🟰 من راه میروم؛ پس هستم!
✍️ فریبا نظری*
دو عبارت در این خبر، توجه مرا به خود جلب کرد:
۱- محلی برای دور دور
۲- حضور برخی جوانان بدون هدف مشخص
البته من در گروه جوانان قرار ندارم اما هر دو مورد را که جناب پلیس فرموده، انجام میدهم و از قضا یکی از مقاصدم همین دو خیابان است!
براساس تعاریف جامعهشناسان شهری در پارادایمهای مختلف اندیشه، هر دو عمل مورد نظر جناب رییس اداره نظارت بر اماکن میتواند در مفهوم پرسهزنی تعریف شود. (گرچه من ترکیبی از پیادهروی و پرسهزنی در شهر را انجام میدهم.)
ابتدا بیایید تفاوت میان پیادهروی (Walking) و پرسهزنی (Flânerie) را با هم مرور کنیم.
مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسانه، نمیتوان گفت کدامیک بیشتر جنبه انتقادی دارد؛ پرسهزنی یا پیادهروی؟ چون بنابر ادراک، تفسیر و تجربه زیسته هر شخص باید آن را فهم کرد. این رویکرد نشان میدهد که یک کنش فضایی، کیفیتی ذاتی و بسته نیست، بلکه در بستر تجربه زیسته، موقعیت اجتماعی و خوانش فردی معنا پیدا میکند.
با حضور مؤلفه ادراک و تفسیر شخصی در تحلیل، مرزبندیهای نظری محض کمرنگ میشوند. برای نمونه، پیادهروی سادهی یک فرد طردشده یا حاشیهنشین در فضایی که برای حضور او طراحی نشده یا حضورش در آن نامطلوب تلقی میشود، میتواند رفتاری به مراتب رادیکالتر و انتقادیتر از پرسهزنی بیهدف یک فلانر یا پرسهزن طبقه متوسط در خیابانها و پاساژهای شیک باشد. مانند پیادهروی یک زن مناطق حاشیهنشین با لباس محلی ارزان که با برندهای معروف لباس نسبتی ندارد در پاساژ پالادیوم یا ایرانزمین پایتخت در برابر پرسهزنی یک نوجوان یا جوان از طبقه مرفه جامعه با پوشش و اکسسوری برندهای درجه یک و گران قیمت!
در واقع، آنچه به حرکت در فضا جنبه انتقادی میبخشد، نسبت میان بدن، فضا و مناسبات قدرت است. چه این حرکت در قالب پرسهزنی بیهدف رخ دهد و چه در قالب پیادهروی، اگر بتواند منطق سرعت تحمیلی، انضباط شهری یا کالاشدگی فضا را در ذهن یا عمل سوژه به چالش بکشد، دارای بعد انتقادی میشود.
این منظر، دور دور کردن جوانان یا گروههای دیگر در خیابانها، عملی بیهدف نیست که کنشی هدفمند و انتقادی است مبنی بر اینکه:
من راه میروم؛ پس هستم!
من راه میروم؛ پس مطالبه دارم!
من راه میروم؛ پس تغییر میخواهم!
من راه میروم؛ پس حرف و ایده دارم!
مطالعه کامل جستار
* جامعهشناس و پژوهشگر گروههای اجتماعی
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Post #34772
729