Post #1413
128
Forwarded from محمدرضا طاهری
ورقه و گلشاه
عاشقانهای از هزار سال پیش
"ورقه و گلشاه" نام یکی از کهنترین منظومههای فارسی است که ایرانیان چندان چیزی از آن نشنیدهاند. شاعری گمنام به نام "عیّوقی" در حدود هزار سال پیش قصّهی عاشقانهی پر حادثهای را در دوهزار و اندی بیت به زیبایی به نظم درآورده است و آن را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کرده است اما این منظومه نیز مثل بسیاری دیگر از گنجهای پارسی، مثل کلیله و دمنهی رودکی یا وامق و عذرای عنصری در دل تاریخ گم شد و خاک فراموشی بر آن نشست.
اما گاهی بخت بر خلاف عادت معهودش درِ خانهی عاشقان را نیز میزند! در حدود هشتاد سال پیش شادروان دکتر احمد آتش، استاد زبان فارسی دانشگاه استانبول و زندهیاد عباس اقبال آشتیانی، شاعر و ادیب، به طور اتفاقی نسخهای از این منظومهی گمشده را در کتابخانهای در استانبول یافتند. نسخهای ارزشمند حاوی نگارههایی چشمنواز و خطّی خوانا و خوش که این داستان دلکش را روایت میکند.
چند سال بعد شادروان استاد ذبیحالله صفا این منظومه را تصحیح و چاپ کرد و پنجرهی خوشمنظرهای را رو به عاشقان شعر فارسی گشود.
اما با وجود تلاشهایی که برای معرفی این منظومه شده است، به دلایلی این متن با سر و شکل فعلیاش چندان قابل مطالعه توسط مخاطب فارسیزبان نیست. به اختصار به سه دلیل عمده اشاره میکنم:
اوّلاً بسامد خطاهای سهوی و عمدی کاتبان در این تک نسخهای که در دست ماست کم نیست و این خطاها معنای برخی ابیات را مغشوش و مبهم کرده است. ثانیاً واضح است که در چندین جای منطومه ابیاتی جا افتاده و کتابت نشده و این جا افتادن ابیات گاه روایت داستان را دچار شکستگی و ابهام میکند. ثالثاً بخشِ به نسبت بزرگی از میانهی داستان به طور کامل حذف شده و وقایع مهمّی از فرازهای پر حادثهی قصّه از قلم افتاده است. طبیعتاً مخاطب وقتی به این بخش از داستان میرسد دچار سردرگمی میشود و نمیتواند ادامهی متن را پی بگیرد.
در این چند ماهِ اخیر و مشخصاً از دی ماه سال گذشته به این سو، یکی از پناهگاههای من کارکردن بر روی منظومهی ورقه و گلشاه بوده است. تلاش کردم این منظومه را به یک متن قابل مطالعه توسّط مخاطب فارسی زبان نزدیک کنم.
اوّلاً هر جا که خطای کاتبان واضح بود با قرائن ذهنی و زبانی و شعری آن را ویرایش کردم. (بخشی از این کار را پیشتر استادانی چون اقبال آشتیانی، ذبیحالله صفا و علّامه فروزانفر انجام داده بودند که من تمام نظرات این بزرگان را نیز بر متن اعمال کردم). ثانیاً هرجا که به وضوح بیت یا ابیاتی جا افتاده بود آن را سرودم و به متن الحاق کردم. (بدیهی است که ابیات الحاقی که سرودهی من است در متن به شکلی خواهد آمد که از ابیات عیّوقی قابل تفکیک باشد). ثالثاً بخش گمشدهی داستان را طیّ چندین صفحه به طور کامل سرودم و دو سر رها شدهی قصّه را به هم وصل کردم. (خوشبختانه به قرائنی از محتوای اتّفاقات بخش گمشده اطلاع داریم).
امیدوارم این تلاش چند ماهه توانسته باشد این متن کهن و ارزشمند را به یک روایت روان و دلپذیر برای مخاطب امروز بدل کند.
قصد دارم نتیجهی کار را به همراه شرح و توضیحات طی چندین فایل صوتی در اختیار علاقمندان قرار دهم.
