبال ایرانی در برابر انتقادات از منطق فوتبال به سیاست تغییر مسیر می‌دهد. او برای بهره‌برداری از قدرت سیاسی و منکوب‌ساختن منتقدان آنها را «کسانی که در زمان جنگ داخل غار بودند» می‌نامد و به تریبون‌داشتن یا همان حق آزادی بیان و آزادی رسانه منتقدان حمله‌ور می‌شود.
او خیلی زود نتیجه سخنش را دریافت می‌کند و سایت فوتبال 360 از دسترس خارج می‌شود تا منتقد دیگر تریبون نداشته باشد.

معمولا پنهان‌شدن پشت سیاست و برچسب‌زدن نشانه ضعف و نداشتن استدلال و ترس از روشن‌شدن حقیقت است.

اهمیت و ارزش آزادی رسانه و آزادی بیان بسیار برتر از فوتبال و منافع فردی و گروهی آن است که به این راحتی نقض شود.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👏 6
  • 👍 5
  • 💩 1
  • 🖕 1
Post #1530 2.12K
🔴 مستقبلین جنگ و مخالفان تفاهم‌نامه پاسخ دهند
۲۵ تیر ۱۴۰۵
جنگ چه تهاجمی باشد چه دفاعی مستلزم وجود چند چیز بسیار مهم است:

۱_اقتصاد توانمند: تمام جنگها، بخصوص جنگ دفاعی که کشور را در معرض حملات دشمن و تخریب کانونهای صنعتی و نظامی‌قرار داده و منابع اقتصادی را به شدت کاهش می‌دهد و نیز بخش مهمی از منابع را هزینه جنگ باید کرد، بر اقتصاد کشور اثرات سخت می‌گذارد. اقتصاد باید در حدی از توانمندی و قدرت باشد که بتواند این بار سنگین را تحمل کند.

۲_موازنهء نسبی نظامی: قاعده آن است که در جنگ باید از قدرتی همطراز یا نزدیک به دشمن برخوردار بود. یک کشتی‌گیر سبک وزن با یک کشتی‌‌ گیر سنگین وزن مبارزه نمی‌کند. در جنگ هم همین معیار وجود دارد. هرقدر فاصله قدرت نظامی دو سوی منازعه بیشتر باشد، کمتر باید به استقبال جنگ رفت.

برخورداری از حمایت ملی: جنگ هر قدر هم تکنولوژیک باشند، به دلیل فشارهای مختلف جانی و مالی و امنیتی که به یک ملت وارد می‌کند بدون حمایت ملی به توفیق نمی‌رسد. درست است که حکومت‌ها هستند که تصمیم‌گیری و سازماندهی هر جنگ را برعهده دارند، ولی ملت است که باید بجنگد و آثار سخت جانی و مالی را بردوش بکشد.

داشتن دوستان بین‌المللی: جهان امروز جهان انزوا نيست. زندگی کشورها در هم گره خورده است. در جنگ هرقدر دوستان بین‌المللی کمتر باشند، از قدرت شما در جنگ کاسته می‌شود. دوستان بین‌المللی در تامین تسلیحات، حمایت‌های اخلاقی و سیاسی و حقوقی و اطلاعاتی سهم مهمی در میزان قدر هر کشور در جنگ دارد.

هدف عینی و محسوس: هر جنگی به دنبال هدفی است. هدف باید عینی، مشخص و محسوس بوده و با میزان توانایی‌ها متناسب باشد. هراندازه هدف دورتر، بلندتر و رؤیایی‌تر باشد، موقعیت کشور را در جنگ سخت‌تر می‌کند. معمولا اگر هدف ایدئولوژیک تعریف شود، هدف از عینیت و واقعیت دورتر می‌شود..

اینک کسانی که با برقراری تفاهم و توافق ایران و آمریکا مخالفند و از ادامهء جنگ استقبال می‌کنند باید با استناد به اطلاعات و داده‌های دقیق و مستند، نه جعلی و ساختگی بگویند ایران از لحاظ این معیارها در چه وضعیتی قرار دارد تا قادر به ادامهء جنگ با آمریکا باشد.
بدون پاسخ به این پرسش اصرار بر ادامهء جنگ به منزله اصرار به کشاندن کشور به مسیری سنگلاخ با چشمانی بسته است که سرانجامی نامعلوم خواهد داشت.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • ❤ 8
  • 👍 6
Post #1529 1.68K
🔴تفاهم‌نامه در رقابت نابرابر رسانه‌‌ای
شرق ۲۴ تیر ۱۴۰۵

این روزها به‌خوبی آثار از بین‌ رفتن مرجعیت رسانه‌ای کشور قابل مشاهده است. کسانی که در تمام این سال‌ها از دولت روحانی تا دولت پزشکیان به بهبود وضعیت رسانه‌های کشور بی‌اعتنایی کردند و کمترین سیاست و برنامه و عملی برای درمان دردهای مطبوعات و رسانه‌ها داشتند، امروز باید نتیجه‌اش را ببینند و مسئولیتش را بپذیرند که چگونه تیزی این بومرنگ به سوی خودشان و کشور برگشته است.

شمارگان مطبوعات ایران با 90 میلیون نفر جمعیت، حدود 400 هزار نسخه در روز است. از این تعداد میانگین 50 درصد برگشتی است. آمار مشاهده روزنامه‌ها در محیط وب نیز چندان درخور توجه نیست. همچنین مطبوعات و خبرگزاری‌ها مجبور به رعایت ملاحظات بسیاری هستند که مانع از تهیه و انتشار مطالب حرفه‌ای و مورد نیاز مخاطب است. مطبوعات و خبرگزاری‌ها نقش خود را در گردش اطلاعات در ایران تا حد زیادی از دست داده‌اند.

