🔹خلاصه ترجمهی روایت فوق :
▫️ زراره در خصوص یک موضوع کلامی از امام باقر علیهالسلام سوالی میکند و امام نیز به صورت خلاصه پاسخ او را میدهد .
زراره به این علت که پاسخ امام را درک نمیکند در ذهنش خطور میکند که امام علم بحث و مناظره را ندارد! ( اما این گمان را حتی به زبان هم نمیآورد .)
سپس وقتی امام برای زراره توضیح بیشتر میدهد زراره به خطای خود پی میبرد و اعتراف میکند که : 👈 به خدا منم كه علم بحث و مناظره را ندارم .
🔸 در خصوص این روایت چند نکته را بیان میشود :
1⃣ این گمان و فکر جناب زراره قطعا اشتباه و خطا است؛ اما به صرف یک گمانی که آن را به زبان نیز نیاورده است نمیتوان ایشان را مواخذه کرد همان گونه علامه مجلسی نیز به این نکته اشاره میکند :
▫️إنه يمكن أن يكون ذلك بمحض خطور بال لا يؤاخذ الإنسان به
📚مراه العقول جلد ۱۱، صفحه ۱۱۶
2⃣ پس از اینکه امام باقر علیهالسلام برای زراره مطلب را بیشتر توضیح میدهد؛ زراره به گمانی که به خطا به ذهنش خطور کرده بود پی میبرد و اعتراف به اشتباه خود میکند .
☑️ این گمان با اینکه قطعا اشتباه است گناهی برای جناب زراره نیست زیرا این گمان را به زبان نیاورد و به نادرستی آن پی برد .
Post #1099
308

- 👍 8
- 👎 1