TGViewer
𝑂𝑧 𝐶𝑖𝑡𝑦 𝐿𝑖𝑏𝑟𝑎𝑟𝑦 𝑂𝑧 𝐶𝑖𝑡𝑦 𝐿𝑖𝑏𝑟𝑎𝑟𝑦 @justmenotlie · 117 subscribers
Post #3659 114
واقعاً فکر کردی احساسات دیگران برای من مهمه؟

لبخند روی لب‌های برجسته سهون نشت. خون از گوشه‌ی چشمش پایین میومد و بعد روی زمین خشک می‌افتاد؛ زخمی که جونمیون، همسر عزیزش،چند ثانیه قبل با همون چاقویی که خودش بهش پیش کش کرده بود چشم راستش رو ازش گرفته بود.
انگشت بی‌روح و بلندش رو بالا اورد و قسمتی از خون خودش رو لمس کرد؛گرم بود و باعث میشد احساس سوزش کنه.
با صدایی خیلی اروم و بی‌اعتنا لب زد
واقعا ناراحت کننده‌‌ست، هنوز هم خونت رو بیشتر از خون بقیه دوست دارم.

چشم سالمش روی جونمیون ثابت موند، هنوز نگاهش دنبال همسر بداخلاقش بود.
جونمیون حتی پلک هم نزد.

تو از خون معشوقت تغذیه می‌کنی، سهون.پس من کسیم که تورو تمام این سال‌ها زنده نگهداشتم

مکث کوتاهی کرد و دوباره با چشم های وحشی به سهون خیره شد ؛ اما انگار همسر عزیزش هیچ ترسی از این ماجرا نداشت ... دقیقا همونطور که انتظار داشت .

من آدم‌ها رو برای خودم قربانی می‌کنم عزیزم ولی تو که آدم نیستی ... تو جزوی از اموال منی..

لبخند محوی گوشه‌ی لب جونمیون نشست، از این اخلاق سهون خوشش میومد، گاهی حتی بهش افتخار میکرد؟
تو فکر میکنی از من پست‌فطرت تری؟

برای چندلحظه ؛سکوت بلندی بین سهون و جونمیون حاکم شد ، سکوتی از جنس مزه تلخ سم مار.
و بالاخره سهون خندید و سکوت رو شکست؛ خوب میدونست اگر به همسرش بگه ازش وحشی تره احتمال جدایی‌شون زیاد بود؛پس فقط گوشه لبش رو گاز گرفت و اروم زمزمه کرد
نه، نه بیبی ... من و تو هردو جزو شیاطین هستیم نمیتونم تو رو از خودم مهربون تر ببینم وقتی همین الان با چاقویی که خودم بهت هدیه دادم صورتم رو به این خوشگلی نقاشی کردی
  • ❤‍🔥 4
More from @justmenotlie
  1. Oct 5, 2026ادیت خيلی خفنی شده
  2. Oct 5, 2026He never asked me to love him. He only made it impossible to leave. There was something al…
  3. Oct 5, 2026Post #3762
  4. Oct 5, 2026video post
  5. Oct 2, 2026photo post
  6. Oct 2, 2026𝑂𝑧 𝐶𝑖𝑡𝑦 𝐿𝑖𝑏𝑟𝑎𝑟𝑦 pinned a photo
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →