❗️شخصی که روایت مورد بحث را متاسفانه تقطیعِ مخل کرده بود پس از تذکر بنده به ایشان ادامهی روایت را نیز بیان کرد اما شگفت آور آن که ادعا کرده است صدر روایت دلالت بر دیدن خداوند با چشم در روز قیامت میکند و ذیل روایت دلالت بر مشاهدهی خداوند با قلب دارد !!
🔹 اگر چه حقیقتا روایت بسیار واضح است و هر کس بدون هیچ پیش فرضی روایت را مطالعه کند به مقصود امام آگاه میشود لکن برای رفع شبهه روایت را توضیح میدهیم:
▫️ابوبصیر از امام سوال میکند که آیا مومنین در روز قیامت خداوند را مشاهده میکنند؟! [ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَرَاهُ اَلْمُؤْمِنُونَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ ]
▫️امام پاسخ میدهند که مومنین خداوند را در روز قیامت مشاهده میکنند و قبل از روز قیامت در عالم ذر مشاهده کردند [ نَعَمْ وَ قَدْ رَأَوْهُ قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَقُلْتُ مَتَی قَالَ حِينَ قَالَ لَهُمْ - أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قٰالُوا بَلیٰ ]
▫️سپس امام پس از لحظاتی سکوت خطاب به ابوبصیر میفرمایند که خداوند در همین دنیا هم قابل مشاهده است آیا تو او را نمیبینی ؟! [ قَالَ #وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنِينَ لَيَرَوْنَهُ فِي اَلدُّنْيَا قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ أَ لَسْتَ تَرَاهُ فِي وَقْتِكَ هَذَا ]
🔹 توضیح دو نکته در خصوص فراز بالا از روایت:
1⃣ امام این جمله را با #واو_عطف به کلام پیشین متصل کرده و بدون هیچ قرینهای، همان تعبیر «رؤیت» را دربارهی دنیا و قیامت به کار بردهاند. بنابراین اصل، وحدت سیاق و و به تبع آن وحدت مراد است.
2⃣ مشاهدهی خداوند توسط ابوبصیر در این دنیا قطعا مشاهده با چشم نیست.
✅ از آنجا که سیاق کلام یکی است بنابراین منظور از مشاهدهی خداوند در قیامت و عالم ذر نیز مشاهده با چشم نیست.
بنابراین تا اینجای روایت مشخص شد مقصود امام از دیدار خداوند مشاهده با چشم نیست.
▫️ پس از فزاز بالا ابوبصیر از امام سوال میکند که آیا این کلام شما را برای مردم نقل کنم ؟! [ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأُحَدِّثُ #بِهَذَا عَنْكَ ]
دقت کنید که تعبیر «بهذا» به تمام گفتوگوی پیشین بازمیگردد، در نتیجه این مطلب نیز مویدی است که تمام کلام سابق امام در یک سیاق و یک معنا است.
▫️امام پاسخ میدهد که خیر این کلام مرا برای بقیه نقل نکن چون ممکن است مردم برداشت اشتباه کنند و دچار تشبیه خداوند به مخلوقات شوند [ فَقَالَ لاَ فَإِنَّكَ إِذَا حَدَّثْتَ بِهِ فَأَنْكَرَهُ مُنْكِرٌ جَاهِلٌ بِمَعْنَی مَا تَقُولُهُ ثُمَّ قَدَّرَ أَنَّ ذَلِكَ تَشْبِيهٌ كَفَرَ ]
▫️سپس امام مقصود خود از روئیت خداوند را توضیح میدهند و میفرمایند: در حالی که روئیت خداوند با قلب مانند روئیت خداوند با چشم نیست [ و مستلزم تشبیه خداوند به مخلوق نیست ] پس منزه است خداوند از تشبیه به مخلوقاتش [ لَيْسَتِ اَلرُّؤْيَةُ بِالْقَلْبِ كَالرُّؤْيَةِ بِالْعَيْنِ تَعَالَی اَللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ اَلْمُشَبِّهُونَ وَ اَلْمُلْحِدُونَ ]
✅ بنابراین ذیل روایت، مفسر صدر آن است، نه اینکه موضوع جدیدی را آغاز کرده باشد. امام ابتدا رؤیت را اثبات میکنند، سپس چون احتمال میدهند شنونده آن را بر رؤیت بصری حمل کند، حقیقت مراد خود را بیان میفرمایند که این رؤیت، رؤیت قلبی است، نه رؤیت چشمی؛ و به همین جهت نیز خداوند را از تشبیه و تجسیم تنزیه میکنند.
✅ اگر مقصود امام در صدر روایت رؤیت بصری و در ذیل آن رؤیت قلبی بود، لازم بود هنگام انتقال از یک معنا به معنای دیگر، قرینهای بر این انتقال ذکر کند؛ زیرا حمل یک لفظ بر دو معنای کاملاً متفاوت در یک سیاق، بدون هیچ قرینهای، خلاف ظاهر کلام است.
🆔 @javaheralklam
Post #2417
242
- 👍 4
- 👎 2
- 👌 2
- ❤ 1
- 🔥 1
- 🤩 1