به شیشههای تهی از دوا قسم نفسم
بیا که من به زمستان نمیرسم نفسم
غرض نگیر دلم را به دکهیی بند است
نیاز نیست به تریاک یا که سم، نفسم
نکن به سایۀ بیبرگ خود نکن تکیه
بیا به باغ نه تنهاترین کسام، نفسم
اگر دوباره بهار آمد و نجنبیدی
خوراک زاغ و فضولات کرگسم نفسم
لباسهای تو با دست من ورق بخورند
لباسهات- کتاب مقدسم - نفسم
بیا که دکتر مرگ آمده به بالینم
و برگه داده که فردا مرخصم نفسم
بیا مرا ببر از بستر شفاخانه
بس است نیست، همینقدر هم بسم، نفسم؟!
#ابراهیم_امینی
@joreah_noosh
Post #103
252
- ❤ 4