عصر خداناباوران
پیتر واتسون فیلسوف تاریخ نگار مولف کتابهای متعدد است که سم هریس برای کتاب جدیدش، عصر خداناباوران با او مصاحبه کرده.
واتسون میگوید دلیل شروع کتاب با نیچه این است که او در ۱۸۸۲ با اعلام اینکه «خدا مرده است» و ما او را به قتل رساندهایم، ضربهای بزرگ به مفهوم خدا بود. البته این مهمترین ضربه نبود بلکه انتشار کتاب منشا انواع داروین، مهمترین ضربه را به باور مسیحی وارد کرد ولی اظهارات تنها بیست سال بعد نیچه را می.توان در رده دوم نشاند.
داروین پذیرش بهتری در آلمان نسبت به کشور خودش پیدا کرد و نیچه هم به شکلی وسیعی در آلمان خوانده میشد. نیچه بود که به مردم با زبانی رسا و فاخر نشان داد هیچ چیز متافیزیکال و ماورطبیعی وجود ندارد و هیچ چیز ارزشمندتر از خود زندگی نیست. این ایدهای بسیار خطرناک در آن روزگار بود و هم امروز هم برای بسیاری فکر کردن به آن دشوار است.
واتسون معتقد است که روانشناسی یا رواندرمانی به نوعی، جای مذهب را پر کرده است. از نظر تاریخی بیشتر شخصیتهای مذهبی، از نظر روانی عجیب و غریب بودهاند. فهم مذهب از دریچه روانشناسی، به ما نشان میدهد که مذهب بیشتر پاسخ ذهنی ما به محیط پرآشوبمان بوده. این سراسقف کنتربری بود که اعلام کرد مسیح نجات دهنده، تبدیل به مسیح رواندرمانگر شده است. به علاوه مردم امروز به روان درمانی تنها برای مشکلات روانی نمیروند بلکه بسیاریشان در جستجوی معنا سر از تراپی در میآورند.
مقصود نهایی کتاب این است که مذهب را نبایستی از دریچه خداشناسانه، بلکه بایستی از رویکردی جامعهشناسانه نگاه کرد. سم هریس به باورهای عجیب مذهبی زیادی اشاره کرده ولی من به یکی برخوردم در هندوستان که موتورسیلکتی انگلیسی را میپرستند. پژوهشی که نوریس و انگلهارت انجام دادهاند نشان میدهد که مذهب در کشورهایی که مصیبت فراوان است رو به گسترش است، ایدز قحطی، جنگ و در جاهایی که امنیت بیشتری وجود دارد مثل غرب، خداناباوری است که در حال رشد است.
واتسون خود را پیرو نیچه و رورتی میداند که زباندان بودند و از نامیدن چیزها استقبال میکردند. این دانش است که به ما دانستههای جدیدی میدهد که با خودش، نامهای جدید میآورد، رانش قارهای، ذره هیگز. اما همین کار را بهترینهای هنری همچون تئاتر و شعر هم انجام میدهند. امروز دانش به شکل فزایندهای از دسترس افراد عادی خارج میشود. زبان هم زمان به ما اجازه میدهد دقیق باشیم و هم تعمیم بدهیم. اگر به دنبال تعالی در زندگی هستیم، نیکی و زیبایی را میتوانیم هدف قرار بدهیم ولی همیشه بایستی در نظر داشته باشیم که دستیافتمان محدود، شخصی و همیشه غیرنهایی است. مک انتایر زندگی خوب را تلاش برای یافتن زندگی خوب تعریف میکرد. این یعنی کوشیدن. بدون کوشش هیچ رضایت و معنایی در کار نیست.
🆔@JOIN3AAA
Post #3164
3.94K