کمونیسم و دین: دو روی یک سکهی ایمان
اگر یک دیندار و یک کمونیست جزمگرا را کنار هم بنشانید، شاید فکر کنید که با دو دنیای کاملاً متفاوت روبهرو هستید. اما کافی است از هر دو بپرسید: آیا امکان دارد که باور شما اشتباه باشد؟ یکی خواهد گفت: خیر، دین من حقیقت مطلق است. دیگری خواهد گفت: خیر، کمونیسم علمیترین و درستترین ایدئولوژی است. و اینجاست که متوجه میشوید، این دو چندان هم از هم دور نیستند!
همانطور که ادیان پیامبران و امامانی دارند که سخنانشان وحی محسوب میشود، کمونیسم هم رهبرانی دارد که گفتههایشان حقیقت نهایی شمرده میشود. تصویر استالین، لنین، مائو و چهگوارا در دل بسیاری از کمونیستها همان احترامی را دارد که قدیسان در ادیان دارند.
هر دین یک کتاب مقدس دارد که پیروان آن را فراتر از زمان و بینیاز از اصلاح میدانند. کمونیستهای جزماندیش هم مانیفست کمونیست و سرمایه مارکس را مانند متون مقدس، بیچونوچرا قبول دارند، حتی اگر دنیا هزاران بار تغییر کرده باشد.
ادیان وعدهی بهشتی در آخرت را میدهند، جایی که عدالت، خوشبختی و سعادت مطلق برقرار است. کمونیسم هم نوید جامعهای بیطبقه و کاملاً برابر را میدهد، اما مثل بهشت دینی، این آرمانشهر کمونیستی هم همیشه در آینده قرار دارد و هیچوقت به آن نمیرسیم.
در ادیان، کسی که از عقاید رسمی منحرف شود، مرتد یا کافر نامیده شده و طرد یا مجازات میشود. در کمونیسم هم، هر کس که از ایدئولوژی رسمی فاصله بگیرد، (ضدانقلاب) دشمن خلق یا (خائن)نام میگیرد و سرنوشتش چیزی جز اخراج، زندان یا حتی اعدام نیست.
در ادیان، شیطان منبع همهی شرارتهاست. در کمونیسم، سرمایهداری همان نقش را دارد. مشکلات اقتصادی، فقر، جنگ؟ همه تقصیر سرمایهداری است! همانطور که برخی دینداران میگویند که دنیا را شیطان فاسد کرده، برخی کمونیستها هم باور دارند که جهان فقط بهخاطر سرمایهداری تباه شده است.
ادیان مراسم عبادی دارند: نماز، دعا، زیارت. در کمونیسم جزمگرا هم مناسک خاصی وجود دارد: راهپیماییهای عظیم، شعارهای انقلابی، بالا نگه داشتن تصاویر رهبران. همانطور که در ادیان، تصاویر قدیسان در خانهها دیده میشود، در رژیمهای کمونیستی مجسمههای رهبران همهجا هستند.
اگر یک حکومت دینی دچار فساد شود، دینداران میگویند: اینها دین واقعی را اجرا نکردند! کمونیستهای جزماندیش هم وقتی به شکستهای حکومتهای کمونیستی اشاره میکنید، میگویند: آنها کمونیسم واقعی را اجرا نکردند! در هر دو مورد، مسئولیت شکستها از دوش ایدئولوژی برداشته میشود.
در تاریخ ادیان، افرادی که میخواستند دین را اصلاح کنند، اغلب تکفیر یا کشته شدهاند. در کمونیسم هم کسانی مانند تروتسکی که قصد تغییر مسیر را داشتند، یا به قتل رسیدند یا به کلی از تاریخ حذف شدند.
کمونیسم و دین، در نگاه اول، در دو سوی کاملاً متضاد قرار دارند. اما وقتی یک ایدئولوژی به یک حقیقت مطلق و غیرقابلچالش تبدیل شود، تفاوتی نمیکند که نامش دین باشد یا کمونیسم نتیجه یکی است: جزماندیشی، سرکوب، و وعدههایی که هیچگاه تحقق نمییابند. در نهایت، تفکر انتقادی و پرسشگری تنها راهی است که میتواند ما را از این دایرهی بیپایان مطلقگرایی نجات دهد ...
🆔@JOIN3AAA
Post #3261
3.89K