💡حافظ ایرانی یا ایران حافظی؟
اگر حافظ فقط یک شاعر ایرانی باشد، اگر تنها یک نام پرافتخار در فهرست مشاهیر ملی ما باشد، [...] این حقیقت به خودی خود دستاورد چندانی برای ما نیست. هممیهنی و هماقلیمی، همچون همزبانی و همنژادی، امور دادهشدهاند؛ نه فضیلتهای اکتسابی. هیچکس به سبب محل تولد خود شایستهٔ ستایش نیست. اینکه حافظ ایرانی است، بیش از آنکه دربارهٔ ما چیزی بگوید، دربارهٔ حافظ چیزی میگوید. اما اینکه ایران حافظی باشد، دربارهٔ ماست. اینجا تفاوتی بنیادی آشکار میشود:
«حافظ ایرانی است» گزارهای دربارهٔ گذشته است.
«ایران حافظی است» گزارهای دربارهٔ اکنون و آینده است.
اولی میتواند مایهٔ غرور باشد؛ دومی مستلزم مسئولیت است.
ایران حافظی، ایرانی نیست که فقط حافظ داشته باشد؛ ایرانی است که بتواند ارزشهای حافظی را در زندگی فرهنگی و اجتماعی خود تحقق بخشد.
ایران حافظی، ایرانی است که در آن فردیت ارزش داشته باشد؛ دگراندیشی جرم فرهنگی محسوب نشود؛ آزاداندیشی فضیلت باشد؛ دیگری بتواند دیگری بماند و همچنان محترم باشد؛ مدارا نه نشانهٔ ضعف، بلکه نشانهٔ بلوغ باشد؛ و هیچکس به سبب متفاوت اندیشیدن، مجبور نباشد خود را «به مُلکی دیگر اندازد».
[...]
ایرانی که در آن برای متفاوت بودن، اندیشیدن، شک کردن، پرسیدن، شعر گفتن، عشق ورزیدن و فرد بودن، انسان ناچار نشود وطن فرهنگی خویش را ترک کند. این شاید معنای عمیقتر «ایران حافظی» باشد. نه ایرانی که همهٔ مردمش حافظ را بخوانند؛ بلکه ایرانی که حافظ اگر در آن میزیست، از بسیاری از بیماریهایی که بر آن شوریده بود، دوباره به ستوه نمیآمد.
و اینجاست که شاید بتوانیم به مسئلهٔ «افتخار» نیز از نو نگاه کنیم. چه چیزی واقعاً مایهٔ افتخار یک ملت است؟ اینکه در گذشته مردان و زنانی بزرگ در میان آنان زیستهاند؟ یا اینکه آن ملت توانسته است چیزی از بزرگی آنان را به زمانهٔ خود منتقل کند؟
«حافظ ایرانی است»، یک واقعیت تاریخی است. اما اگر ایران حافظی باشد، این یک دستاورد فرهنگی است و میان واقعیت و دستاورد، فاصلهای بسیار است. به همین دلیل، شاید بهتر باشد به جای آنکه مدام تکرار کنیم «حافظ ایرانی است»، از خود بپرسیم:
چقدر ایرانِ ما حافظی است؟
همین پرسش را میتوان دربارهٔ دیگر بزرگان فرهنگمان نیز مطرح کرد.
مهم نیست فقط اینکه خیام ایرانی است؛ مهم این است که آیا ایران خیامی است.
مهم نیست فقط اینکه مولانا ایرانی است؛ مهم این است که آیا ایران مولانایی است.
مهم نیست که نام بزرگانمان در جهان شنیده میشود؛ مهم این است که اندیشهٔ آنان در اکنونِ ما چه حضوری دارد.
بزرگی یک ملت در تعداد بزرگان گذشتهاش نیست؛ در نسبتی است که با آنان برقرار میکند.
میتوان حافظ را بر سر زبان داشت و حافظی نبود.
میتوان حافظ را ستود و از او چیزی نیاموخت.
✍🏼 #مسعود_زنجانی
٢٠ مهر ١۴٠۵
(ویراستی تازه از یادداشتی قدیمی - به مناسبت روز بزرگداشت #حافظ)
⬅️ متن کامل یادداشت
🔗 زنده باد فلسفه!
#پاس_فرهنگ
@Jaryaann
Post #8176
592