برنا و دوستش در کافهای در حال گفتوگو در مورد وجود اللّه هستند:
دوستش: برنا، میدانی چرا من ایمان قوی به اللّه دارم؟
برنا: خب، بگو چرا؟
دوستش: چون قرآن میگه اللّه وجود داره.
برنا: جالب است ، ولی قرآن از کجا آمده؟
دوستش: از سوی اللّه.
برنا: (با کنجکاوی) یعنی اللّه به خودش ارجاع داده که باورش کنیم؟
دوستش: بله، این ایمان ماست.
برنا: خب، بگذار یک مثال بزنم. فرض کن من یک دفترچه دارم که داخلش نوشته: "برنا نابغهترین انسان جهان است و البته بهترین نوازنده کلارینت در کل دنیاست ."
دوستش: خب؟
برنا: حالا اگر کسی بپرسه چرا این حرف درست است، من میگم : "چون دفترچه گفته."
دوستش: ولی این منطقی نیست!
برنا: دقیقاً! برای همین نمیتوانیم چیزی را فقط به خودش استناد بدهیم. باید شواهد بیرونی هم باشه.
دوستش: ولی قرآن معجزه است.
برنا: معجزه؟ مثل وقتی که من یک پارچه کهنه را میگیرم و با خیاطی یک لباس شگفتانگیز میسازم؟ آن هم یک نوع معجزه است، ولی هیچ قیچیای نگفته که خداست!
دوستش: (با خنده) تو همیشه اینطور حرفها را پیچیده میکنی!
برنا: شاید، ولی بعضی وقتا لازم است پیچیدگیها را باز کنیم و دوباره نگاه کنیم. شاید جواب، جایی باشد که انتظارش را نداریم.
🆔@JOIN3AAA
Post #3156
4.1K
- 👍 87
- 👎 18
- 👌 2
- ❤ 1
- 😢 1