شهرهای نامرئی، گریز از رنج دوزخ
ایتالو کالوینو
ترجمهٔ مهرداد اصیل، بر اساس ترجمهٔ انگلیسی ویلیام ویور
در اطلس جغرافیای قاآن اعظم، نقشههایی از سرزمینهای موعود نیز یافت میشد که اگرچه بشر در عالم اندیشه به وادی آنها پا گذاشته بود، هنوز [در جهان واقع] مکشوف یا احداث نشده بود؛ شهرهایی چون آتلانتیس نو، اتوپیا، شهر آفتاب، اوشینیا، تاموئه، هارمونیِ نو، لانارکِ نو، ایکاریا.
قوبلای از مارکو پرسید: «تویی که همواره به کاوش اندری و نشانهها را میبینی، تو به من بگو که بادهای موافق ما را به کدامین سو از این آیندهها پیش میراند.»
«از من ساخته نیست که مسیر این نواحی را بر نقشه رسم کنم یا تاریخی برای رسیدن به بندرگاههایش مقرر گردانم. گاه لمحهای کوتاه، روزنهای در میان چشماندازی ناهمگون، تلألو نوری در فضایی مهآلود و محاورهٔ دو رهگذر در انبوه جمعیت برایم کافی است که فکر کنم با شروع از آنجا، تکهبهتکه، شهری بینقص را جمع خواهم آورد، شهری که از اجزای متناقض و چیزهای دیگر ساخته شده است، از لحظاتی که با وقفههایی از هم جدا گشتهاند، از نشانههایی که شخصی به خارج میفرستد بیآنکه گیرندهاش را بشناسد. وقتی میگویم این شهر (که سیاحت من رو به سوی آن دارد) در فضا و زمان دچار گسستگی است –گاهی پراکنده و گاه متراکمتر– شما گمان مبرید که باید یکسره از جستوجوی آن دست بشویید. شاید همین حالا که ما به گفتوگو نشستهایم، درون مرزهای امپراتوری شما از این اجزای پراکنده شهری در حال شکلگیری باشد. میتوانید به جستوجویش بپردازید، اما فقط به همان شیوهای که گفتهام.
قاآن اعظم فوراً اطلسش را برداشت و ورقزنان نقشهٔ شهرهایی را از نظر گذراند که سایهٔ کابوس و نفرین بر آنها سنگینی میکند: خنوخ، بابل، یاهو، بوتوئا، دنیای شگفتانگیز نو.
گفت: «فایدهاش چیست اگر آخرین لنگرگاهی که به آن میرسیم جز شهری دوزخی نباشد، همان جایی که همین حالا ما را در حلقههایی که پیوسته تنگتر میشود به درون خود میکشد.»
سرانجام پولو پاسخ داد: «دوزخِ زندگی چیزی نیست که بعدها برپا شود؛ اگر چنین چیزی ممکن باشد، هماکنون اینجا برقرار است، دوزخی که زندگی هرروزهٔ ما در آن میگذرد، جایی که آن را با بودن در کنار همدیگر شکل دادهایم. برای گریز از رنج این دوزخ دو راه پیش روی ماست. راه نخست راهی است که بسیاری آن را آسان مییابند: میشود به دوزخ تن در داد و چنان به جزئی از آن بدل گشت که چشم نتواند آن را ببیند. اما راه دوم راهی خطرخیز است که در طی آن همواره باید هشیار و بیمناک بود: بجویید و دریابید که چگونه میتوان در دل دوزخ آن چیزها و افرادی را بازشناخت که دوزخی نیستند. آنگاه به پایداریشان یاری رسانید و برایشان جا باز کنید.»
▪️original title:
Le città invisibili (1972), by Italo Calvino
#بریده_کتاب
@kaaghaz
Post #1799
4.33K