در مواجهه با باورهای عجیب چه رویکردی پیش بگیریم.
به عنوان دو مثال مشهور و متداول ادعای وجود خدا و روح را تصور کنید.
در هر جایی وقتی به چنین ادعایی برخوردید در جواب نگویید وجود ندارد در عوض این رویکرد را پیش بگیرید و از مدعی بخواهید:
۱. تعریفش کند
۲. ویژگی هایش را بگوید
۳. اگر شواهدی دارد بگوید (اثر مستقیم یا غیرمستقیم نیز همان شواهد است)
۴. استدلال کند، هرچه دلیل دارد بیاورد
سپس میتوانید تعریف، ویژگی و یا شواهد یا استدلال فرد را بررسی کنید و اگر اشکالی، تناقضی و یا ضدیتی با علم و داده های تایید شده میبینید پیش بکشید.
چه اتفاقی میافتد؟
اگر استدلال و شواهد ادعا شده برای ادعای اصلی را رد کنید ادعا را رد نکرده اید و آن ادعا همچنان در سطح یک ادعا باقی میماند. تا همینجا میتوانید بگویید پس من به موجودی که ادعا کردی وجود دارد باور ندارم جون دلیلی نیافتم.
اما اگر در تعریف اصلی آن موجود و یا ویژگی هایش تناقض پیدا کنید و تعاریف را مردود کنید، آن ادعا مردود شده است. و در اینجا میتوانید بگویید پس نه تنها من به چیزی که ادعا کردی باور ندارم بلکه آن چیز وجود ندارد به این دلیل که در تعریفش و ویژگی هایش فلان تناقض و اشتباه یا مغلطه هایی وجود داشت.
درواقع پیدا کردن تناقض در تعریف اصلی و ویژگی های موجود مدعی شده، برابر با ارائه یک برهان غیررسمی برای رد وجود آن ادعاست.
چه زمانی رسمی است زمانی که از اول خودتان آن موجود را تعریف کنید ویژگی هایش را برشمرید و سپس به تناقض های آن اشاره کنید و استدلالهایی از روی همین تناقضات ردیف کنید و در انتها نتیجه بگیرید پس موجود ادعا شده وجود ندارد یا نمیتواند موجود باشد(یک کار رسمی و تمیز در یک باکس در تلگرام یا مکانهای مشابه یا صفحه کاغذ یا پی دی اف)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
تا زمانی که موجود ادعا شده تعریف نشده و ویژگی هایش نوشته نشده وارد بحث نشوید و هیچ رویکردی پیش نگیرید و در صورت اصرار طرف مقابل، یعنی این رفتار که "وجود دارد ولی تعریفش نمیکنم ویژگی هایش را نمیگویم (یا بلد نیست یا میترسد)" فرد را محدود و یا طرد کنید، چون این حق شماست و ادمین و یا ناظم و داور هم باید به این آگاه باشند.
زیرا قاعده این است که وقتی ادعایی میکنند "باید" برایش تعریف و استدلال بنویسند نه اینکه فقط به صورت تکراری و متوالی روی آن اصرار کنند، این حرکتی ناشیانه و سرسام آور است و باعث بینظمی در آن جمع میشود. نمیتوان افراد را در یک جمع علمی یا فلسفی آزاد گذاشت که مرتبا و مکررا فقط ادعا کنند، و هرگز سعی در استدلال نکنند.
یک نکته:
رد یک ادعا یا موجود یا چیز با عدم باور به آن چیز یا ادعا یا موجود فرق میکند؛
مثلا:
• من به خدا باور ندارم چون مدرکی نیست؛ چنین رویکردی نیاز به برهان آوری ندارد، چون باور ندارد، به این دلیل که مدرکی نیست؛ صرفا عدم باور به وجود آن چیز هست، نه باور به عدم وجود آن چیز؛
• من نه تنها به خدا باور ندارم بلکه باور دارم خدا وجود ندارد؛ این علاوه بر یک ناباوری(ایتئیست ضعیف) یک ادعا و باور نیز است(ایتئیست قوی یا مثبت یا سخت)، باور به اینکه خدا وجود ندارد. این یک ادعاست و چنین ادعایی نیازمند ارائه برهان و شواهد و تعریف و استدلال است، درست همانطور که وقتی کسی میگوید خدا وجود دارد باید تعریف کند و استدلال کند.
• منطقی ترین رویکرد در مواجه با باورهایی مثل خدا و روح، عدم باور به وجود خداست(و یا روح)(به خدا باور ندارم/ راسل در مقابل مخاطب فلسفی).
• باور به عدم وجود خدا دشواری دارد، چون در مورد دومی یعنی باور به عدم وجود خدا(خدا وجود ندارد؛ یا میدانم خدایی وجود ندارد/ راسل در مقابل مخاطب معمولی) باید خدا را اول تعریف کرد و سپس برای عدم وجودش ردیه نوشت.
این بستگی به زمان و انرژی و حوصله شما دارد؛
• اگر بگویید به خدا باور ندارید چون هیچ مدرکی نیست، طرف مقابل را به سمت ادعا و تعریف استدلال برای وجود خدا سوق میدهید و اینطور به راحتی میتوانید خدایش را بررسی یا رد کنید؛ درواقع بار اثبات را بر روی دوش او میاندازید.
• اما اگر بگویید من علاوه براینکه باور ندارم خدایی وجود دارد، باور دارم که خدایی وجود ندارد و یعنی این را میدانم که خدایی وجود ندارد(ایتئیست سخت)، اینجا بار اثبات بر روی دوش شما میافتد؛ و شما باید اثبات کنید خدایی وجود ندارد پس از تعریفش از طرف شما، باید استدلال هم کنید.
بنابراین بستگی به شما دارد، اینکه میخواهید بار اثبات روی دوش شما بیفتد یا طرف مقابل.
🆔@JOIN3AAA
Post #3271
3.34K
- 👏 31
- ❤ 6
- 👍 3
- 😁 2