چند سطر دربارهٔ ابنسینا و زبان پارسی
احسان شواربی
... باید که مر خادمان مجلس بزرگ وی را کتابی تصنیف کنم به پارسی دری که اندر وی اصلها و نکتهای پنج علم از علمهای حکمت پیشینگان گرد آورم به غایت مختصر– ابنسینا، مقدمهٔ دانشنامهٔ علائی
از ابنسینا دستکم دو کتاب به زبان پارسی به روزگار ما رسیده است: دانشنامهٔ علائی و رگشناسی. چند اثر پارسی دیگر نیز به او منسوب است. باقی آثار او مانند قانون و شفا به عربی است که در آن سدهها زبان میانجی علم در سرزمینهای اسلامی بود، چنانکه امروز انگلیسی زبان میانجی علم است.
ابنسینا دانشنامهٔ علائی را در اصفهان برای علاءالدوله محمد بن دشمنزیار کاکویه به زبان پارسی نوشت. این کتاب، چنانکه از نامش پیداست، دانشنامهای است در پنج بخش: علم منطق، علم طبیعیات، علم هیئت، علم موسیقی و علم آنچه بیرون از طبیعت است (مابعدالطبیعه).
ابنسینا در دانشنامهٔ علائی، همچون بیرونی در التفهیم، برای بسیاری از مفاهیم علمی و فلسفی، به جای واژههای رایج عربی، برابرهای پارسی برگزید، مانند: علم انگارش (ریاضیات)، علم برین (مابعدالطبیعه)، علم ترازو (منطق)، اندریافت (ادراک)، ایستادهبهخود (قائم بالذات)، چرایی (علت)، ...
بستناکی (انجماد)، جنبش (حرکت)، جنبشدار (متحرک)، بیگسستگی (لاینقطع)، بویایی (شامه)، بینایی (باصره)، چشایی (ذائقه)، شنوایی (سامعه)، بسودنی (ملموس)، مایه (ماده)، نهاد (وضع)، چهارسو (مربع)، سهسو (مثلث)، شمار (عدد)، سربهسر (مساوی)، میانجی (واسطه)، میانگین (متوسط) و جز اینها.
بهرهگیری ابنسینا از واژههای پارسی بر فیلسوفان و حکیمان همعصر و پس از او مانند ابوعبید جوزجانی، ناصر خسرو، محمد غزالی و افضل کاشانی نیز تأثیر داشت. نه تنها بسیاری از این واژهها به نوشتههای آنان راه یافت، بلکه خود نیز بر این قیاس واژههای پارسی تازهای برگزیدند.
در این زمینه نگاه کنید به مقالهٔ زندهیاد دکتر محمد معین دربارهٔ لغات فارسی ابنسینا و مقالهٔ زندهیاد دکتر حسین خطیبی دربارهٔ سبک نثر فارسی ابنسینا در جلد دوم جشننامهٔ ابنسینا، به کوشش دکتر ذبیحالله صفا (تهران: سلسلهٔ انتشارات انجمن آثار ملی).
#یادداشت #زبان_فارسی
@kaaghaz