علاقمندان برای اطلاع از چند و چونِ دریافت فایلهای صوتی خوانش و شرح ورقه و گلشاه میتوانند به آیدی زیر در تلگرام پیام دهند:
@Motoone_kohan
@Motoone_kohan
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
@mohammadrezataheri
عاشقانهای از هزار سال پیش
"ورقه و گلشاه" نام یکی از کهنترین منظومههای فارسی است که ایرانیان چندان چیزی از آن نشنیدهاند. شاعری گمنام به نام "عیّوقی" در حدود هزار سال پیش قصّهی عاشقانهی پر حادثهای را در دوهزار و اندی بیت به زیبایی به نظم درآورده است و آن را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کرده است اما این منظومه نیز مثل بسیاری دیگر از گنجهای پارسی، مثل کلیله و دمنهی رودکی یا وامق و عذرای عنصری در دل تاریخ گم شد و خاک فراموشی بر آن نشست.
اما گاهی بخت بر خلاف عادت معهودش درِ خانهی عاشقان را نیز میزند! در حدود هشتاد سال پیش شادروان دکتر احمد آتش، استاد زبان فارسی دانشگاه استانبول و زندهیاد عباس اقبال آشتیانی، شاعر و ادیب، به طور اتفاقی نسخهای از این منظومهی گمشده را در کتابخانهای در استانبول یافتند. نسخهای ارزشمند حاوی نگارههایی چشمنواز و خطّی خوانا و خوش که این داستان دلکش را روایت میکند.
چند سال بعد شادروان استاد ذبیحالله صفا این منظومه را تصحیح و چاپ کرد و پنجرهی خوشمنظرهای را رو به عاشقان شعر فارسی گشود.
اما با وجود تلاشهایی که برای معرفی این منظومه شده است، به دلایلی این متن با سر و شکل فعلیاش چندان قابل مطالعه توسط مخاطب فارسیزبان نیست. به اختصار به سه دلیل عمده اشاره میکنم:
اوّلاً بسامد خطاهای سهوی و عمدی کاتبان در این تک نسخهای که در دست ماست کم نیست و این خطاها معنای برخی ابیات را مغشوش و مبهم کرده است. ثانیاً واضح است که در چندین جای منطومه ابیاتی جا افتاده و کتابت نشده و این جا افتادن ابیات گاه روایت داستان را دچار شکستگی و ابهام میکند. ثالثاً بخشِ به نسبت بزرگی از میانهی داستان به طور کامل حذف شده و وقایع مهمّی از فرازهای پر حادثهی قصّه از قلم افتاده است. طبیعتاً مخاطب وقتی به این بخش از داستان میرسد دچار سردرگمی میشود و نمیتواند ادامهی متن را پی بگیرد.
در این چند ماهِ اخیر و مشخصاً از دی ماه سال گذشته به این سو، یکی از پناهگاههای من کارکردن بر روی منظومهی ورقه و گلشاه بوده است. تلاش کردم این منظومه را به یک متن قابل مطالعه توسّط مخاطب فارسی زبان نزدیک کنم.
اوّلاً هر جا که خطای کاتبان واضح بود با قرائن ذهنی و زبانی و شعری آن را ویرایش کردم. (بخشی از این کار را پیشتر استادانی چون اقبال آشتیانی، ذبیحالله صفا و علّامه فروزانفر انجام داده بودند که من تمام نظرات این بزرگان را نیز بر متن اعمال کردم). ثانیاً هرجا که به وضوح بیت یا ابیاتی جا افتاده بود آن را سرودم و به متن الحاق کردم. (بدیهی است که ابیات الحاقی که سرودهی من است در متن به شکلی خواهد آمد که از ابیات عیّوقی قابل تفکیک باشد). ثالثاً بخش گمشدهی داستان را طیّ چندین صفحه به طور کامل سرودم و دو سر رها شدهی قصّه را به هم وصل کردم. (خوشبختانه به قرائنی از محتوای اتّفاقات بخش گمشده اطلاع داریم).
امیدوارم این تلاش چند ماهه توانسته باشد این متن کهن و ارزشمند را به یک روایت روان و دلپذیر برای مخاطب امروز بدل کند.
قصد دارم نتیجهی کار را به همراه شرح و توضیحات طی چندین فایل صوتی در اختیار علاقمندان قرار دهم.
علاقمندان برای اطلاع از چند و چونِ دریافت فایلهای صوتی خوانش و شرح ورقه و گلشاه میتوانند به آیدی زیر در تلگرام پیام دهند:
@Motoone_kohan
@Motoone_kohan
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
@mohammadrezataheri
- ❤ 10






