استراتژی آتش دوربرد دقیق نیروی زمینی آمریکا، استقرار در اطراف ایران و حجم آتش موثر روی خاک ایرانپایگاههای آمریکا در خاورمیانه سالها نماد روابط امنیتی-نظامی ایالات متحده با کشورهای عربی بودهاند. این پایگاهها نقش مهمی در عمق بخشی به راهبرد دفاعی آمریکا در خاورمیانه و اقیانوس هند ایفا میکنند. در جنگ 40 روزه، این پایگاهها به یکی از نخستین اهداف حملات جمهوری اسلامی تبدیل شدند و خسارتهای زیادی دیدند. با آشکار شدن این آسیبپذیری، برخی کارشناسان معتقدند پایگاهها به تغییرات ساختاری یا کمی فاصلهگیری نیاز دارند و ساختار فعلی را پاسخگوی تهدیدهای نوین نمیدانند. برخی دیگر، فراتر از نگاه فنی و از زاویه سیاسی، بر این باورند که آمریکا باید این پایگاهها را به کلی ترک کند.
در جنگ 40 روزه، آمریکا کوشید با تکیه بر توان متحرک و امنتر ناوهای هواپیمابر، شناورهای موشکانداز، استقرار بخشی از هواگردها در پایگاههای دور از مرزهای ایران و اتکا به پدافند، حجم آتش خود را در خاک ایران حفظ کند. این تلاش با موشکهای بالستیک زمینپرتاب نیروی زمینی آمریکا برای مناطق جنوبی ایران نسبتا تقویت میشد. برخی منابع مدعیاند نیروی زمینی آمریکا بیش از 1300 موشک بالستیک کوتاهبرد به مناطق جنوبی ایران شلیک کرده است. در مجموع، نبود استقرار در مجاورت خاک ایران موضوع سوخترسانها و افزایش حجم حملات را پیچیدهتر میکند. با این حال، نیرویی که توانست نسبتا امنتر در اطراف ایران فعال بماند، پرتابگرهای موشکی و پهپادی نیروی زمینی آمریکا بود. عملیاتی نگه داشتن این سامانهها، بهدلیل امکان گسترش آنها روی زمین، بهتر از سامانههای هوایی است که به فرودگاههای متمرکز وابستهاند. البته این کار حفاظت و اصول خاصی میطلبد. جنگ اخیر نشان داد سپاه پاسداران به اطلاعات ماهوارهای چین و روسیه دسترسی جدی دارد و همین امر میتواند این نیروها نیز را آسیبپذیر کند.
نیروی زمینی آمریکا برنامه بسیار گستردهای برای تنوع بخشی به آتش دوربرد دقیق خود دارد. برنامهای که توان ضربه به تمام خاک ایران، یا دستکم بخش عمده آن، را بهطرز چشمگیری افزایش میدهد. قرار است این نیرو به انواع سامانههای موشکی و پهپادی زمینپرتابِ پیشرفته و ارزان قیمت مجهز شود و طیف وسیعی از تسلیحات را در حجمی بسیار بزرگ در اختیار بگیرد. از سامانههای پیشرفته و گرانقیمتی مانند موشک هایپرسونیک دوربرد Dark Eagle با برد 2700 تا 3500km تا سلاح هایپرسونیک ارزانقیمت Blackbeard با برد 800km. نیروی زمینی آمریکا با سامانه تایفون قابلیت به کارگیری موشک کروز Tomahawk را نیز دارد. با این حال، قلب افزایش حجم آتش ارتش آمریکا بر توسعه انبوه تسلیحات ارزانقیمت استوار است. تسلیحاتی که میتوانند نیروی زمینی را به درصد خوبی از توان فعلی آتش دوربرد نیروی دریایی و نیروی هوایی برسانند.
کلید این موفقیت آن است که نیروی زمینی آمریکا بتواند این تسلیحات را از نزدیک خاک ایران شلیک کند. بهبود حجم آتش بر کوچکسازی و ارزانسازی این سلاحها بنا شده و این منطق با آتش هرچه نزدیکتر معنا پیدا میکند. با توجه به وضعیت پدافندی آسمان ایران، احتمالا طیفی از سامانههای ارزانقیمت میتواند روی بخش عمده خاک ایران کارآمد باشد، از جمله پهپادهای انتحاری LUCAS، موشک کروز Barracuda-500M با برد 900km و موشک Anthem...
نکتهای که نباید از نظر دور داشت، نقش ویژه پرتابگرهای پرسرعت نیروی زمینی آمریکاست. امکان آتش سریع پس از کسب فوری اطلاعات به سامانههای موشکی و هایپرسونیک این نیرو اجازه میدهد با استقرار سریع، روی هدف فوری آتش پرسرعت ایجاد کنند(مانند هدف قراردادن لانچرهای موشکی). همین فرآیند با جنگندهها و موشکهای کروز معمولا طولانیتر است. حتی اگر جنگنده به سلاح هایپرسونیک مجهز باشد، مگر آنکه از پیش در حال عملیاتی بوده باشند.
در مجموع، حفظ استقرار نیروهای زمینی آمریکا در اطراف ایران امکان مهمی فراهم میکند: هم افزایش چشمگیر حجم آتش و هم آتش فوری. با امکاناتی خواهد آمد، دیگر تنها جنوب ایران هدف موشکها و پهپادهای انتحاری نیروی زمینی آمریکا نخواهد بود، بلکه همه یا عمده خاک ایران تا تهران میتواند زیر ضربه بلندبرد این نیرو قرار گیرد. نیروی زمینی آمریکا با تبدیل شدن به بازیگری جدی در حملات بردبلند، بخشی از حجم آتش دوربرد دقیق آمریکا را در آینده به دست خواهد آورد و این امر آثار عملیاتی جدی خواهد داشت. چنانکه امروز پهپادهای انتحاری و موشکهای بالستیک روسیه به تنهایی بار بخش بزرگی از آتش دوربرد روسیه به عمق خاک اوکراین را بر عهده دارند. از این رو، استقرار نیروهای آمریکا در اطراف ایران صرفاً موضوعی سیاسی نیست و ابعاد فنی جدی دارد، ابعادی که احتمالا آمریکاییها به آن فکر خواهند کرد
.محسن ریحانی
@Exciton_missile_program 🚀