🔴 تقلب ۸۸، تغلب امروز؛ این مقایسه؛ مغالطه است
✍ علیرضا کفایی
آقای احسان حدیدی (قائممقام)، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی تحت عنوان "میرحسین موسویِ دیروز یا مسعود پزشکیانِ امروز" در رابطه با عملکرد مهندس میرحسین موسوی و اصلاح طلبان در سال 88 نوشته است " آیا موسوی نمیتوانست با واگذاری بخشی از مطالبات و رسیدن به یک مصالحه سیاسی، به جای آنکه سرمایه اصلاحات را وارد یک بنبست طولانی کند، به شکلگیری یک اپوزیسیون قدرتمند، منسجم و ریشهدار در داخل کشور کمک کند؟....امروز اصلاحطلبان از پزشکیان حمایت میکنند و از مذاکره، انعطاف و تفاهم سخن میگویند. حتی در نشست اخیر با پزشکیان، ضرورت احیای تفاهمنامه و گفتوگو با آمریکا مورد تأکید قرار گرفته است.....پس سؤال ساده است:اگر امروز واگذاری بخشی از خواستهها برای رسیدن به یک توافق بزرگتر "تدبیر" است، چرا دیروز چنین منطقی برای حفظ سرمایه سیاسی اصلاحات به کار گرفته نشد؟.... اگر امروز عقبنشینی محدود، مذاکره و توافق برای جلوگیری از هزینههای بزرگتر "عقلانیت سیاسی" است، چرا در ۱۳۸۸ چنین منطقی اساساً قابل طرح نبود؟...... تاریخ فقط از ما نمیپرسد چه کسانی ایستادند؛ میپرسد: چه کسانی میتوانستند مصالحه کنند، نکردند، و هزینه آن تصمیم را چه کسانی در سالهای بعد پرداختند؟"
تحلیل انصافنیوز درباره میرحسین موسوی، صورت مسئله را جابهجا میکند، مشکل امروز را نمیتوان با این مغالطه توضیح داد که گویا ایستادگی مهندس موسوی در برابر یک روند نادرست، عامل بستهشدن راههای اصلاح بوده و حالا باید به هر شکافی در ساختار قدرت دل خوش کرد.
یادداشت احسان حدیدی از یک مغالطه بنیادی شروع میکند: مذاکره با آمریکا را با مصالحه بر سر اعتراضات ۸۸ یکی میگیرد؛ این دو اساساً همسنخ نیستند.
در سیاست خارجی، مذاکره بر سر منافع ملی و امتیاز متقابل است؛ اما در ۸۸ مسئله، حق رأی مردم و سلامت انتخابات بود، حق مردم را نمیشود مثل یک امتیاز سیاسی واگذار کرد.
در انتخاباتی که از ماهها قبل امکانات تبلیغاتی و تریبونهای رسمی و دولتی به شکل کمسابقهای در خدمت احمدینژاد بود و پس از اعلام نتیجه نیز اعتراض گستردهای شکل گرفت، موسوی خواهان بررسی و داوری مستقل شد؛حتی پیشنهادهای مشخصی برای خروج از بحران ارائه کرد.
پس این روایت که "موسوی میتوانست کمی کوتاه بیاید و اصلاحات را نجات دهد" تاریخ را وارونه میکند؛ کوتاه بیاید از چه؟ از رأی مردم؟
موسوی صاحب آن آرا نبود که بتواند آنها را معامله کند، خودش هم بر این معنا تأکید داشت که مسئله، حق مردم است.
از طرف دیگر، همه راهحل را در "مقاومت موسوی" خلاصه کردن، حذف نقش طرف مقابل است؛ بسیاری از جمله اصلاح طلبان میخواستند بحران حل شود؛ اما در نهایت این زندان، سرکوب و حصر بود که جای راهحل سیاسی را گرفت؛ نمیتوان راه سیاسی را بست و سالها بعد گفت: "چرا خودش مصالحه نکرد؟"
اگر در ۸۸ بحث بر سر ادعای تقلب و تضییع رأی مردم بود، پس از آن باید درباره تغلب قدرت بر اعتراض و حق سیاسی جامعه هم سخن گفت؛ بنابراین قیاس موسوی با پزشکیان بیمعناست.
پزشکیان درباره این بحث میکند که برای کاهش هزینههای کشور چگونه با یک قدرت خارجی مذاکره کنیم؛ موسوی درباره این مناقشه داشت که آیا رأی مردم باید محترم شمرده شود یا نه.
این دو را با یک کلمه به نام "عقلانیت" کنار هم گذاشتن، تحلیل نیست؛ قیاس معالفارق است، همان روزنه گشایی ادعایی!! و راه گشایی!! این نحله افق گشا!!! است.
مذاکره بر سر منافع ملی ممکن است؛ مذاکره بر سر حق مردم نه، و اگر قرار است از واقعگرایی سیاسی سخن بگوییم، این واقعگرایی باید شامل همه طرفهای تاریخ باشد؛ نه اینکه نقش تندروها، سرکوب و حصر حذف شود و تمام هزینه ۸۸ به پای اصلاح طلبان نوشته شود.
تقلب ۸۸ را نمیتوان با "چرا مصالحه نکرد؟" تطهیر کرد؛ همانطور که تغلب امروز را نمیتوان پشت "شرایط متفاوت بود" پنهان کرد.
و باید پرسید؛ این نوع روزنهگشایی اگر قرار بود راهی برای گشودن بنبستها باشد، چرا حاصلش بیش از آنکه گشودن روزنه باشد، توجیه وضع موجود است؟
حفظ امکانهای حداقلی را با دستاورد سیاسی اشتباه گرفتن و برای هر عقبنشینی، نامی پرطمطراق ساختن توجیه قدرت و حاکمیت است؛ اصلاحطلبی قرار نیست هنرِ ماندن در هر شرایطی باشد؛ قرار است قدرت را پاسخگو، جامعه را توانمند و راه اصلاح را باز نگه دارد.
وقتی نقد قدرت به مصلحتسنجی دائمی تبدیل شود و "روزنه" جای "اصلاح" را بگیرد یعنی سرنا را از سر گشاد زدن؛ صدای آن شاید بلند باشد، اما موسیقیاش به گوش مردم نمیرسد.
روزنهای که به راه خروج از بنبست نرسد، فقط سوراخی در دیوار است، نه راهی به سوی آینده.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
Post #34728
2.51K