با دلِ خود چه خیری دیدهای از تپیدن؟
زین همه دل سپردن زین همه دل بریدن؟
مانده از هر تکاپو، خسته از هر هیاهو
ای خوشا جان سپردن ای خوشا آرمیدن
من در اینسو تو آنسو... قسمت ما همین بود
دیدن اما نبودن، بودن اما ندیدن
هر دومان سنگ خوردیم، زخمِ نیرنگ خوردیم
من برای نشستن تو برای پریدن
دین و دل را به بازار میتوان برد، اما
دین برای فروش است دل برای خریدن
#جواد_زهتاب
.
Post #324
348
Forwarded from جواد زهتاب