#فوائد_رجالیه (18)
🔹 وهابی مثلا خواسته است این روایت را بر اساس قواعدی که ما در کانال بیان کردیم و قبول داریم تصحیح کند اما نه تنها صحت روایت را بر اساس مبانی پذیرفته شده نزد ما اثبات نکرد بلکه در واقع ضعف روایت را نیز اثبات کرد !
ما در نقد این روایت بیان شده توسط وهابی گفتیم که در سند روایت دو شخص مجهول وجود دارد :
▫️حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ [ مجهول ] قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو اَلْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى [ مجهول ] عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي اَلْمِقْدَامِ [ مختلف فیه ] وَ زِيَادِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ [ مجهول ] قَالاَ:
⁉️ وهابی برای توثیق علی بن احمد میگوید او همان علی بن احمد بن موسی الدقاق است که هم جزء مشایخ اجازه شیخ صدوق میباشد و هم شیخ صدوق از او اکثار روایت دارد که این دو امر باعث وثاقت او میشود .
✅ پاسخ: شیخ اصف محسنی در لیستی که از مشایخ شیخ صدوق ارائه میدهد اینگونه میآورد :
▫️علي بن أحمد بن محمّد بن عمران الدقاق 89 مرّة من مجموع 97 موردا [ شیخ صدوق از ایشان ۹۷ بار روایت کرده که از این بین ۸۹ بار بر ایشان ترحم و یا ترضی کرده است ]
▫️علي بن أحمد بن موسى لم يذكر اسمه بدون التّرحّم أو التّرضى مرّة واحدة، و جاء مع لقب الدّقاق 66 مرّة مع الرحم أو الترضية [ شیخ صدوق از ایشان 66 بار نقل حدیث کرده و هر در همهی موارد اسم ایشان همراه ترحم و یا ترضی بوده است ]
☑️ اگر علی بن احمد موجود در روایات فوق متحد با یکی از موارد بالا باشد وثاقت او ثابت است اما شیخ صدوق مشایخ دیگری نیز به همین نام داشته است همچنین این دو اسم اسامی بسیار متعارفی بودند بنابراین به صورت قاطع نمیتوان گفت وقتی شیخ صدوق از علی بن احمد #بدون لقب دقاق نقل حدیث میکند منظور ایشان همان دو استاد معروف ایشان باشد؛ اگر چه این امر نیز محتمل است اما در قواعد عام توثیق اخذ به قدر متیقن میشود .
⁉️ وهابی برای توثیق روای دوم میگوید اجلاء از ایشان نقل حدیث کردند و نقل اجلاء طبق مبنای شما باعث وثاقت است !
✅ پاسخ: #اکثار نقل اجلاء از شخصی کاشفیت از اعتماد آنها به او دارند که این اعتماد اماره بر وثاقت اوست؛ اما اگر تعداد زیادی از اجلاء و ثقات هر کدام تعداد محدودی روایت از شخصی نقل کنند این امر مصداق #اکثار روایت که مبنای ماست نمیباشد 👈 بنابراین باعث وثاقت نمیشود .
🔹 موضوع بالا نکتهای است نباید از آن غفلت کرد و فقهاء نیز آن را بیان کردند :
1⃣ استاد اعرافی از جمله برجستهترین اساتید دروس خارج در این زمینه میگوید :
این وجه سوم است که ممکن است ادعا شود و پاسخ هم روشن است: اولاً قاعده اکثار نقل موردقبول نیست و لااقل کسانی مثل آقای خویی قبول ندارند و فیالجمله آن را قبول داریم و واقعاً اگر نقل از راوی اکثار پیدا کند از دو جهت یکی اینکه رواتی که از او نقل میکنند و ثقه اند زیاد باشند و علاوه بر این زیاد هم نقلشده باشد نه اینکه هرکدام یک روایت نقل کرده باشند مثلاً آقای الف بسیار معتبر ده روایت از ایشان نقل کرده باشد آقای ب بسیار معتبر هفت روایت نقل کرده باشد آقای ج معتبر چند روایت نقل کرده باشد تعدد روات ناقل از شخص روات جلیلالقدر راوی از او آنهم با تعدد روایت اگر باشد ممکن است این قاعده پذیرفته شود .
2⃣ همچنین استاد بزرگوار و دقیق النظر جناب شهیدی این نکته را تذکر میدهند :
صاحب مستدرک فرموده اند: أجلاّئی مانند حمیری و سعد بن عبدالله أشعری و أحمد بن محمّد بن عیسی از علیّ بن اسماعیل روایت نقل کرده اند، که این دالّ بر وثاقت او در نزد این بزرگان می باشد.
و لکن این مطلب نیز ناتمام است:
چرا که آنچه کاشف از وثاقت می باشد، کثرت نقل أجلاّء می باشد و این مطلب در مورد علیّ بن اسماعیل ثابت نیست.
☑️ بنابراین در خصوص راوی دوم [ابوالعباس] اگر چه چند نفر از اجلاء از او نقل روایت کردند اما #اکثار نقل ندارند بنابراین وثاقت او ثابت نیست .
✅ نتیجه آنکه حتی اگر وثاقت راوی اول را قبول کنیم اما راوی دوم همچنان مجهول است و روایت سندا ضعیف است .
🆔 @javaheralklam
Post #1451
499