استقلالخواهی ۵۷ی و فیلسوف پرحاشیه!
نقدی بر مواضع اخیر آقای محمدمهدی اردبیلی
برخلاف بسیاری از دوستان و همفکرانم، محمدمهدی اردبیلی برای من واجد احترام است. چه آنکه خودش امروز «دکتر اردبیلی» مینامد و اولین مواجههی جدی من با تاریخ فلسفه از رهگذر تدریس و ترجمهش رقم خورد، و حتی عجیبتر، پروژهای که از چند سال پیش و پس از گذر از آکادمی آغاز کرد و چکیدهاش را میتوان در «اصول مبارزه در زمانهی نهیلیسم» جست. فارغ از تمام انتقادات جدی و اساسی به پاسخهایش، برای من بسبسیار ارزشمند بوده است که یک فارسیزبان معاصر، تلاشی جدی در مورد مسائلی مانند نهیلیسم، شکاکیت و معنا یا توجهی تیزبینانه به حکمتهای شرقی داشته است.
اما آنچه امروز سر و صدایی زیاد به پا کرده و موج خشم و هیاهو را به سمت اردبیلی هدایت نموده، مواضع ایشان در مورد مسائل سیاسی روز است؛ استبداد، جنبشهای اعتراضی معاصر، آرمانهای ۵۷، نفی جنگ و انتقاداتی تند نسبت به آنهایی که اردبیلی «جنگطلب» خطابشان میکند و از آنها میخواهد «مسئولیت»شان را در این مورد بپذیرند.
اردبیلی، برعکس کسانی همچون عبدالکریمی یا دخانچی، بر این موضع پای میفشارد که استبداد در ایران وجود دارد و رفعش، مسئلهای مهم و حیاتی است. اما همزمان دوگانهای میسازد که روش قدیمی گروهی است که در دهههای اخیر به «چپ محور مقاومتی» معروف شدهاند؛ «استبداد داخلی وجود دارد، اما از توطئههای امپریالیستی نباید غافل شد». اردبیلی حتی پا را یک قدم فراتر میگذارد و خواسته یا ناخواسته، بنیانی فکری برای سیاست خارجی حکومت فراهم میآورد؛ ««استقلالخواهیِ» حکومت، که منبعث از آرمانهای انقلاب ۵۷ است، در حقیقت دلالتی دیگر بر آزادیخواهیای است که ما در داخل کشور با حکومت بر سر آن جدال داریم» و حتی حسرت میخورد که «چرا نمیتوان این استقلالطلبی و آزادیخواهی را متحد؟! کرد و طرحی نو برای جهانیان فراهم آورد». دیدگاهی که در ظاهر بدیع است و از دوگانههای رایج گذر کرده، اما فرآیندی بسیار مهم را در سازوکار ساختار حاکم بر ایران را نادیده گرفته است؛ آنچه که اردبیلی مقاومت و استقلالطلبی میداند، در حقیقت سوخت اصلی استبدادی است که گریبان ایرانیان را گرفته!
نمیتوان اگر هر صدای مستقل یا نیمهمستقلی در نطفه به بهانهی «توطئهی امپریالیسم» خفه میشود، اگر منفعتطلبی کسانی از ساختار اقتصاد رانتیر ایران از تحریمها، مانع از حتی محافظهکارانهترین اصلاحات درونسیستمی میشود یا اگر ماجراجوییهای هستهای و منطقهای حکومت، سفرهی ایرانیان را نه سال به سال، که هفته به هفته کوچکتر میکند، حساب سیاست خارجی ج.ا. را از وضعیت داخل کشور جدا کرد و مشکلات را صرفاً بر سر «دید مطلقگرایانهی اسلام سیاسی شیعی» انداخت! «مقاومت» و رویاهایش، نه چیزهایی برای افتخار فلاسفهی بلندپرواز، که دقیقاً عناصری هستند که هر گونه «زیست موجه»ی را در ایران ناممکن ساختند.
با این نگاه، حتی باید در مورد آنچیزی که اردبیلی «مسئولیت جنگ» میداند هم بازنگری کرد. اگر بنا بر تحلیل معقول و سلیم، درگیری محور مقاومت و اسرائیل-آمریکا را پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ محتوم و سترگ بدانیم، که حداقل به نظر نگارنده اینچنین است، جدا کردن حساب حاکمیت و ساکنین ایرانزمین، نه «فرا خواندن جنگ و کمک به ماشین رسانهای امپریالیسم جنگجو» که تلاشی، ولو شکستخورده، در نجات حداقل بخشی از چیزهایی است که در این مملکت وجود دارد.
بدیهی است که تلاش برای مسئولیتپذیر کردن تمام نیروها، تلاشی موجه و لازم است، اما قطعاً آنچه که برای فردای این مملکت نیاز است، فیلسوف برج عاجنشینی نیست که از میپندارد از بالا ناظر به اعمال ما خاطیان جنگطلب است و خود را از این مشکل، مبرا بداند.
@youngconservative
Post #10061
4.62K
Forwarded from محافظهکار جوان
- 👍 68
- ❤ 11
- 🔥 3
- 🖕 2