مختصری در باب عشق و نفرت جهانی
من نمیخواهم یکسره اثر منفی عشق و نفرت افکار عمومی جهان از گروههای سیاسی را منکر شوم اما در نهایت قضیه، برنده بازیهای سیاسی در خیابانهای پاریس و لندن یا فلان کنفرانس سیاسی در دانشگاه برلین تعیین نمیشوند. برنده در نبرد بین گروههای مصممی که حاضرند ایستادگی کرده و برای آرمانهایشان بجنگند تعیین میشود. مثالها بسیار است. طالبان افغانستان برای چند دهه در چشم جهانیان، نماد تحجر، وحشیگری و عقبماندگی بوده و هست اما چه تفاوتی میکند وقتی این گروه سالها در برابر همه مخالفان داخلی و خارجی و حتی ابرقدرتها ایستاد و تسلیم نشد تا آن که آنها عملاً رفتند و تسلیم شدند و طالبان دوباره موفق شد افغانستان را به چنگ آورد؟ یا در چند دهه گذشته برای هیچ مردمی به اندازه فلسطین در خیابانهای جهان تظاهرات نشده و هیچ کشوری به اندازه اسرائیل مورد نفرت واقع نشده اما چه باک که در گذر همه این سالها اسرائیل سرزمینهای فلسطینی بیشتری را اشغال و در آن شهرکسازی کرده و تشکیل کشور فلسطینی را غیرممکنتر کرده است؟ سرنوشت نبرد امروز خاورمیانه را هم همین عامل تعیین میکند. اینکه کدام محور سیاسی بهتر میتواند از ابزارهای نظامیاش استفاده کند و کدام محور بیشتر برای آرمانش مقاومت میکند. در این میان، بازندهترین گروه سیاسی، کسی است که خودش نمیجنگد و کاری نمیکند اما توقع دارد خیابانهای اروپا برای آرمان او پر شوند و فریاد بزنند. فرض کنیم که فریاد هم زدند. خب که چه؟ این جای جنگی که تو نمیکنی را پر میکند؟
Post #10045
3.08K
- 👍 115
- ❤ 6
- 😁 2
- 👎 1
- 👏 1