از سوی دیگر، صدا‌و‌سیما در سال‌های اخیر که به‌طور انحصاری در اختیار یک جریان فکری خاص قرار گرفته است، در اجرای تفکرات و ایده‌های همان جریان برقراری ارتباط با مخاطبان ایرانی را از دست داده و فقط بخشی از جامعه را هدف قرار می‌دهد که همسوی همان جریان هستند. به همین دلیل تلویزیون ایران نیز نمی‌تواند در سطح ملی جریان بسازد، اما قادر است سیاست خود را در همان بخش مخاطبان خاص پیش ببرد و چیره کند.

در جریان جنگ رمضان و بعد از امضای تفاهم‌نامه بین ایران و آمریکا، دو جریان مختلف در کشور پدیدار شد؛ گروه اول موافق تفاهم‌نامه و روند توافق و توقف جنگ بود و گروه دوم مخالفان سرسخت تفاهم‌نامه و توافق بین ایران و ایالات متحده. اما در این موضوع یک رقابت رسانه‌ای کاملا ناعادلانه و نابرابر شکل گرفت. گروه دوم رسانه‌ای به نام تلویزیون ایران را در اختیار داشتند. برنامه‌های خبری و تحلیلی صدا‌و‌سیما کاملا در اختیار این گروه قرار گرفت که در برنامه‌های خبری و تحلیلی و تبلیغی موضعی مخالف تفاهم‌نامه و روند توافق ارائه می‌کند. اصرار صدا‌و‌سیما بر این موضع تا جایی پیش رفته است که حتی مصاحبه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره را در میانه گفت‌وگو قطع می‌کند. کسی از بین تحلیلگران یا مقاماتی که موافق تفاهم‌نامه و روند توافق و پایان جنگ هستند، به آنتن تلویزیون ایران راهی ندارد.

امکانات محیط وب مانند تلویزیون‌های اینترنتی یا صفحات اینستاگرامی و تلگرامی و شبکه ایکس به دلایلی که مجال گفتنش نیست، قادر به تولید جریان نیستند.

موافقان سیاست رسمی کشور‌ که ایستادن پای تفاهم و به‌کارگیری سیاست برای پیشگیری از ادامه جنگ بوده است، فقط می‌توانند در مطبوعات و خبرگزاری‌ها چیزی بگویند یا بنویسند؛ آن‌هم مطبوعاتی که تیراژ کاغذی آنها در این مملکت 90 میلیونی 400 هزار و برگشتی آنها نصف این رقم است. محدودیت‌های شدید بر کار مطبوعات و خبرگزاری‌ها هم موجب شده است مراجعه به صفحات اینترنتی آنها رقم قابل ملاحظه‌ای نباشد. اگرچه تعداد مخاطبان تلویزیون نیز بسیار پایین آمده ولی باز هم بسیار بسیار بیشتر از تعدد مخاطبان و خوانندگان مطبوعات است.

در چنین وضعیتی موافقان تفاهم‌نامه و رفتن به سمت پایان جنگ از مقامات رسمی تا تحلیلگران و کارشناسان نمی‌توانند در سطح افکار عمومی به جریان اصلی بدل شوند و در عرصه عمومی با رقیب رقابت کنند. در این رقابت نابرابر و ناعادلانه، صدای کسانی شنیده می‌شود و قدرت و نفوذ می‌یابد که در رقابت رسانه‌ای دست بالاتر را دارند؛ یعنی صدا‌و‌سیما.

این نیست که مطبوعات ذاتا در برابر تلویزیون ضعیف هستند. در تجربه نیمه دوم دهه ۷۰ مطبوعات کشور به جریان اصلی بدل شدند و تلویزیون از رقابت با آنها بازماند و حتی مجبور به افزایش فعالیت‌های خود و ایجاد شبکه‌ها و برنامه‌های تازه‌تر شد.

مطبوعات و خبرگزاری‌ها اگر بتوانند بر اساس قانون اساسی و قانون مطبوعات در استقلال و امنیت و آزادی فعالیت کنند، به سادگی قادر خواهند بود با رسانه‌ای مانند تلویزیون رقابت کنند و حتی از آن پیشی بگیرند.

با این حال، سال‌هاست که با انواع فشارها بر روزنامه‌نگاران مطبوعات و خبرگزاری‌ها و بحران اقتصادی، کارآمدی مطبوعات به پایین‌ترین حد خود رسیده است.

در چنین روزهای داغی که کشور دوباره در آستانه جنگی سخت قرار گرفته است‌ و تلویزیون کشور هم که با بودجه ملت اداره می‌شود همین سیاست را ترویج می‌کند، آنها که می‌کوشند از افتادن ایران در آتش جنگی دیگر پیشگیری کنند، جایی برای سخن ندارند. وقتی با بی‌اعتنایی فراوان خوانده و شنیده نشد صدای کسانی که بارها و بارها نوشتند و گفتند که استقلال، امنیت و آزادی مطبوعات غیر از آنکه حق اساسی ملت است، از موارد امنیت ملی است، حاصل همین می‌شود که صدای جنگ بسی بلندتر به گوش می‌رسد.
https://t.me/kambiznouroozi
Telegram کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
  • 👍 10
  • ❤ 3
Older posts →

About this channel

How can I read @kambiznouroozi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه have?
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه (@kambiznouroozi) has 2.05K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →