مؤلف در برابر ناشر
جولین بارنز
نویسندگان، خوب یا بد، به ناشران نیاز دارند (همچنین بالعکس) و رابطهٔ این دو، در گیرودار سلیقه و دوستی و پول، ممکن است، نه کمتر از رابطهٔ زن و شوهری، که درست به همان اندازه پیچیده و بادوام و نامتقارن باشد، چرا که نویسنده بیدرنگ درمییابد ناشرش نه فقط آثار او، که آثار نویسندگان دیگر را هم منتشر میکند. این مسئله میتواند خیلی راحت به همچشمی و حسادت بینجامد. تام ماشلر سالیان سال بود که آثار رماننویس ایرلندی، برایان مور، را در انتشارات جاناتان کیپ به چاپ میرساند. همچنین نشر آثار فیلیپ راث هم در دست او بود. همسر مور، جین، به شوخی میگفت ماشلر مثل زنش با مور رفتار میکند و با راث مثل معشوقش. البته اینها تنها نقشهای موجود نیستند.
سه رمانِ نخست فلوبر –مادام بوواری، سالامبو و تربیت احساساتی– را میشل لِوی منتشر کرد و میان این دو نفر از شوخی زن و معشوق خبری نبود. رابطهای که فلوبر بنا کرد کاملاً مشخص و سرراست بود: او در جایگاه هنرمند قرار داشت و ناشرش در جایگاه کاسب. این سؤال هم هرگز به وجود نیامد که ناشر باید از کدام در وارد خانهٔ فلوبر در کرواسه بشود، چون فلوبر هیچوقت او را به خانهاش دعوت نکرد.
▪️پارهای از تازهترین جستار جولین بارنز دربارهٔ رابطه فلوبر و ناشرش در نشریهٔ نقد کتاب لندن، ترجمهٔ مهرداد اصیل
@kaaghaz
Post #1843
5.19K