TGViewer
کانون شعر و ادب هیوا کانون شعر و ادب هیوا @kaiums · 1.63K subscribers
Post #2435 470
«آن خطاط سه گونه خط نوشتی:
یکی او خواندی، لا غیر
یکی را هم او خواندی هم غیر او
یکی نه او خواندی نه غیر او
"آن خط سوم منم
"
که سخن گویم، نه من دانم، نه غیر من.»
[مقالات شمس تبریزی]

✍ به گواه صاحب‌نظران ادبیات، وجدآساترین دیوان شعر فارسی دیوانی است که به نامِ او سروده شده- صاحبِ کلامِ غریبِ "خط سوم"-، شمس تبریزی.
مولانا دیوان شمس را در یکی از پرآشوب‌ترین زمان‌های تاریخِ ما سروده، دورانی مصادف با حمله‌ی مغول و تیره‌روزی ایرانیان
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نه‌ای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز

و تجربه‌ی این عشق را مرهونِ شمس تبریزی‌است؛
مردی که نه تعلقی داشت و نه متعلق می‌شد، مردی که آبرویش را نه از زبان مردم داشت، و دانشش را نه از وابستگی به فخرِ علمِ کتب مشهور،
چنانچه همنشین گدایان و جذامیان بود و معروف است که کتب نفیس مولانا را به آب می‌ریخته!

دیدار شمس و مولانا، نه فقط پیوند عرفان خراسان و آذربایجان، که آغاز تحولی عظیم به نام عشق، در زندگی مولانا بود.
مولانا در دیوانِ شمس، از شمس به مثابه شیری یاد می‌کند که او را از جلدِ آهویی خود بیرون کشیده؛
نی که تو شیرزاده‌ای در تن آهوی نهان
من ز حجاب آهویی یک رهه بگذرانمت


و شمس می‌رود، بی خبر، چنانچه از او انتظار می‌رفت و مولانا را ناگاه به فراق خود دچار می‌کند... اما پس از مدتی خود به مولانا نامه می‌نویسد، کسی نمی‌داند چرا اما گمان می‌کنیم شمس هم دلتنگ او می‌شده که بالاخره تصمیم گرفت نشانش را به او بگوید که در دمشق است... مولانا با دریافت این خبر چنین می‌سراید؛
ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
جان‌داده و دل‌بسته‌ی سودای دمشقیم


مولانا یارانش را به سوی او می‌فرستد تا او را برگردانند...
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم
همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را!


شمس باز می‌گردد، مدتی آن دو خلوت گذشته را از سر می‌گیرند تا زمان غیبت دوم و آخرِ شمس. مولانا در وصف غیبت دوم او دلش را به طوماری شبیه می‌کند از اول تا آخر بر آن نوشته "تو مرو" ؛
هست طومار دل من به درازی ابد
برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو


و شمس می‌رود، این‌بار برای همیشه. مردی که زندگی‌اش سراسر راز بود، مرگ رازآلودی هم داشت. بنا بر معتبر‌ترین روایات، او جایی در حوالی خوی به خاک سپرده شده است.
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم
یا رب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد
[دیوان شمس]


✨به مناسبت هفتم و هشتم مهرماه؛ سالروز بزرگداشت شمس تبریزی و مولوی بلخی

🌱 @kaiums | کانون شعر و ادب هیوا
More from @kaiums
  1. Oct 1, 2026"- هنرمندی #محمود_دولت‌آبادی آن‌جاست که -باوجود راوی بودن دانای کل- مخاطب، خود را بسیار به…
  2. Sep 30, 2026« مرگان از آن قماش مردمی بود که امثال سالار و کدخدا به آنها می‌گفتند "بی سروپا". از جنبه‌ه…
  3. Sep 29, 2026کانون شعر و ادب هیوا pinned a photo
  4. Sep 29, 2026📣 «کانون شعر و ادب هیوا» برگزار می‌کند: 📌در شصت و پنجمین جلسه از سلسله جلسات کتابخوانی ه…
  5. Sep 27, 2026🌿... _"گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عش…
  6. Sep 21, 2026📆۳۰ شهریور زادروز فریدون مشیری؛ روایتگر عشقی ساده 🖋️ مشیری از شاعرانی بود که میان سنت شع…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →